یادی از یار و مرد ی از جنس تاریخ جاودانه و ماندگار و باشکوه و سرفراز ایران زمین

یادی از یار و مرد ی  از جنس تاریخ جاودانه و ماندگار و باشکوه و سرفراز ایران زمین

یکشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۴

نگذاریم قلعه بابک به سرنوشت ارگ علیشاه تبریز دچار شود

نگذاریم قلعه بابک به سرنوشت ارگ علیشاه دچار شود !!!!
رژیم جنا یتکار ملائی از بدو غصب ایران در سال 1357 هماره بر اثر ترس و و حشت از قیام مردم آذربایجان فشار مضاعفی را بر مردم این دیار وارد آورده و سمبل این اعمال ممنوعیت بازدید مردم
از قلعه بابک می باشد.ممنوعیت موسیقی آذری ممنوعیت چاپ کتابهای آذری ممنوعیت محل های
تجمع مردم که با فرهنگ آذری بیشتر آشنا می شدند و انتخاب مدیران برای تصدی پست های رژیمی و
غیر آذری وغیر بومی کردن ادارات و کارخانجات آذربایجان توسط غیر بومی و غیر آذری ها تحقیرو القاء این ذهنیت که مردم آذربایجان و زبان آذری حقیر هستندو دست آخر تخریب اماکن تاریخی و باستا نی و
غارت آنها که نشانگر افتخار و پیشینه آزادگی آذری ها است و ممنوعیت شناسای و معرفی به توریست ها و نیز ممنوعیت ترددبه این مکانها و تلاش در گمنام ساختن و بی اهمیت جلوه دادن این محل ها می باشد .
رژیم از سال 1360 به طرق گوناگونو با ایجاد جو تهدید و ارعاب مردم سعی در منع بازدید مردم آذربایجان از کعبه آمال خود یعنی قلعه بابک بوده است زمانی به بهانه حضور گروههای چپی در قلعه ... و از دو سال پیش با یک ترفند شیطانی طرح اجرای مانور آنهم در یک منطقه با آثار باستانی و تاریخی بی شمار و
نیز منطقه ای که از نظر جغرافیای در هیچ جای دنیا شبیه و لنگه برای آن نمی شود پیدا کرد.منطقه ای مسکونی و عشایری و نیز وجود گونه های وحش نادر و در حال انقراض که جزو گونه های حفاظت شده می باشندهمه نشان دهنده بی اساس بودن داستان مانور می باشد.
18 و 20 تیر ماه برای رژیم به معنای اولین قیام مردمی (دانشجویان وجوانان ومردم عادی و کارگران و...)بطور رسمی و سراسری علیه بیداد رژیم جنایت پیشه ملائی بوده و برای مردم ماه امید برای آزادی
ایران که هر ساله آن را به بهترین وضعیت نکو و پاس می دارند.و از طرفی قرین شدن مراسم بزرگداشت
دلاور ایران بابک که در هفته دوم تیر ماه هر سال بخوبی برگزار می شود نگرانی و تشویش ملایان را بیشتر کرده بنابر این رژیم شیطانی ملائی از دو سال پیش با مکر و کید مسلمانی خود طرح مانور
بسیجیان را در این منطقه برگزار می کند.
رژیم فرهنگ ستیز و مردم ستیز ملائی با اجرای این طرح مانور علاوه بر آنکه میلیارد ها تومان (حدود 3/1 یک میلیارد و سیصد میلیون تومان در سال 1382 ) هزینه بر دوش مردم ایران میگذارد نیز باعث خسارات جبران ناپذیر تاریخی و فرهنگی و باستانی و نیزخسارات مادی سنگین بر اهالی منطقه و خسارات جبران ناپذیر بر طبیعت بکر و گونه های حفاظت شده آن منطقه وارد می سازد.
هجوم بیش از 30 هزار بسیجی که اغلب از استانهای غیر آذری هستند و با توجه به میانگین تحصیلات آنها
و حضور اینهمه تخریب گر با لفعل در آن واحد در قلعه بابک به بهانه مانور و برپائی چادر ها و اتاقک های فلزی و چوبی و نیز جمع آوری چوب برای سوزاندن توسط انبوه بسیجی و استفاده از آبهای منطقه با
آن ظرفیت بالا و ریختن انواع زباله در دامنه پاک قلعه و ....یعنی تخریب طبیعت یعنی تخریب زندگی و خیانت به مردم منطقه یعنی بی احترامی به آرمانهای مردم ایران و آذربایجان یعنی تخریب آثار باستانی و....
یعنی احترام نگذاشتن به باور های مردم و تحقیر این باور ها توسط رژیم را می رساند.
اما اساس و اهداف مانور همانگونه که می دانیم بیشتر در زمینه آموزش نیرو های آماتور و آشنائی با منطقه که بایستی بر اساس برنامه و اهداف که در مناطق با همین مشخصات مشابه طبیعی احتمالا بصورت واقعی در منطقه اصلی عملیات پیاده شود اجرا میشود.(که مهمترین هدف مانور آموزش نیرو های آماتور و آشنای با عملیات در اینگونه مناطق میباشد).برای اجرای مانور ابتدائی ترین مسله تدارکات لازم نیرو ها و تامین و تعیین محل استقرار تعریف محل اجرای اهداف مانور و حدود منطقه اجرای مانور و مدت زمان اجرای مانور و فاصله معین با مناطق مسکونی و...می باشد. در حالی که گنجایش و اسکان 30 هزار نفر در این منطقه بطور همزمان یعنی فاجعه !!!و عمق فاجعه و قتی درک میشود که مدت مانور نیز گاهی از
دو ماه و بیشتر نیز تجاوز میکند و آنهم با نیرو های آماتوری که عموما سطح فرهنگ پائین داشته و از مناطق غیر آذری می باشند.
افراد بومی و محلی اگر هم بسیجی باشند به هر حال عرق آذری داشته و صرف نظر از هر طرز تفکر و ایده
احترامی خاصی به بابک و آرمانهای وی و آثار بجا مانده از شهامت و شجاعت و دلاوری سردار میهن پرست آذری داشته وارزش معنوی به آنها قایل بودند و کوچکترین خسارات و تخریب به این آثار نمی زنند
و این در حالی که اکثر فرماندهان و افراد حاضر شده در مانور از غیر آذری ها دعوت شده اند که کوچکترین شناختی و احترامی و نه در ظاهر و نه در باطن به فرهنگ آذربایجان نداشته وندارندو با توجه به نوع معرفی به این افراد بالطبع احترام به آثار و ارزش ملی و بجای مانده از دلاور ایران را
هیچ گونه نگه نمیدارند واحتمالا به تعمد و یا بدون نیت و قصد قبلی و از روی بی تفاوتی و بی احترامی که این آثار چون اعراب کفر می دانند خسارات جبران ناپذیری به این اثر تاریخ ساز و غرور انگیز وارد کرده و خواهند کرد. از سوی دیگر حضور 30 هزار جوان که هر کدام با فرهنگ و تربیت خاص خود راهی این مکان ورجاوند و مقدس آذری ها شده اند در واقع خود بعنوان یک تخریب گر ذاتی برای ویران ساختن ارزشهای مردم آذربایجان میباشد. در هر حال اجرای دو ساله مانور آنهم بعد از جریانات 18 تیر و 20 تیر
1378 تبریز در منطقه کلیبر و شدت گرفتن این همه محدویت ها و ممنوعیت ها چه تعریفی میتواند داشته باشد؟ ویا اینهمه شدت عمل رژیم با مصادف شدن ایام بزرگداشت روز جهانی بابک و 18 تیر ماه سالروز قیام مردم ایران بر علیه رژیم بی ارتباط نیست؟
مگر نه اینکه رژیم مدعی دمکراسی و حکومتی است که پایه های آن بر روی مقبولیت مردم قرار گرفته و نمایش های راهپیمایی را بعنوان پشتوانه خود ارائه میداده؟
پس چه توجیه ای می توانند برای ممنوعیت زیارت مردم که حداقل یک روز برای تجدید عهد پیمان با آرمانهای بابکو تجلیل بزرگی وی مانع حضور مردم در آن محل میگردنند ؟
موضوع اصلی این است که چنانکه اعراب از نام بابک آشفته و پریشان بوده و هستند ادامه دهندگان راه
سیاهی اعراب این رژیم نیز از تجلیل یاد و خاطره بابکمضطرب و پریشان میشوند و ترس از اتحاد خود جوش مردمی که نیکی را از پلیدی تمیز داده اند.می توانند برای رسیدن به مراد و مطلوب خود تمام راهها را برای خود باز کنند .
بابک دلاور پاکی بود که سیاهی را به گریه انداخت و نگذاشت ظلمت سیاهی اسلام حداقل چندین دهه بر آذربایجان سایه افکند و اعراب فاتح ایران عاجز از فتح 5/1 ایران شده بودند. و اگر به لطف خائنین نبود صدای آزادی ایران را هزار و دویست سال قبل می شنیدیم.
کارنامه درخشان!!!!اسلام که همواره بر غارت و کشتار و تجاوز راه گشائی برای متجاوزین به این مرز بوم وخیانت به ملت ایران بوده و اما کارنامه چندین دهه بابک که هدفی جز آزادگی و استقلال و آزاد زیستن
مردم دیار خود و بیگانه ستیزی و مبارزه برای مردم خود بود . دلاوری که شجاعت را در عمل و نه در نوشته های متعصبانه و مغرضانه اعراب به اثبات رسانده.احترام به خاک و سرزمین خود و تلاش برای آزادی آن و وفای به عهد و نوازش بی پناهان و امان دادن شکست خوردگان دلاوری که در د وست و دشمن اعتراف به بزرگی و شجاعت و پاکی کردند.( حضور انبوه مردم عاشق که برای تجدید پیمان با آرمانهای بابک خواب ناز غارتگری رژیم را سخت برآشفته) بابکی که هزاران شخصیت جهانی در
ذکر بزرگی و یاد آوری شجاعت و تهور وی هنگام مثله شدن به دست اعراب مسلمان سر تعظیم فرود آورده و از کشور اکراین وجمهوری آذربایجان و از نقاط مختلف دنیا مرارت و رنج این سفر را برای حلاوت و تجلیل شکوه عهد و پیمان و تجدید زیارت خود با بابک بر خود هموار می سازند.
مسله مهم و اساسی دیگر از عوارض بر پائی مانور خسارات مادی سنگین که به مردم منطقه وارد می شود.رژیم ضد مردمی ملائی که برای مردم تحت تسلط خود هیچ حق و حقوقی قایل نبوده و حتی از ابتدای ترین حقوق مشروع زیستی هر انسان نیز به افراد تحت حاکمیت خود دریغ نموده مردم زحمتکش کلیبر و روستا های اطراف قلعه به خاطر موقعیت منحصر به فرد منطقه کلیبر و قلعه بابک و کوههای جمهور و اطراف آن تنها ممر در آمدی آنها از توریست و بازدید کنندگان از قلعه در مدت تابستان کوتاه منطقه است.
روستائیان منطقه فوق مصنوعات و محصولات و تولیدات کشاورزی و دامی خود را در طول این دو ماه اندی به دیدار کنندگان از قلعه می فروشند اما به برکت رژیم مردم ستیز ملائی اکنون دو سال است که اهالی این منطقه در وضع بد اقتصادی بسر میبرند. در تحقیقی که بنده از روستا های اطراف قلعه و خود کلیبر داشتم در روستای زاویه(زویه) و نیز عشایر کوچ کننده اطراف قلعه (که ییلاق خوبی برای پرورش دامها است)آن محل داشتم شکایت از نابسا مانی اقتصادی در این دو سال اخیر می کنند . کینه شتری و عربی !! این رژیم از نام بابک که در نهایت ضربه اصلی را مردم فقیر و دردمند منطقه تحمل می کنند آنها اظهار می داشتند که سالیانه ما روستاییان در آمد قابل توجهی از فروش دست باف های مانند گلیم – ورنی – قالیچه –پشم – پوست حیوانات شکاری و اهلی – بوقلمون – مرغ – غاز- ماست – کره – پنیر- عسل – نان محلی و ..... و همچنین بلدچی شدن برای توریست ها کسب درآمد می کردیم و عایدات کلانی نصیب ما میشد که در فصول سخت وطولانی وسرد زمستانهای این منطقه پشتوانه امرار معاش خانواده های ما بود!!! و اکثر جشن های عروسی و مراسم اسب دوانی خود را به سبب جلب و جذب بیشتر توریست به این ایام ( فصل تابستان ) موکول می کردیم ولی اینک نه توریستی هست که از ما چیزی بخرد و نه از ما راهنما و بلد چی طلب کند و نه پولی هست تا جشن عروسی برگزار کنیم!!! ( و این در حالی است که مقامات رژیمی استان آ.ش همیشه از عدم توانای جذب توریست به آذربایجان شکایت کرده و اینکه نتوانسته اند جذبه های توریستی استان را به توریست ها معرفی کنند و سمینار های راه کاری برای این موضوع برگزار می کنند )
و بنابر این با پایین بودن معرفی مناطق توریستی استان از یک سو و پایین بودن انگیزه توریست ها برای دیدار از مناطق آذربایجان و دلیل عمده دیگر ممانعت رژیم از معرفی این آثار به توریست ها آمار جذب توریست را به استان به حد صفر رسانده است. در حالی که آذربایجان پتانسیل بالای برای انتخاب توریست ها دارد. ولی هیچگاه اشاره به جنایت محرز و فاحش و آشکاری تاریخی و فرهنگی رژِیم در این استان نمی کنند(همانگونه که ارگ علیشاه تبریز را بعد از غارت دفائن و گنجینه های نهانی در عمق بیش از 30 متری بعد از خاک برداری به مصلای نماز جمعه در چندین طبقه تبدیل کردند که عظمت و شکوه ارگ در برابر اسکلت ها و تیر آهن ها و بنای بت خانه نماز جمعه اصلا محو و ناپید شده!!!!).
مردم منطقه کلیبر هر یک به نوعی در سالهای گذشته با سرزدن به ادارادت و بانک های مختلف مبالغی وام جهت رفع احتیاجات خود گرفته که حتی قادر به پرداخت اصل وام نیستند حالا چه رسد به نزول و اسکونت ویژه اسلامی !!! رژِیم !که توسط مسلمانان ناب محمدی! توجیه و حلال شده.
پسری 18 ساله بنام رحمان اهل روستای زاویه کلیبر از گرفتن انعام های خوب از توریست ها برای راهنما
شدن و بردن آنها به مناطق دیدنی و با صفا کلیبر در چند سال قبل می کند و با حالت ناراحتی و اعتراض می گوید اینجا ( در روستا زاویه) یک شیطان است و آنهم شورای ده می باشد که هم مسول مخابرات و هم خبر چین پاسگاه و سپاه است !! و به غیر از وی کسی از وضعیت بوجود آمده رژیم راضی نیست!!! بلاخره ما به کجا شکایت کنیم ما توانای گذران زندگی مان را نداریم بایستی نماینده مجلس که حتی راه روستای ما را نیز بلد نیست جوابگوی این فضاحت رژیم باشد.
مرد کهنسالی به نام مش ممد(مشهدی محمد) اهل همین روستا می گوید : که اینا آدم نیستند(رژیم) به فکر مردم با شند سالی چند مرتبه تبلیغ می کنند که فرزنداتان را جهت طلبگی به قم بفرستید راه تا رهبر شدن در مملکت باز است!!! ولی برای مردم ما راه کاری درست نشان نمی دهند این شیوه مردم داری نیست؟
چند جوان در حالی که سخنان پیر مرد را تایید می کنند ادامه می دهند هر کسی در این روستا دنبال دارو و
درمان برود نمی تواند پیدا کند !!!ولی مواد مخدر فراوان !! است و یکی دیگر با خنده می گوید در پاسگاه کیلوی موجود است!!!
و ای ایرانی و ای آذربایجانی !!
بیایید همت کنیم دیگر نگذاریم قلعه بابک به سرنوشت ارگ تبریز دچار شود و چنان ارگ پر غرور اینک در زیر سایه بنای بت خانه نماز جمعه مسلمانان !!از نظر ها ناپدید شده و در واقع دیگر نیست اگر چه
.....؟
پس چاره من ام توای و مائیم ای دوست با هر ایده و عقیده ای و مرامی که قابل احترام است!!!بیایید در یک گرد همایی باشکوه و در شان نام بابک و آذربایجان دیگر بار با آرمانهای دلاور نامی ایران و عرب ستیز هم پیمان شویم و به کوری چشم رژِیم دست در دست و بازو در بازوی حلقه کرده و تا ستیغ قلعه سرود آزادگی و استقلال ایران را هم آواز شویم.

www.khorramdin.org
www.khorramdin.mihanblog.com
www.babak-khorramdin.com

www.ariuoz.persianblog.com
www.ariuoz.tk

جایگاه بابک خرمدین

جایگاه بابک خرمدین
تمامی مردم آذربایجان بلکه ایران حداقل برای یکبار هم شده با حضور در قلعه باستانی و تاریخی بابک

شکوه و عظمت آن را ستوده اند . این قلعه که به نام های جمهور و قلعه بذ به سبب قرار گرفتن بلند ترین

قله در کوهی به نام جمهور و منطقه بنام بذ به این نامها نیز معروف است .در سه کیلومتری جنوب غربی

شهر کلیبر و بر بلند ترین قله کوهستانی منطقه به ارتفاع 2600 متر بنا گردیده است .جنگلهای طبیعی دره

های این کوهستان به زیبایی و شکوه این قلعه می افزاید.

این قلعه در تاریخ 21/4/ 1354خورشیدی تحت شماره 623 به همت کارشناسان

دلسوز اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه زیر نظر وزارت فرهنگ دولت شاهنشاهی در فهرست آثار

ملی ایران به ثبت رسیده است.

معروفیت این قلعه بنام بابک از جهت حضور و استقامت و بیگانه ستیزی بابک خرمدین در این

محل و مقابله او با اعراب مسلمان (خلفای عباسی) متجاوز بر ایران بوده است.

موقعیت جغرافیای و طبیعی قلعه:

اطراف این قلعه را از هر طرف دره های به عمق 400 متر تا 600 متر فرا گرفته و تنها راه رسیدن به آن

راهی بز رو است!! کلیه بارو و برجهای مخروطی و استوانه ای و مدور آن با سنگ های تراشیده و سنگ

مالون و گچ و ملاط و ساروج بیکدیگر متصل گردیده است . قبل از اینکه به دروازه قلعه برسیم از معبری

بصورت دالان باریک که 200 متر از دروازه قلعه فاصله دارد و زیر سلطه و نظر نگهبانان است باید عبور نمود. محوطه ای که بارو و قصر بابک بر فراز آن ساخته شده است نزدیک به ده هزار متر مربع و

سعت دارد و از یک تالار مرکزی و چندین اتاق و تاسیسات مختلف تشکیل شده است .این قلعه پر آوازه

منطقه را بعنوان یکی از بزرگترین مراکز آثار پر جذبه توریستی داخلی و خارجی نموده است . قلعه از نظر

نظامی و سوق الجیشی فوق العاده مهم بوده و قلعه دارای آب انبار و انبار مواد غذایی و تاسیسات دفاعی و

قصر و حوض خانه و اصطبل و ...است.

با توجه به موقعیت جغرافیای و نقش تدافعی آن اکثر محققین بنای اولیه این قلعه را به دوره های پیش از

هجوم اعراب و به دوره اواخر ساسانی و پس از آن احتما لا خرم دینان مربوط دانسته اند

قلعه در نزدیکی شهرستان کلیبر جزو شهرستان اهر محدود بین کوههای Gumbasur و palesh در

مشرق دره رودخانه کلیبر و شعبه ای از قرهء سوء واقع در مغرب رودخانه بزرگ قرهء سوء در ارتفاعی

دقیقا 2300 متر از سطح دریا قرار گرفته است.

تعداد طبقات بنا قلعه یک و دو طبقه (اتاق ها) می باشد کاربری فعلی بنا بعنوان توریستی و زیارتی محل گرد آمدن هزاران آزادی خواه و وطن پرست و مبارز علیه سیاهی اعراب و اسلام است. قلعه بابک مدرک

افتخار و سربلندی آذربایجانیان علیه اعراب مسلمان متجاوز و محل درس آموزی آزادگی و انسانیت و

مبارز که در خود گرد می آورد.

شهرستان کلیبر بخش مرکزی کلیبر از توابع شهرستان اهر واقع در استان( تکه تکه شده) آذربایجان شرقی

در 43 کیلومتری شهر اهر و در طول شرقی 30 درجه و 47 دقیقه از نصف النهار گرینویچ و 46 درجه و 45
دقیقه و 38 ثانیه عرض شمالی واقع شده است اراضی این بخش اغلب کوهستانی و یکی از مهمترین و

حاصلخیز ترین بخش های شهرستان اهر می باشد که در قسمت شمالی کوههای معروف به قره داغ و در

جنوب رود ارس (آراز) قرار گرفته است.

بیش از 40 کتاب به زبانهای عربی مورخان متعصب عرب و بیش از 28 کتاب به زبان فارسی و بیش از 7

جلد کتاب به زبان انگلیسی در مجد و شکوه اقدامات بابک مطالبی نوشته اند از جمله شهریاران گمنا م

اثر احمد کسروی سعید نفیسی عباس اقبال آشتیانی ذبیح الله صفا محمد جواد مشکور سیف الله کام بخش فرد

و عربها ابو علی محمد بلعمی ابو الفضل بیهقی حمد الله مستوفی اعتماد السلطنته خوند میر (حبیب السیر)

محمد بن اسحاق ابن ندیم(الفهرست) وتاریخ الرسل و الملوک تالیف محمد بن جلیل طبری که مسعودی آن را

به فارسی ترجمه کرده و.....

بابک در زمان خلافت مامون هفتمین خلیفه بنی عباسی به سال 198 تا 218 ه.ق علیه حکومت جابر

عرب قیام و در آذربا یجان و در قسمت های شمالی و غربی ایران پیروان بسیاری گرد آورد و با عمال و

سپاه خلیفه وارد مبارزه گردید بابک از سال 201 تا 222 ه.ق سپاهیان خلفای عباسی را که برای

سرکوبی او به آذربایجان حمله می کردند نابود ساخته

بابکبا نفوذ اعراب مسلمان مخالف بود و مبارزه می کرد برای استقلال ایران با مردانگی تمام سپاه

اعراب را تار مار کرد.

بابک قهرمان ملی و دلاور آذربایجانی و ایران قیام دامنه داری را هدایت می کرد که بعد از 1240 سال

پیروانش همان ره وی را با همان اهداف بیگانه ستیزی و مبارزه بر علیه متجاوز ستمگر را می پویند.

آری بابکبا نام آزادی ایران و آذربایجان بار ها سپاه عظیم خلفای عرب زا شکست سختی داد تا بلاخره

در دوره خلافت ابو اسحق محمد معتصم (218 تا 227 ه.ق ) هشتمین خلیفه بنی عباس خیذر بن کاووس

ملقب به افشین پادشاه اشروسنه (ماوراء النهر) که از طرف پدر ایرانی و مادر اش اسیر جنگی ازبک بوده

به تحریک خلیفه و با حیله بابک را دستگیر و به بغداد می فرستند.

در سال 223 او را بر طبق عرف اعراب و مسلمانان وحشی مثله کردند و ابتدا دست و پایش را قطع کردند

و سپس او را به طرز وحشیانه ای که ویژه جوامع عرب و مسلمانان می باشند وی را قطعه قطعه کردند تا

بگمان خود نامی از وی نماند.اما در موقع اعدام بابک بر طبق فتوی و دستور خلیفه جانشین محمد!!!

خون بابک مردار بوده و اگر قطره ای بر لباس و یا حتی بر قسمتی از بدن هر کسی بیافتد بایستی آن

قسمت را ببرند !!! اما به هنگامی که یکی از دست های بابک را قطع می کردند با بقایای دست بریده

خون به چهره اش می مالید و در پاسخ معتصم که علت را پرسیده بود بابک دلیرانه گفت چهره خود را

به خون می آلایم تا پریدگی و زردی رویم را حمل بر وحشت و ترس نکنند !!!!!

و چه خوش سروده عماد الدین نسیمی دیگر افتخار آفرین آذری:

آندم که عجل موکل مرد شود آه ام چو دم سحر گهان سرد شود

خورشید که پر دل تر از آن چیزی نیست هنگام غروب رخش همی زرد شود


وای خلیفه تو که مدعی هستی خون من مردار و بر روی هر قسمتی که بیافتد بایستی آن قسمت را ببرند

پس قطره ای از خون ام بر روی بازوی تو افتاده است درست که مسلمان و عرب هستی و پایبند هیچ اصول

و گفتار اخلاقی نیستی حداقل به فتوی و دستوری که خود دادی عمل کن و آن قسمت از گوشت بازویت را

ببر!!! ولی خلیفه پست فطرت از ترس شماتت بابک مانند بزدلان فورا به داخل آغل خود رفت.!!!
چیزی بعد ازشهادت بابک !!خلیفه بنی عباسی در سال 225 ه.ق بر مازیار و در سال 226 بر افشین که به طمع مال و منال در اجرای آمال خلیفه به هم پیمان خود بابک خیانت کرده بود دست یافت و وی را به

قتل رساند و اینچنین است عاقبت خیانت کاران زبون!!
اهداف بابک بر هم زدن اساس خلافت با احیای آداب و سنن ایرانی و تجدید استقلال میهن خود بوده است

این مرد دلیر و میهن پرست در مدت بیش از 23 سال سپاهیان خلفای عباسی و اعراب را نابود ساخته و

درس دیگری از مردمی بودن و اعتماد به نفس را در عین حال سود جستن از مواهب طبیعی برای جبران

کمبود تجهیزات نظامی و موقعیت شناسی و فرماندهی و اعتقاد به دفع دشمن متجاوز را به آیندگان آموخت

که اینک در دانشگا هها و مراکز آموزش نظامی جهان و ارتش شاهنشاهی تدریس می شده.

دلیر مردی که حتی پس از دستگیر شدن و تا آخر ین لحظه حیات لب از شماتت اعراب و اسلام و عشق و

علاقه خود را به استقلال ایران با بهترین صورت در برابر خلیفه (جانشین محمد!!!) و اطرافیانش ثابت کرد.

در باب افکار و اصول عقاید دینی بابک که بر اساس آئین بهی (زرتشتی)بوده و

اگر چه افکار وی را به افکار مزدک نزدیک دانسته اند که این نتیجه عدم اطلاع کافی از نظرات بابک و

نظرات مزدکی ها بوده و نیز تشابه برخی از افکار بابک و معاصر بودن با مزدک باعث تقویت این نظریه

شده است (کتاب جهان عاری از اسلام جلد دوم تالیف بنده) .سعید نفیسی در باب مذهب بابک خرم

دین در کتاب بابک خرمدین دلاورآذربایجان می نویسد خرم دین نام عامیست برای

دین تازه ای که اصلاحاتی در دین زرتشت بوجود آورده بودند و شاید این کلمه تقلیدی باشد از ترکیب به

دین یا دین بهی که در باره دین زرتشت می گفتند که در قرن دوم هجری در ایران آشکار شده که پس از

غصب ایران توسط اعراب در نواحی از ایران و در کوهستانهای مرکز و مغرب و شمال غربی ایران پنهانی

می زیستند (با قیام بابک ) در این زمان دین خود را آشکار کردند .چون اصلاحاتی درنحوه اجرای

آئین زردتشتی و نوع معرفی این آئین از طرف موبدان به مردم بوجود آورده بودند شاید بتوان آنها را

بعنوان پروتستانهای آئین زرتشتی نامید.( کتاب جهان عاری از اسلام جلد دوم تالیف بنده).

نفی طبقات و اینکه نبایستی انسانها در چهار چوب طبقات مقید باشند و با ارزشهای انسانی و تعاریف

انسانی در آئین زرتشتی منافات داشته بنابر این انسان آزاد بایستی روح پاک و استعداد و ذوق و علاقه خود

را در منتهای درجه بکار اندازد و محصور و محدود بودن در طبقه خاص انگیزه پیشرفت و تلاش انسانها را

برای رسیدن مرز اهورائی باز می دارد .و نیز برای مواقع ضروری و نیاز وطن تنها یک طبقه وظیفه

دفاع از وطن را داشته و بدین ترتیب یعنی ضعف بنیاد های دفاعی وطن که در نهایت سبب ساز تسلط اعراب

بر ایران نیز گردیده بود و وضعیت صنعت و آموزش و کشاورزی و.... نیز بر همین منوال بوده است.

بابک اعتقاد داشت هر انسانی اختیار داشته در صورت توانای و ذوق و استعداد داشتن می تواند به

حرفه و کسب اجداد خود و یا دیگران نیز بگرود و دو جوان می تواند خارج از محدوده مقید طبقات در

صورت داشتن علاقه با هم ازدواج کنند. و بر طبق آموزش های بنیادی زرتشت و نیز بر اساس روش

کشور داری و مردم داری کوروش کبیر آموزش و یاد گیری را بر هر کسی آزاد گذاشت و چنانکه

که تفکرات اجتماعی توام با در نظر گرفتن حرمت حریم فردی و یعنی همزمان با در نظر گرفتن جنبه

اجتماعی جامعه به فرد نیز توجه داشت . همانطوری که زیر بنای اندیشه و تئوری های مکاتب فلسفی

اجتماعی و سوسیالیستی فلاسفه معاصر نیز از اندیشه های بابک متاثر بوده و می باشد.

"بابک خرمدین عناد و عداوت شگفت انگیزی با عنصر عرب و مسلمان می ورزید و از دروغ و

پلید ی ها بیزار ی می جست و این امر نتیجه جز سودای استقلال ایران و احیاء مجد و عظمت این سامان

نداشت بابک با قیام خود راه را برای استقلال طلبی امثال طاهر ذوالیمین و یعقوب لیث صفاری و

مرداویچ بن زیار همراه کرد."

بابک همواره به یاران خود گوشزد می کرد که از نام گذاری فرزندان خود به اسامی عربی بپرهیزند!!

نویسندگان و مورخین اسلامی و اعراب پیوسته بعلت تعصب شدید و همچنین عمق ضربات سنگین که سپاه اعراب از بابک دریافته بود همواره خواستند تا آنجای که افکار منجمد و مسلمانی آنها اجازه می داد علیه بابک تاخت نمایند و از این روست که آئین بابک را با غرض ورزی و به تعمد مزدکی معرفی کرده

اند. از آنجای که تنها منبع تحقیقاتی که ما از تاریخ خود داریم متاسفانه بیشتر عربی است و این نویسندگان

هم به هیچ عنوان راه اعتدال و بی طرفی را در نگارش های خود بکار نگرفته اند و در تمام این منابع به

سبب شکست ها و غلبه بابک بر اعراب و خلیفه آثار خود را در این نوشته کاملا مشهود بوده است چرا که

خلیفه تنها منبع تامین مالی این نویسندگان عرب بوده و از سوی تحت تاثیر شمشیر خلیفه به جستن راه های

جهت ترور شخصیت بابک از هر اقدامی فروگذار نکردند.و اینان هیچگاه نتوانسته اند و یا نخواسته اند جنبه

بی طرفی در درج وقایع تاریخی را حفظ کنند بنابر این با آگاهی بر این موضوع که در ایران قبل از غصب

اسلام !!مردم نظر بدی نسبت به اهل بدعت و بدعت آورندگان به آئین زردشتی داشتند و حتی نمی توانستند

آنها را در میان خود بپذیرند بخصوص مزدکی ها را با آن رسوائی اخلاقی که بدعت آورده بود !!و نیز

پادشاهان وقت و امرای محلی همواره در صدد نابودی آنها بودند (از جمله مانویون و مزدکیون زندیک ها)

از این رو نویسندگان عرب بطور عمدی بابک را در نظر ایرانیان زندیک و پیرو مزدک قلمداد کنند تا از

طرف مردم ایران مورد یاری و حمایت قرار نگیرد.در حالی که بابک هماره یکتا پرست و پیرو آئین نیک

زردشتی بود .با توجه به نوع نگرش مزدکی ها و آئین های بخصوص غیر اخلاقی و نیز خرافاتی آنها ....

این افکار هیچگاه در قاموس بابک راهی نداشت و یا اصلا گام به مبارزه بر علیه متجاوز بیگانه عرب نمی

گذاشت و یا تفکر مزدکی اشتراک زنان که جز انحراف اخلاقی و تن پروری ببار می آورد که هیچگاه برازنده

شیرمرد آذربایجان نخواهد بود.حرمت و قداست ناموس سبب شده بود که بابک به جنگ بیگانگان برود.

و یا بر اساس آئین مزدکی با سلطه و رهبریت یک نفر بر دیگران مبارزه نمایئد!!در آنصورت یاران بابک

چون نگینی وی را همیشه در بر نمی گرفتندو تا لحظه آخر حاضر شدند که با جان شیرین خود ارجمندی

بابک و آذربایجان را بیمه کنند.اما نسبت دادن عقاید مزدک به سوسیالیسم بر می گردد به ذهنیت تقسیم و

مساوات که در آئین مزدک بود !ولی مزدک فرمان به غارت بی چیزان از اموال و ناموس دارا ها را صادر

می کرد و این را از اصول آئین خود می دانست و چنین طرز تفکری در قیاس با یک مکتب که مبتنی بر

آرمانهای کل جامعه که از روی مطالعات و براساس تئوری و عقیده علمی است را نمی توان با یک نظر

افراطی مریض که از فرط قحطی و گرسنگی مبادرت به سوء استفاده از احساسات و عقیده مردم در نشر

غارتگری بی عفتی مردم واجرای عقاید خود می کرده را به حساب عقاید سوسیالیستی گذاشت مگر نه آنکه

هرغارتگری و دزدی ناموس مردم را به حساب هیچ افکار و عقاید مترقی نمی توان گنجاند که مطالعه بیشتر

وجامع تر را از ما می طلبد.

از آئین به دین(دین بهی ) خرم دینان که نشات از آموزش و تعالیم آئین زردتشتی گرفته بود تنها فریاد بابک

بر تحریف عقاید پاک دین زردتشتی بود که بوسیله نارسائی تعلیمات موبدان با اصل دین زردتشتی موجبات

غصب اعراب بر ایران شده بودند.برخی موبدان قدرت دوست که آلوده مقام وپست های حکومتی شده بودند

در پیروزی عقاید غیر خدائی و نیز بنوعی سبب ساز تسلط اعراب بر ایران شده بودند و اعتراض بابک نه

بر اصل دین بلکه بر نحوه اجرای و نیز تحریفات و کوتاهی از آموزش موبدان بود.

بنابر این سعی نویسندگان عرب و یا ایرانی عربی نویس که خواسته اند بابک و قیام پرشکوه وی از روی

غرض ورزی به مزدکی نسبت بدهند بر می گردد به عظمت ضربه ای که بابک بر پیکر خلیفه و اعراب وارد

کرده بود و اگر هر کسی با هر ایده و آئینی و مذهبی به قداست قیام بابک ایمان آورده و یا در آن تاریکی

ظلمت اسلام و اعراب قیام وی طلیعه نوری بود که ایرانیان را بر گرد خود جمع کرده نشانگر مزدکی بودن

بابک نمی تواند باشد.

اما ابن ندیم در کتاب الفهرست در بحث راجع به بابک و آرمانهای او چنان راه بی عدالتی و خصمانه ای را پیموده که نشانگر اوج صدمات و آسیب های که سپاه اعراب از بابک خورده بود را می رساند چنانکه توهین به مادر بابک و تحقیر شغل پدر بابک و تحقیر مادر بابک و بوالهوس نشان دادن بابککه بیشتر شایسته مسلمانان می باشد نه ایرانیان . بابک که جزء احیاء

استقلال ایران و کوتاه کردن دست دشمنان این آب و خاک از گریبان مردم ایران آرزوئی نداشته در نوشته

های عرب( که متاسفانه به دلیل فقدان منابع لازم) چنین معرفی می شود.

و اما ما در نوجوانی با سگ ها مسابقه و بازی می دادیم بدین منظور که هر کس

بتواند با انداختن سنگ به سگ ها صدای سگ را بیشتر بلند می کرد آن برنده می شد و طبعا

هر سگی که ضربه شد یدی می خورد وق وق و زوزه بلندی سر می داد که بی

شباهت به نویسندگان اعراب و مسلمانان از عمق ضربه ای که از بابک دریافت

نموده بودند نیست.

http://www.khorramdin.org/
http://www.babak-khorramdin.com/
http://www.khorramdin.mihanblog.com/
http://www.ariuoz.tk/
http://www.ariuoz.persianblog.com/

پنجشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۴


اتهام ارتداد به مجتبی سميع نژاد (مديار)

ارتداد!!خنده دار نيست؟گريه دار نيست؟ خجالت آور نيست؟ در چه دوره ای داريم زندگی می کنيم؟_ همگی حکم چنین اتهامی را می دانیم پس منتظر چه هستیم؟_ تومار برای آزادی مدیار _ رد اتهام ارتداد یک وبلاگ نویس زندانی توسط دادگاه ( مثل اينکه من چيزی رو درست نفهميدم! ارتداد بر اساس قانون مجازات اسلامی جرم نيست؟؟ ... احتمالا رضای عزيز هم اشتباه فهميده باشه(!!)‌: من موحدم ، تو آزاده ای ، مديار مرتد نيست ..._ مظلوميت مديار ، نوشته سعید نازنین_اگه سنگ کليه نداشتم، برمي گردم! ( نمايش کمدی به سبک خارجی!...ولی در حول مصلحت و آبروی نظام به سبک ايرانی!)...از پشت پرده اسد عزيزم که تازگيها نوشته های طنز خیلی خوبی رو مي خونم تو وبلاگش_آرش سيگارچی آزاد شد! (خيلی خوشحالم، امیدوارم موقتی نباشه و امیدوارم باز هم از این خبرهای خوب بشنویم)
ازوبلاگ شبنم

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۳

خجسته و فرخنده باد نوروز جمشيدی ـ فروزان باد آذر اهورايی



خجسته و فرخنده باد نوروز جمشيدی ـ فروزان باد آذر اهورايی
فرا رسيدن سبزی وشکوه جلوه ايرانی بر ايرانيان و پاکان جهان
شادباش می گوئيم.به اميد اهتزازپرچم باستانی شير خورشيد
نشان ايران زمين در سال ۸۴ و دفع رژيم نانجيب و بيگانه ملايی
آريو سراجی
بزودی سلسله مقالاتی در ارتباط باالگوی بی بديل مردانگی و آزادگی
بابک بزرگ را و جنايت ديگر رژيم در تخريب آثار ملی و جهانی قلعه بابک که
نماد مبارزه مردم ايران در برا بر اعراب مسلمانان متجاوز و نيز ياد آور شکست
وقيحانه مسلمانان ميباشد را در وبلاگ خواهيم نوشت.
اما سال جديد بد نيست يک خاطره شاد از دوران اسارت خود به دست
دژخيمان رژيم ملائی در سال ۸۲ را جهت انبساط خاطر ياران بازگونمايم.
بعد از سپری کردن انفرادی در اطلاعات تبريز به زندان تبريز روانه شديم
و در آنجا منظره عجيبی مشاهده کردم چرا که دو نفر زندانيان سياسی
کمتر از ۱۷ سال داشتند !!!! و پدر يکی از پسر های جوان نيز به تازگی فوت
شده بود بلاخرهروحيه در حد صفر بود!! پرسيدم برای چه دستگير شدين ؟
فقط به جرم ترقه در کردن!!!زير بد ترين شکنجه اطلاعات ناجا قرار گرفته بود
بعد چند روز که بنده در آنجا جا افتادم به فکر گرفتن جشن تولد رسيدن به ۱۷
سالگی اين عزيز گرفتيم؟ کيک ما بيسکويت و شمع ما چوب کبريت روی
بيسکويت !!!ولی همه با روحيه از چند تن اوباش و روسای زندانهم دعوت به
اين مراسم کرديم و يک نمايش با اجازه اين اوباش اجرا کرديم:
يک ملا و چند مامور رژيم و عده ای دانشجو قهرمان اصلی اين داستان بودند
داستان اين نمايش بدين گونه بود که بعد دستگيری چندين تن از دانشجويان
در زندان بخاطر شرايط غير قابل تحمل و شکنجه يکی از دانشجويان اعلام
همکاری با رژيم می دهد و به همه می گويد من به راه راست می خواهم
برم!!! همه دوستان با چشم بد به وی نگاه ميکنن وحتی بعضی ها با وی
صحبت هم نمی کنن!!
روز معرفی اين دانشجو به بقيه دوستان وی واينکه چقدر مورد رافت
اسلامی قرار گرفته و بقيه نيز بايستی چنين راهی را پيش بگيرند!!!
بلاخره دانشجوی جوان به روی سکوی سخنرانی درصبحگاه رفته وبعد از
معرفی خود اعلام ميدارد که ديگر حاضر نيست حتی به يک ايرانی و دوستان
خو د خدمت ارائه کند ولی حاضر است شبانه روز در خدمت تمامی ملا ها و
پاسبانها و حاميان رژيم باشد!!!!
ملائی و رئيس زندان به وجد آمده و ضمن تحسين اين جوان شغل و مهارت
وی را میپرسند!!!
جوان در جواب ميگود من غسال و مرده شور
هستم!!!


فرا رسيدن سبزی وشکوه جلوه ايرانی بر ايرانيان و پاکان جهان
شادباش می گوئيم.به اميد اهتزازپرچم باستانی شير خورشيد
نشان ايران زمين در سال ۸۴ و دفع رژيم نانجيب و بيگانه ملايی
آريو سراجی
بزودی سلسله مقالاتی در ارتباط باالگوی بی بديل مردانگی و آزادگی
بابک بزرگ را و جنايت ديگر رژيم در تخريب آثار ملی و جهانی قلعه بابک که
نماد مبارزه مردم ايران در برا بر اعراب مسلمانان متجاوز و نيز ياد آور شکست
وقيحانه مسلمانان ميباشد را در وبلاگ خواهيم نوشت.
اما سال جديد بد نيست يک خاطره شاد از دوران اسارت خود به دست
دژخيمان رژيم ملائی در سال ۸۲ را جهت انبساط خاطر ياران بازگونمايم.
بعد از سپری کردن انفرادی در اطلاعات تبريز به زندان تبريز روانه شديم
و در آنجا منظره عجيبی مشاهده کردم چرا که دو نفر زندانيان سياسی
کمتر از ۱۷ سال داشتند !!!! و پدر يکی از پسر های جوان نيز به تازگی فوت
شده بود بلاخرهروحيه در حد صفر بود!! پرسيدم برای چه دستگير شدين ؟
فقط به جرم ترقه در کردن!!!زير بد ترين شکنجه اطلاعات ناجا قرار گرفته بود
بعد چند روز که بنده در آنجا جا افتادم به فکر گرفتن جشن تولد رسيدن به ۱۷
سالگی اين عزيز گرفتيم؟ کيک ما بيسکويت و شمع ما چوب کبريت روی
بيسکويت !!!ولی همه با روحيه از چند تن اوباش و روسای زندانهم دعوت به
اين مراسم کرديم و يک نمايش با اجازه اين اوباش اجرا کرديم:
يک ملا و چند مامور رژيم و عده ای دانشجو قهرمان اصلی اين داستان بودند
داستان اين نمايش بدين گونه بود که بعد دستگيری چندين تن از دانشجويان
در زندان بخاطر شرايط غير قابل تحمل و شکنجه يکی از دانشجويان اعلام
همکاری با رژيم می دهد و به همه می گويد من به راه راست می خواهم
برم!!! همه دوستان با چشم بد به وی نگاه ميکنن وحتی بعضی ها با وی
صحبت هم نمی کنن!!
روز معرفی اين دانشجو به بقيه دوستان وی واينکه چقدر مورد رافت
اسلامی قرار گرفته و بقيه نيز بايستی چنين راهی را پيش بگيرند!!!
بلاخره دانشجوی جوان به روی سکوی سخنرانی درصبحگاه رفته وبعد از
معرفی خود اعلام ميدارد که ديگر حاضر نيست حتی به يک ايرانی و دوستان
خو د خدمت ارائه کند ولی حاضر است شبانه روز در خدمت تمامی ملا ها و
پاسبانها و حاميان رژيم باشد!!!!
ملائی و رئيس زندان به وجد آمده و ضمن تحسين اين جوان شغل و مهارت
وی را میپرسند!!!
جوان در جواب ميگود من غسال و مرده شور
هستم!!!

مبارزه منفی مردم و انعکاس ضعف و عاجزی رژیم در چهارشنبه سوری

در آئین بهی ایرانیان پاک آخرین چهارشنبه سال و مراسم بزرگداشت آن از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده واست.چرا که یاد آور ستیز روشنی و پاکی با پلیدی و شر سیاهی میباشد.
پس از غصب ایران توسط اعراب ایرانیان پاک و داهی با آگاهی از نادانی و نابخردی قوم شر اعراب مسلمان که روز چهارشنبه را نحس می پنداشتند با تجلیل این روز مبارزه علنی و آشکار با سیاهی اسلام را از همان اوان غصب ایران شروع کردند و جالب آنکه آنزمان نیز( مانند حالا که ایران عزیز ما توسط ادامه دهندگان اعراب غصب شده) مردم خود جوش اولا برای برپا داشتن مراسم اصیل ایرانی و همچنین در مبارزه نور علیه شر و سیاهی خونریز اسلام گامی بلند و پر افتخار نهادند .
مبارزه منفی که همانند پتک بر سر هر رژیمی غاصب و شر و جنایتکار مانند تندر نواخته شده.
رژیم جنایتکار و فاسد ملائی که سر سلسله و ادامه دهنده راه قوم شر سیاهی اعراب مسلمان می باشد در تقلای برای بیشتر ماندگار شدن از هر نوع جنایت بر علیه مردم ابا ندارند و در حالی که مردم نیز همانند نیاکان خود از هر فرصتی برای مبارزه علیه رژیم جنایتکار ملائی نهایت سود برده و در نهایت برنده نهائی
مردم بودند.مبارزه ای که هر سال بسوی اوج و شکوفائی و هدفمند شدن میرسد و همچنین درماندگی و عجز و بیچارگی و مستاصل بودن رژیم را نشان می دهد. آری مردم فهیم ایران بخصوص مردم همیشه سربلند و پر آوازه تبریز که خود تعیین کننده در مبارزه علیه رژیم بوده و میباشند این بار مردان و زنان و جوانان رهرو بابک !!! برگ افتخار دیگری را امضا کرده اند که هر کسی را وادار به تحسین کرده.
رژیم درمانده و بی آبروی ملائی از ترس مردم آذربایجان از چندین روز قبل با تخلیه پمپ بنزین مقابل دانشگاه و عدم ارائه سرویس به مشتریان و همچنین با کشیدن ورق آهنی بصورت نرده جلوی پمپ بنزین و گماشتن بیش از 40 مامور در آنجا با عنایت به اینکه پمپ بنزین فوق چسبیده به کلانتری میباشد و نیز گماشتن نیروی انتظامی بصورت دو ردیفه بر روی پل هوائی آبرسانی که به گمان خود مردم عاصی از ظلم و جنایت و فساد ملا ها را بتوانند کنترل کنند که خیال بس عبث بوده از ساعت 9 الی 9:20 در زندان تبریز بخصوص بند سه گانه با زدن قاشق به نرده ها به شادمانی و در واقع اعتراض به رژیم را نشان دادند.
اما جوانان دلاور شهرک نور تبریز در پارک اشکان و کوی لاله و مجتمع مسکونی صدف ومحله امامیه و
بچه های طالقانی وشاهگلی و یوسف آباد و عباسی و منجم و حکم آباد و خانه سازی و..... با شعله ور کردن آتش که مظهر پاکی و سوزاننده سیاهی ملا های فاسد و دزد و جا نی بود جلا ل و شکوه پر عظمت و شایسته آذری به همه نشان دادند. در پارک اشکان با سوزاندن نمادی از مترسک ملا ها و نیز با گرد زدن دور آتش و خواندن سرود "ای ایران..."شکوه دیگری به این مراسم مقدس و پاک ضد ملائی داد.
در فلکه بزرگ نور تعداد انفجار ها به حدی زیاد بود که بلاخره نیروی انتظامی عقب نشست.
در یک حضور دیگر در ولی عصر تبریز که خانم های زیادی در آنجا بودند بر اثر پرتاب یک ترقه توسط یک دختر بر روی ماشین 110 مردم هورا کشیدند و در آبرسانی و در عباسی و سیلاب جوانان بصورت دسته جمعی برای گرامی داشت مراسم بیرون آمده بودند و با ترکاندن ترقه های پر صدا نیروی انتظامی کاملا کلافه شده بود و صدای انفجار یک آن قطع نمی شد و تمام هوای بصورت دود آلود بود مردم در حال رفتن به آبرسانی بودند که ماموران مانع این کار آنها بودند و نیروی انتظامی بر روی پل زیر گذر استد شهریار تعدادی از جوانان را به جرم ترکاندن ترقه دستگیر کرد و لی همین کار رژِِیم باعث تداوم و استمرار در بر پائی جشن بطوری که در آبرسان در یک لحظه صدای چندین انفجار چندین ترقه پر صدا بلند شد و
بلاخره برنامه مراسم چهارشنبه سوری تا ساعت 11 ادامه داشت و بقول بچه ها اگر ترقه ها تمام نمی شد
تا صبح ادامه داشت و نکته جالب در اینجاست که رژیم از چند روز قبل با اتخاذ تدابیر برای مقابله با مردم آماده شده بود بطوری که آماده باش بودن تمام نیرو های رژیم و حضور شکوهمند مردم در این مراسم بود



آریو سراجی

دوشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۳

زردی من از تو، سرخی تو از من

زردی من از تو، سرخی تو از من


ما با همت بلندمان و با تيغ مظلوميت، برنده ترين برنده ها به جنگ ديو پليد ظلم خواهيم رفت، بايد از همين اينک شادباشمان گفت که ما را شکستی نيست. وه كه چه تماشايی است آنگاه كه شيشه عمر ديو بشکند.
هم ميهن نگاه کن، بهار بهار مظلومان است، چهار شنبه سوری از خانه برون آی، کمی همت، نوروزت را با هم ميهنان ستم ديده ات هرشب در کوی و خيابان و ميدان جشن گير، برقص و نغمه خوانی کن، به خداوند ايران که اهريمن پليد و نحس را تا پيش از سيزده بدر بزانو در خواهی آورد، از پس آن فرخنده بهاری در تاريخ سرزمينت آغاز خواهد شد!


ما زين پس دو وب سايت خواهيم داشت
www.hezbemihan.org
www.hezbemihan.com

ره یکی است و جز این نیست "


محسن پزشکپور:
ره یکی است و جز این نیست "
انتقال حاکمیت به ملت
اکنون مدت هاست بحث پیرامون"جامعه وحکومت"محدود و محصور به بحث و گفتو میان مدعیان نرمش و سازگاری احکام شریعت با جامعه و یا "جزمی بودن" و "قاطعیت و انصراف" ناپذیری آن احکام از زندگی اجتماعی درمیان است.آنچه بدان عنوان صف آزادیخواه و اصلاح طلب داده اند براین نکته پامی فشارند که:احکام ناشی از حاکمیت شریعت وحاکمیت خداوندی است می تواندبریا زندگی مردم نرمش قابل تحملی دشاته باشد و یا حد استصواب"را نه درسطحی چنان شدید و غلاظ قراردهد و بخشی دیگر که برآنان عنوان راستگرا و محافظه کار و سنتی گذارده اند براین نظر هستندکه :حکومت از آن خداست وحکم خدا که همان حکم شریعت است نمی تواند درهیچ مورد کم وکاست پیدا کند .
درواقع هنگامی که نیک بنگریم و ازدایره ی تبلیغات وسیع و سمعی و بصری که هردو را یکجا و با قدرتی بی سابقه در اختیاراین دو طیف قرارداده اند موضوع را بررسی کنیم به این نتیجه می رسیم که این همه بحث وجدل تنها برای اثبات صحت و یا عدم صحت نظرات گروه های فرقه ای و یا به بیان دیگر برای حاکمیت فرقه ای می تواند مناسب ومفید باشد نه برای جامعه به مفهوم عام(چه جامعه ملی وچه جامعه بین الملل)و یا می تواند برای همان "حاکمیت فرقه ای" یعنی حکومت فرضی یک هیئت و میسیون خاص مذهبی مناسب باشد نه برای یک حکومت جامع به مفهوم مقوله تاریخی واجتماعی چه در"سطح ملی چه درسطح منطقه ای وچه درسطح بین المللی".
در اینجا به دنبال این مقال سریعا باید بیان دارم که هرگز مراد از آنچه بیان شد این نیست که:دین ازجامعه وحتی دین ازسیاست جدا باشد.مفهوم ذهنی جدایی دین ازجامعه و یا جدایی از سیاست مفهومی است کلاسیک ذهنی و شکست خورده که هرگز در هیچ یک از دوره های تاریخ اجتماعی نتوانسته مصداقی موفق پیدا کند.اگرهم حاکمانی بوده اند که خواسته اند دین و مذهب را از جامعه طرد کنند و یا بنای حکومت خود را برمبنای گریز از دین(دین زدایی)قرار دهند چنان حکومتهایی به ناچار برابر جامعه قرار گرفته اند و جنگ بین چنین حکومتها و ملتها تعارض و نبردی بوده است به ازهم پاشیدن و اضمحلال دورانی از تاریخ و حاکمیت ها انجامیده است.هرجا جامعه خودبه خود و بنا به اصل اجتناب ناپذیر نظام هستی بزرگ دارای یک سلسله معتقدات و باورهایی است این سلسله معتقدات و باورهای چه به اعتقاد ما الهی باشند و چه غیر الهی با هم و یکجا برای جامعه مذهب و دینی را بوجود می آورند .اکنون از جنبه های کلی معتقدات اجتماعی (اعم ازمذاهب الهی و یامذاهب غیر الهی )
سخن نمی گوییم بلکه به این نکته توجه می دهیم که درهمه ی جوامع از ملتهای بزرگ و تاریخ گرفته تا قبایل به اصطلاح بدوی چهار اصل زیست فردی و خانوادگی که همان اصول چهرگانه احوال شخصیه باشد (تولد-ازدواج-طلاق-فوت)که باید موضوع و صیت و ماترک را هم (آنچه از متوفی باقی می ماند برآنها اضافه نمود از جمله مواردی است که لا محاله از نوعی قوانین شرعی وعرفی وموضوعی تبعیت می کند هیچ جامعه ای درهیچ کجای جهان و در هیچ مقطعی از زمان و مکان نبوده و نیست که بی نیاز و فارغ از این مقررات و باورها بوده باشد.
مجموعه ی چنین باورها و نظامات ودستوراتی به اضافه ی تفکرات انسان درارتباط با نظام هستی بزرگ است که آنرا دین می نامند و وقتی دین بنا به ویژگی های خاص ملتها تبدیل به مذهب شد دین و مذهب آن جامعه را بوجود می آورد که هرگز از پیکره و نظام اجتماعی جدا نتواند بود.
اکنون ببیش ازاین به بحث این مقال نمی پردازم. در میدان این بررسی است که حکومت گران و قانون گذاران می باید جامعه رابا توجه به نیازهای تاریخی و شرایط زمان ومکان آن وبا توجه به چنین مبانی عقیدتی سروسامان دهند و بسوی کمال رهنون شوند اما آنچه مسلم است این نوع باورها چه در کل جامعه بشری چه جوامع منطقه ای ازجهان وچه درجامعه ملی بطورمطلق از کلیت وقاطعیت برخوردارنیست.
هم بدین سبب است که در تارخی جامعه بشری ملتها به عنوان مقوله هایی تاریخی و اجتماعی بوده و هستند ولی باورهای آنان در موارد گوناگون به شکلهای گوناگون درآمده است.
بدیهی است حفظ و پیوند این باورها با یکدیگر از جمله ضروریات صیانت یک ملت است که کمترملتهایی از توجه به این موضوع حیاتی برخوردار بوده اند.ملت ایران ازمعدود ملتهایی است که حفظ این توالی فرهنگی وعقیدتی را نموده است بنابراین آنچه به عنوان مقوله دولت و حکومت برای یک جامعه و بخصوص بریا یک ملت مطرح می باشد مقوله ای ست دیگر وجدا از مقوله ی دین و مذهب.دولت و حکومت بنا به تناسب زندگی ملتها به طور قطع باید چونان جامعه دین و باورهای دینی (اعم از الهی و یا غیر الهی )داشته باشد اما هرگز دولت و حکومت که باید چونان چتر فراگیرجامعه در بعد ملی منطقه ای و بین المللی باشد نمی تواند و نمی باید دولت و حکومتی صرفا مذهبی باشد.
دولت و حکومت اگر بخواهد به دولتی غیرمذهبی و یا لائیک تبدیل گردد تمام رشته های فرهنگی ومعنوی جامعه را که تاروپود موجودیت ملت است ازهم خواهد پاشید و هرگاه بخواهد تبدیل به دولت وحکومت صرفا مذهبی گردد جامعیت و بایستگی لازم را برای مدیرت اجتماعی و رهبری آن درجامعه بشری ازدست خواهد داد.
پس چه باید کرد؟
راه همان است که تاریخ به ما نشان داده است. براساس احکام جهان شمول هستی بزرگ ملت به عنوان واحد اصیل جامعه است. درچنین طیفی ازشناخت حقایق ملت که مقوله ای عام تر از مردم است نماینده وادامه دهنده ی راه و اصول نظام هستی بزرگ می باشد.ازبدوتاریخ جامعه بشری تا کنون اراده ی حکومت و اجرای اصول در جامعه بشری به ملت ها سپرده شده است پس حکومت وحاکمیت ازآن ملتهاست درزیرچترحاکمیت ملت همه ی اقوام و پیروان و دیگرباورهای اجتماعی زندگی به دور از دغدغه و ستم کشیدگی را خواهند داشت در چنین شرایطی حکومت بیان کننده ی ارداه ی ملت خواهد بود که این همان اراده ی خداوندی است.
بنابراین راه جز این نیست که: هرچه سریعترحکومت از حاکمیت فرقه ای به حاکمیت ملت انتقال یابد این است راهی که ما را بسوی رفاه و سعادت رهنمون خواهدشد.پس همه ی گروههایی که درآن طیف قراردارند چه به اصطلاح اصلاح طلب وچه سنت گرا وچه دگراندیش نامیده شوند درسویی قرار دارند و معتقدان به حاکمیت ملت در سویی دیگر .
به هوش باشید که دچار وسوسه های تعارض هایی ظاهر فریب این طیف های ضد حاکمیت ملت نگردید .
پاینده ایران
محسن پزشکپور-تهران

حزب میهن


درخواست ياری از جوانان برومند هم ميهن !سايت ما از درون ايران کاملآ مسدود شده و ديگر کسی قادر به ورود نمی باشد.
ما از فرزندان خوب ايران خواهش کرده بوديم که مطالب و مقالات ما را در سايت خود قرار دهند تا دوستان ما از روند کار ما آگاه گردند.آزادشو سايتی است که در حال حاظر با لطف و محبت تمام در اين مورد بما ياری ميرساند.از ساير عزيزانی هم که حاظر به کمک بما هستند تمنا داريم آدرس وب خود را بوسيله ايميل برای ما بفرستند تا در سايت حزب ميهن قرار دهيم.

برای ورود لطفآ بر روی لوگوها کليک


آريو سراجی www.geocities.com/ariuoz
با توجه به اينکه ايميل آدرس اصلی حزب دچار اشکال گرديده، خواهشمنديم برای هر گونه تماس و يا فرستادن مطلب از اين پس فقط از آدرس زيرين استفاده فرماييد:
mihaniran@hotmail.com
يک فيلتر شکن خوب http://panahjoo.freesuperhost.com
www.khorramiyan.blogsky.com

دوشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۳

نا گفته های از قیام 20 تیر 1378 تبریز


۰۵:۱۷<-يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۳<-۱۶/۱۲/۱۳۸۳۲۰ تير ۱۳۷۸داستان سرتیپ شدن محمد حسین فرهنگی!!!و ناگفته های از قیام مردمی و دانشجویی 20 تیر 1378تبریزدر تاریخ همیشه وقوع بعضی حوادث با تردید و گاهی با روایت های مختلف ذکر می شود.چرا که زمان وقوع حوادث و رخ دادها فاصله زیادی با راوی داشته و یا منبع قابل اعتمادی وجود نداشته و راوی اکتفا به یک یا چند منبع محدود می نموده است. اما اگر وقایع و رخ داد ها ی روزانه ما بطوری که هدف وقایع نگاری روزانه نباشد بلکه هدف بازگوی و بازخوانی تاریخ معاصر بوده باشد کمک مهمی در افشای حقایق که رازهای را بر آیندگان و نیز وروشنگری نسل آینده می نماید خواهد کرد.هدفی بهی و ورجاوند که شایسته ستایش و تکریم می باشد.در پی حماسه ملی قیام مردمی و دانشجویی 18 تیر 1378 تبریز تاریخ ساز شهر التهابی بزرگی داشت قیام علیه ظالم و جنایت پیشه گان برگی زرینی بود که بایستی در تالار افتخارات تبریز قرار می گرفت فضای آشفته دانشگاه و تشکیل گروهای بحث دانشجویی در محوطه حیاط دانشگاه و نماز خانه نشان دهنده اوج التهاب بود.مردم از سراسر شهر بر گرد درب اصلی دانشگاه یا بر روی چمن ها نشسته منتظر شروع تاریخی بزرگی تبریز بودند.انجمن اسلامی دانشگاه سعی داشت به نحوی نقش سوپاپ اطمینان رژیم را بازی کند و تحصن و راهپیمایی که در پی اعلام حمایت از دانشجویان مورد تهاجم جلا دان نیروی انتظامی و انصار شیطان در خوابگاه دانشگاه تهران بوده را به نام خود و به دعوت آنها قلمداد و وانمود کند .رژیم چاره ای نداشت جز گردن نهادن به حرف حق و خواست مشروع دانشجویان بلاخره عصیان بر علیه ظالم در عرف و فرهنگ ملت آذربایجان جایگاه ویژه ای داردساعت 11 صبح وانت انجمن اسلامی با بلند گو شروع به خواندن قطعنامه به باور خودشون پایانی ماجرا را خواند .سعی رژیم در خاتمه سریع این قیام بود که ناگهان اوباش انصار شیطان به سرکردگی ملعون عزیز تاریخی آذر(بیوک تخته یا عزیز شلمچه ) و سرکرده دیگر بنام بی مخ رسول (سرگرد بازنشسته جانباز سپاه ) و ایادی آنها وارد دانشگاه شدند و به هرکسی که می رسیدند بدون ترحم زیر وحشیانه ترین آزار و اذیت و کتک و بخصوص تونل های مرگ که دودسته روبروی هم قرار می گرفتند و یک نفر دانشجوی بی چاره اعم از دختر و یا پسر را داخل این ردیف انصار قرار می دادند که نفر اول شروع به زدن یک ضربه می کرد تا اینکه وقتی نوبت به نفر آخری می رسید دیگر طرف نای راه رفتن نداشت چه رسد به اینکه خودشو از زیر دست و پا نجات دهد. عزیز و دوستانش به دفتر رییس دانشگاه هجوم بردند و حتی یک دختر دانشجو را از طبقه اول بالکن به حیاط پرت کردند که پای دختره شکست. و یکدفعه همه جا به هم ریخت و هر کسی فرار می کرد ناگهان از گوشه حیاط عده ای دانشجو با یورش به طرف انصار آنها را از محیط دانشگاه خارج کردند. بلاخره آجر های نمای مسجد تنها وسیله دفاعی برای بیرون کردن انصار و پاسبان ها !!! بود چرا که انصار با تجدید قوا قصد ورود مجدد به دانشگاه را داشت.بعد مدتی آرامش کمی برقرار شد روبروی دانشگاه یک ساختمان شهرداری و یک ساختمان ناحیه یک بسیج شهری است که بصورت یک شش ضلعی در پایین پارک روبروی درب اصلی دانشگاه قرار گرفته و در سمت پشت پارک (چمن کاری) رودخانه مهرانرود که رودخانه خشکی است قرار گرفته که در آن موقع ارتفاع سطح بستر رود خانه تا سطح دیواره دو متر بوده که بعد از این قضیه طبق دستور اطلاعات تنها در قسمت روبروی دانشگاه ارتفاع سطح رودخانه را به بیش از چهار متر و نیز در داخل رودخانه سیم خاردارهای که همسطح چشم وصورت انسان است کشیده شده!!!!بعد از مدتی دوباره انصار پس از تجدید سازمان خود در جلوی ناحیه یک بسیج مجددا شروع به پرتاب سنگ به طرف دانشجویان و مردم کردند و هر گاه نیروی انتظامی اوضاع را به نحو خود و انصار نمی دید با شلیک هوایی قصد ارعاب و پراکنده کردن نیرو های مردمی را داشت ولی عملا هیچ تسلطی بر اوضاع نداشت . هر کسی خبر قیام را می شنید فورا به محل حادثه می شتلفت یا به بهانه دیدن ماجرا و یا کمک وهمراهی به مردم .اتوبوس های حامل نیروهای سپاه با لباس شخصی از طرف زعفرانیه به تقاطع ولی عصر (بیمارستان ششم بهمن) می آمدندو به محض خالی کردن نیرو ها فورا محل را ترک می کردند کلانتری ها ی تبریز دیگر به مراجعه کنندگان روزمره و عادی خود توجهی نمی کردند و از نابود شدن کشتی و زخم دیدن ناوبان ها بطور رمزی در بی سیم ها صحبت می کردند . عاقبت شیطان را یاری شیطان شتافت !!!محمد حسین فرهنگی فرزند امام جمعه بستان آباد که به سبب 28 ماه جبهه رفتن در آن موقع در حال درس خواندن هم در مجتمع ایثارگران برای دریافت دیپلم !!!!!خود بود و هم در سازمان مدیریت دولتی دوره کارشناسی را طی می کرد!!!! محمد حسین فرهنگی آدم خودخواه و جاه طلبی است و حاضر است به هر قیمتی شده ترفیع و به موقعیت های بالای دست یابد و از طرفی دیگر برادر کوچک وی محمد جواد فرهنگی که درس طلبگی در حوزه ولی عصر تبریز می خوانده است وی یکی از گردانندگان ناحیه یک بسیج بود.به محض آشفته شدن اوضاع و اینکه مدام از بی سیم ها از خارج شدن اوضاع از دست ماموران صحبت می شد .در طرف چهاراه آبرسانی به طرف خیابان پهلوی نیروی انتظامی به ویژه یگان ویژه ( به سبب کلاه ضد شورشی که بر سر داشتند به سامورایی معروف بودند ) مردم را می پراکنندندو بودند کسانی که در خانه خود را باز گذاشته بودند ونیز شیلنگ آب را برای سیراب کردن تظاهرات کنندگان باز کرده بودند.یک بار دیگر پرتاب سنگ انصار شروع شد و دانشجویان با شدت تمام به طرف آنها هجوم بردند و آنها را عقب نشاندند ولی اینبار به داخل دانشگاه برنگشته بلکه برای نابودی مرکز فتنه یعنی حوزه علمیه ولی عصر (ملا خانه)حمله بردند و تا نزدیکی اداره بازرگانی رفته بودند که ناگهان گفتند که یک نفر کشته شده و رواج این شایعه در هر کسی ترس را مستولی کرد که نکنه با سنگی که من پرتاب کردم آن یارو کشته شده و مردم یواش یواش با نزدیک شدن شب متفرق گشته و قیام چنین شکوهمند به مکر حیله شیطان به خاموشی گرایید.ولی اصل قضیه از این قرار بود که محمد جواد فرهنگی که از مسولین اصلی ناحیه یک بود با توجه هجوم مردم آنجا را ترک نکرده بود و برادرش محمد حسین که آرزوی دستیابی به موقعیت های بالا تر را در رژیم در سر می پروراند با کشتن برادر خود اولا برادر شهید می شد و از امتیازات و ترفیعات درجه ها و مزایای بعدی آن برخوردار می گشت .از طرفی دیگر دلخوری که بین دو برادر تا آنروز زبانزد همه بسیجی ها بود به نحو برادر بزرگتر تمام میشد و از طرفی دیگر شیطان تمام جوانب را برر سی کرده بود ترس از کشته شدنیک نفر در میان مردم و شایعه فوق چنان کارا بود که حتی خود شیطان !!در مقابل کارگزاران این رژیم به درس گرفتن و آموختن راغب می شد .آری محمد حسین فرهنگی با شلیک یک گلوله از پشت به برادر خود به هدف و آرزوی خود دست یافت و عاقبت به پاس این خوش خدمتی نماینده تبریز و همچنین دکترش کردند!!!معرفي به دوستان
برای عضویت در گروه خرمدینان ایران به قسمت پیام مراجعه شود

یکشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۳

جشن سراسري در چهارشنبه سوري



جشن سراسري در چهارشنبه سوري
,
,
با برپایی شب چهارشنبه سوري, در سراسر ايران آتش برافروزيد !
برخيزيد و همه جا را باآتش شوق براي آزادي روشن كنيد !
بر خيزيد و« سرخي » و شادابي را از آن مردم و دانشجويان درزنجيرمان كنيد!
برخيزيد و« زردي » و فروپاشي ملایی را فرياد كنيد !
فرهنگ ايران, اين زيباترين وطن ,سرشار از سنت هاي ملي و مردمي است . ملت ما در اين ساليان اين سنت ها را با مبارزات آزاديخواهانه پيوند زده اند .
در آيين هاي چهارشنبه سوري، ايرانيان بر هر چه تحجر و كهنگي است بر مي شورند. زردي و خمودي و تسليم به وضع موجود را به آتش مي سپارند . به استقبال شکوه بهار ميروند.تا با فرارسيدن نوروز، غبارزمانه را از چهره ها و خانه ها بزدايند و روزي نو, به پا كنند .
در آستانه سال نو ,با ياد وبنام آزادي ایران و ملت ايران,مردم اين ميهن را در سراسر كشور به برگزاري هرچه پرشكوه تر جشن آخرين چهارشنبه ي سال و به آتش افروزي براي نفي ديكتاتوري سياه آخوندي جنایت پیشه و تحجر اسلا م سراسر ترور,فراميخواند.-,
-,
-شکوه بهاران و آزادي را گرامي بداريد ! سیاهی و تحجر اسلام وملایی را بزدایم
گروه خرمدينان ايران

جشن بزرگ سراسري چهارشنبه سوري زردی من از تو سرخی تو از من

كميته رفراندوم آزاد ايران و گروه خرمیان ایران
زردي من از تو، سرخي من از تو

در آستانه سال نو با ياد و گراميداشت تمامي تلاشهاي كوشندگان راه آزادي،زنان و مرداني كه سختي راه را برجان خريده و زندگي خويش را فداي آزادي ملت بزرگ ايران نمودند و با آرزوي مقاومت و پايداري براي تمامي زندانيان
مبارز و سیاسی ، همه مردم را به جشن بزرگ چهارشنبه سوري دعوت ميكنيم.

هموطنان
فرهنگ پربار ايران در طول تاريخ همواره با سنت هاي كهن خود مظهر آزادي و آزادگي بوده و نياكان ما از كاوه
آهنگر و بابك خرمدين تا و....پرچمداران مبارزه عليه استبداد و بردگي بودند،همواره دربرابر سياهي و عقب
ماندگي ايستادگي كرده و شعله ها بر خرمن ضحاكيان و ملايان عوامفريب كشيده اند.
زنان،مردان،جوانان
كميته رفراندوم آزاد ايران و گروه خرمدینان ایران همگام با هم ميهنان و كليه اقشار در تمام شهرهاي ايران به
پيشواز سال نو رفته و از عموم آحاد مردم درخواست دارد تا با برپايي هر چه باشكوهتر آيين ها و سنت هاي اصيل
ايراني بويژه مراسم پرشكوه چهارشنبه سوري در هر كوچه و خيابان شعله و فرياد آزادي سرداده و با شعار زردي م
من از تو،سرخي تو از من ،آتش شعله بركش، شعله دم فرو مكش، نحوسات و نكبت هاي ناشي از فرهنگ نظام
ولايي وملایی را از خود بزدايم.
شکوه بهاران خجسته ايران زمين در راه است با شادي به استقبال آن برويم
..

سه‌شنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۳

از فلسطینی ها آواره تر و فقیر تر خواهیم شد؟
ایران سرزمینی کهن وبا شکوه و با پیشینه تاریخی به قدمت بشریت که زیر بنای هر تمدنی ثبت شده نشات گرفته از تاریخ این سرزمین است .سرزمینی پاک با مردمانی پاک وسرزمینی که همواره موهبت یزدان را به همراه داشته و دارد!!!سرزمینی که بزرگانی تاریخ ساز در خود پرورده که برای زندگانی اجتماعی بشری قوانین فراتر از زمان و برای همه اعصار وضع کرده.بزرگانی که همواره الگوی بی بدیل انسانیت در تمام اعصار بوده و خواهند بود.جوانمردی و راد مردی در عمل بوده و به تصریح تاریخ نه در صفحات نوشته شده متعصبانه !!!به تایید تاریخ که مورخان مغرض کوروش یکتا پرست را اولین بنیانگزار حقوق بشر و آزادی نوع بشر تصریح کردندبزرگ مردی که مغرضان را مجبور به اعتراف به جوانمردبودن و یگانه الگوی بشریت کرده. بابک این ابر مرد تاریخ از دیگر پرورش یافتگان شاخص این مرز و بوم یکتا پرست می باشد.افکار و عقاید وی که بعد هزاران سال زیر بنای مکاتب فلسفی و اجتماعی معاصر شده است .اعتقاد به جامعه و تفکرات اجتماعی و اهمیت به همنوع و بی گانه ستیزی و ظلم ستیزی و مبارزه با استثمار عقاید واحساسات پاک مردم و نفی انحصار طبقاتی ... سرداری که جان خود را در راه صفای و آبادی مرزو بوم خود کرد و با خون خود ویاران خویش در برابر سیاهی ظلم و تجاوز اعراب مسلمان سد محکم و نفوذ ناپذیری شدند تا متجاوز روز ستیز مسلمان نتواند به آسانی به آرزوی خود مبنی بر استلای افکار خون ریز و غارت پیشه مسلمانی دست یازد. ستارخان که به حق سرداری ایران برازنده وی می باشد.بزرگی که چو نیاکان پاک خود بابک زیر هیچ بیرقی بیگانه نرفت و حدیث جاودانگی را با تجلی مردانگی سرود.
اما چرا این عزیز میهن همیشه مورد توجه مطامع خصم بیگانه بوده است!!! وچرا سلمان های خائن و سیه های وطن فروش و غداران بی وطن چون افشین ها در آن اعصار و بی وطنی جلاد چو بت کبیر در حال وجود داشتند؟
منابع غنی و سرشار طبیعی و وجود انسانهای پاک که زندگانی فرح بخشی در این سرزمین داشتند همواره در خصم بیگانه انگیزه حسادت و دست یابی به این بهره های خداوندی را تشدید می کرده.در طول تاریخ به عناوین و چهره های مختلف ومتفاوت و در قالب اندیشه های گوناگون بت پرستانه و حتی حق به جانب خواست وآرزوی دست یابی به این سرزمین برای چپاول و غارت این منابع طبیعی را داشتند .قومهای متجاوز چون بت پرستان یونانی تحت پوشش فلسفه هلنی .اعراب برای ایجاد شغل به کسانی که قبلا راهزنی میکردند وبه برکت دین عاریتی محمد !!مسلمان شده بودند وبنابراین بایستی راهزنی از نوع اسلامی!!را که اجازه می داد به حق و حقوق دیگران تجاوز کنند اولا به راهزنان که ارکان اصلی سپاه مسلمان را تشکیل میدادند امکان ادامه حیات را می داد و نیزاحتمال جدا شدن این نیرو ها و بعضا در برابر مسلمانان قرار گرفتن را جلو گیری می کردو بلاخره قوم بربر مغول و شاخه های آن (ازبک ها-تاتارها –افاغنه- ...و صفویان وقاجار ها)تنها و تنها برای بدست آوردن موهبت های این سرزمین هر از گاهی چشم طمع به آن دوختند.و در این غارتگری ها هر یک روی دیگری را سفید کردند!!و از انجام هر گونه جنایتی فروگذاری نکردند.هر یک با ابزار و بنابه مقتضیات زمانی نسخه هایرا برای پایداری و بقا خود در این سرزمین ارائه کردند.از یونانی کردن ایرانیها تا توصیه ارسطو معلم اسکندر ملعون !!(گجستک)به شاگرد خود که در مقابل عصیان های سرداران ایرانی در سرزمین فتح شده عاجز و درمانده شده بود که ارسطو می گوید اگر می خواهی در ایران بتوانی بمانی کارهای بزرگ را به آدم های کوچک بسپار !!!(البته اسکندر ملعون برخلاف مغرضان مورخ یونانی تمام ایران را نتوانسته بود فتح کند و از آن جمله سرزمین آتش عشق آذراپادگان وطن من که به نام سرداری که نگذاشت پای اسکندر به آن باز شود به نام این سردار آذرپادگان نام گرفت)
اعراب نیز زیر شمشیر جهالت و خباثت اسلام مردم را مجبور به پذیرش اسلام می کردند و الحق که مردم دیار ایران را با اسلام !! آشنا میکردند!!!
و در زمانی هم که شرایط را مساعد با بقای خود نمی دیدند با فریب افکار عمومی و استثمار احساسات پاک مردم !! مردم این سامان را که آبرو به هر قوم متجاوز به خصوص اسلام بخشیده اند
تاریخ معاصر هم گواه متجاوز بنیان کن دیگری است که برای نابودی اساس و شالوده این سرزمین کمر همت بسته است میباشد..
پیر مریضی که چون لاش خور بقای خود را در آشوب کشیدن سکون و نظم زندگانی دیگران می دیده است و سودای به برده کشیدن افکار این ملت را برای رسیدن به امیال و آرزوهای خود می پرورانیده با سود جستن از نقطعه ضعف این ملت یعنی سوء استفاده از احساسات پاک این ملت و بهره بردن از احترامی که سابقه دیرینه و تاریخی مردم ایران به طبقه روحانیون زرتشتی داشتند برای نفوذ بیشتر در بین احاد مردم در یک طیف گسترده شروع به ساختن وجهه و جنبه تقدس دادن آنهم به بت کبیر خمینی!!! و وی را همردیف سایر بت های کیش شیعه قرار دادند تا هیچ کس به خود اجازه
تردید و شک وشبهه در اوصاف و کردار این گجستک قرن پیدا نکند.اگر از همان بدو غائله مردم تصویری از حقایق که ایران امروز مبتلا به آن شده
داشتند هرگز و هرگز چنین خصمی را که مغایر انسانیت و راستی ره می پیماید محال بود در جامعه ایرانی این گوماته !!!قرن مورد پذیرش قرار بگیرد.
اگر ملت ما از اعمال و نیات وی آگاهی داشتند از اعدام های دسته جمعی از جنایت های منحصر به تاریخ این رژیم و مجازات های که مختص جوامع عرب بدوی مسلمان می بوده به جرات می گویم حرف اول وی را از الفبای فارسی حذف می کردند!
راه غارت و چپاول که این بیگانگان مردم فریب 26 سال در پیش گرفتند چنان بی شرمانه و وقیحانه می باشد که روی غارتگران و جانیان تاریخ را سفید کرده .آری بهای که ملت ایران برای بقای این رژیم می پردازد خیلی گزاف است پس از پراکنده کردن و کشتن نیروی انسانی و سرمایه اصلی و پتانسیل واقعی تشکیل دهنده و سازنده آینده هر ملت !!! این بار نوبت به دادن حق سکوت و رشوه به دله دزدان اروپایی و حتی با دلالی برخی از خائینین

ایرانی به بعضی از سناتور های امریکایی !!! صرف تائید بقای این رژیم به قیمت نابودی ایران و سرآغاز آوارگی ایرانیان رسیده است!!!!!!
در حالی که رژیم برای منع تظاهرات مخالفین رژیم در فرانسه متوسل به بذل و بخشش و دادن امتیاز انعقاد قراداد ننگین تجاری با شرکت های فرانسوی میکند تا فرانسویان اقتصاد کاملا ورشکسته خود را به بهای آوارگی مردم ایران ترمیم کنند و رژیم نیز چند صباحی دیرتر بر عمر ننگین خود بیافزاید.
مافیای روسیه برای پوتین خط ونشان می کشد که حکومت تو در ظاهر است و حاکم اصلی مافیا می باشد و رژیم منبع اصلی تامین مالی مافیای روسیه می باشد!!شاید این یک روی قضیه میباشد زمانی به عمق این فاجعه درک خواهد شد که ایرانی ها مانند فلسطینی ها آواره و بی وطن خواهند شد .انعقاد قرار دادهای ننگین تجاری که یاد آور بی کفایتی و وطن فروشی قجر ها را در بذل و بخشش و اعطای انواع قرارداد ها را به بیگانگان تداعی می کند !!!! چرا که این بیگانگان صرفا برای بقای خود چوب حراج به سرمایه ها و منابع ملی ما زدندو البته بایستی یاد آور ی کنم ملتی که خود از ابتدایی ترین خدمات بهداشتی و درمانی بی بهره مانده و مریضی بعد از درمان و یا زائو (که خود شاهد بر این قضیه هستم) بچه خود را به سبب عدم پرداخت هزینه بیمارستانی در گرو بیمارستان می گذارد و سند خانه رهن می گذارد در حالی که هزینه تروریست های فلسطینی که برای درمان در بهترین بیمارستان خصوصی تهران با کادر پزشکی مجرب و نیز هزینه اقامت و ایاب ذهاب آنها را از سرمایه های این مردم می پردازند دریغ از بهرمندی خود ملت ایران!!!
بایستی مردم راه چاره ای بیاندیشند و در کار آیند فردا دیر خواهد بود

آریو سراجی


جمعه، بهمن ۳۰، ۱۳۸۳

تشابه قضیه آتش زدن سینما رکس آبادان و آتش کشیده شدن مسجد ارگ !!!
خبر تاسف آور حادثه دلخراش هموطنان عزیز مان در مسجد ارگ تهران احساسات انسان را جریحه دار می کند اما حقایق پنهان در ورای این قضیه
عمدی بودن این حادثه را قوت می بخشد.زمانی که مردم در مسجد بودند یکدفعه پارچه برزنتی که به مواد روغنی اشتعالزا آغشته شده بود آتش گرفته و بر سر روی مردم می ریزد و در حالی که مردم سعی داشتن به بیرون از مسجد فرار کنند در های مسجد از بیرون قفل شده بود و حتی شاهدین عینی از وجود دو نفر که از خارج شدن مردم ممانعت می کرد را خبر دادند .در این حادثه تلخ و تاسف انگیز بیش از 70 نفر از هموطنان مان کشته شدند ولی چرا رژیم از افشای اسامی کشته شدگان و اینکه ممکن است چهره های شناخته شده ای در این میان باشند جلو گیری می کنند.
در یک سال قبل از انقلاب در حادثه آتش سوزی عمدی و تروریستی سینما رکس آبادان که صد ها نفر انسان بی گناه کشته شدند همین آقای رحیم صفوی به همراهی تروریست و شاه دزد رژیم رفیقدوست و همپالگی آنها که بطور قاچاق از طریق یکی از مرز وارد ایران شده بودند خواست و نیات پلید سرهنگ تروریست غذافی را مبنی بر ایجاد آشوب و بلوا ومقصر جلوه دادن حکومت شاه را دقیقا با بستن درب ورود و خروج سینما از بیرون همه تماشاچی ها در آتش عقده و کینه این بیگانه پرستان سوختند.
جالب آنکه آیت الله انگجی در تبریز در مورد حوادثی نظیر این حوادث در سالها قبل چنین می فرماید!!! کسی که به فساد و فحشا روی آورد خداوند هم غضب خود را می فرستد و جهنم را در این دنیا تجربه میکنند!! این همان آیت الله است که پسر دزدی چون معاون دانشگاه آزاد فعلی و سفیر رژِیم در کره جنوبی و معاون کلانتری وزیر
کشاورزی اسبق رژیم بود
و ضمناء آیت الله انگجی دو دختر دارد که در زمانی مردم را از درس خواندن دخترانشان به سبب عذاب الهی نهیب می دادو این در حالی بو که در لندن دکترا گرفتند!!!

www.woman2iran.blogspot.com

مقایسه ایران امروز با ایران قبل از سال 1357

مقایسه ایران امروز با ایران قبل از سال 1357
بررسی اوضاع اجتماعی و فرهنگی و معیشتی کشورمان در سالهای قبل از آفت 1357 وبعد آن نماینگر حقایقی خواهد بود که اگر چه بیان آنها بسی تلخ و ناگوار است اما حقیقتی است که هر روزه تک تک ما با آن مواجهه شده و بی تفاوت نسبت به آن در گذریم و در گریبان خود مشغول بوده و حاضر نیستیم وقت گرانبهای خود را مصروف چنین مسایلی بکنیم.مسایلی پر اهمیتی و مهمی که سبب ساز وقوع بحرانهای اجتماعی بزرگی می گردند.
جامعه که متولی آن دزد و جنایت کار و .... شده در چنین جامعه ای است بها دادن به ارزشها را خوار می شماریم .ضد ارزشها جایگزین ارزشها شده و ارزشها دیگر جای برای ظهور در جامعه را ندارند.مسول منتسب رژیم به بهانه هم آخور بودن با سران رژیم اموال این مردم را غارت می کند و چنین دزدی به نام فرد زرنگ و تیز نامیده می شود البته این درست است تمام کسانی که دوبر این رژیم هستند نمی توانند ذاتاء انسان درست و سالم باشند .و درغگو وجانی بازنشسته را فعال و زرنگ می شمارند......و عاقبت تریاکی جنایتکاری از سلاله ملا را به رهبریت جامعه به مردم می قبولانند...
مردمی که رویای بهتر بودن را در آرزوی خود داشتند ره گم کرده و به !!! که نشدند بدتر ین را انتخاب کردند.ارزشهای اخلاقی که جامعه ایرانی و ایرانی جماعت بدان در دنیا شهره و شناخته شده بودند چنان به رذالت کشیده شده اند که اینک شاخص شناسای برای چنین ملتی گردیده.
فریب افکار عمومی و سوء استفاده از احساسات پاک مردم ایران و در پی آن از هم پاشیدن اساس و نظم زندگانی انسانی در ایران زمین توسط جنایتکاران ملایی از یک سو و از سوی دیگر کشاندن جوانان به مسایل که از اندیشیدن و تفکر پویای جوانی پیرامون سرنوشت خود و کشورشان باز دارد از دیگر نقشه های شوم وشیطانی این رژیم جنایت پیشه می باشد.در طول دوران استیلای این جانیان زمان به زمان ترفندی نو وتازه ای برای به اسارت کشیدن بهتر اندیشه ها جوان و پویا در جامعه پیاده کردند. مواد مخدر ....و اینک بحران اخلاقی جامعه!!!! جوانی که فکر و ذکرش پیرامون مسایل جنسی صرف !! و گذران اوقات به عبث صرف شود بی سبب نخواهد بود که رژیم توانسته 26 سال با این همه جنایت آشکار و پنهان و این همه دله دزدی از اموال مردم ونیز فشار طاقت فرسای هزینه های زندگی که بر دوش مردم سنگینی می کند و با وجود 85 % مخالف بالقوه دوام بیاورد.
این یک گزارش واقعی بوده و گذشته از این که بنده معتقد به نابودی رژِیم هستم ولی در صحت و آمار این گزارش هیچگونه دخل و تصرفی نداشتم.
مکان تهران منطقه شهرک غرب در مقابل یکی از مراکز خرید معروف منتظر دوست دوران کودکی و صمیمی خودم که چندین سال جراح متخصص است . با یک اتومبیل خارجی سر قرار می رسد بنده را سوار کرده و در طول راه از اوضاع و احوال همدیگر جویا شدیم و بلاخره من سر صحبت را باز کردم علی مطبت کجاست و در کدام بیمارستان مشغول هستی؟
دکتر :مگه خول هستم بیام مطب باز کنم و برجی فلان قدر اجاره بدم و تازه آخر سال گدایان رژیم(منظور ماموران مالیاتی) برام اظهارنامه مالیاتی بفرستند!!نه جونم مطب ام و همه چیز ام این سه خط موبایل است.آری تمام مریض هایم بدون استثناء شماره هایم دارن بعد به دوستاشون هم می دن به محض نیاز زنگ می زنن و بعد قرار ملاقات و بعد هم بقیه کارها...(می خنده)
می پرسم بلاخره چکار می کنی؟
دکتر : نه ترس قاچاق مواد مخدر نمی کنم ذاتاء خود رژیم به حد کافی توسط افرادش مواد وارد می کنه !! من همون کار جراحی خودمو می کنم منتها با یک مقدار فرق !! جراحی عمل خاص !!!
منظورت ....؟
دکتر:آری در این شهر بی در و پیکر دخترانی هستند که برایشان خواستگار خوب پیدا شده و یا فریب خورده اند ! فوری سراغ من می آییند و من با تععین وقت و حتی قیمت من تعیین می کنم بی چک و چونه . تازه در خونه خودشون یا دوست پسرشون عمل می کنم آنهم در عرض کمتر از 20 دقیقه و
کاملا هم با رعایت اصول بهداشتی!!!!
می گم لاقل دست تو درد نکند که از بیمارستانها بهداشتی تری اگه ممکنه بیشتر توضیح بده؟
دکتر: ببین به سبب بی کفایتی رژیم و وضعیتی که درست کرده گرانی و بی کاری ... که باعث عدم رغبت جوانان به ازدواج شده و از طرفی بالا رفتن سن ازدواج ومشکلات مسکن ... و از طرفی دیگر رژیم خود تلویحاء چنین امری را برای مشغول کردن جوانان به مسایل گذری و از طرفی نبود ن
امکانات تفریحی جوانان نظیر بار دانسیگ و... که باعث شده خود جوانان در خانه خود محفل های شادی بر پا کنند و هزاران مسایل دیگر که هر روزه
ما با سر و کار داریم ولی بی توجه از مقابل آن می گذریم.خوب جوانی که چنین محفل خصوصی برگزار می کند در محیط خصوصی دختر بی دفاع قرار می گیرد!!!و هر کار می کنند و دختر بدبخت در مقابل راهی جز ادامه این رذالت نداشته و یا به تعداد دختران فراری افزوده می شود.والدین هم بعد از پیدا کردن فرزند فریب خورده خود برای حفظ آبرو و در جهت ترمیم آسیب های اخلاقی دیده وی متوسل به من می شوند.
یا اینکه تا موقع پیدا شدن خواستگار خوب صبر می کنن و سپس به من مراجعه می کنند.ویا پسر از ترس شکایت دختره مجبور می شود به من مراجعه کند. اکثر مراجعه کنندگان به غیر از دو سه نفر فریب خورده وضع مالی خوبی دارند و برای اینکه پای آبرو در میان است هر مبلغی هم که من تعیین
می کنم می پردازند و حتی شده در یک منطقه دو خانوا ده با هم فامیل بودند و هر دو بدون شناختن همدیگر برای عمل تعیین نوبت تقاضا کردند.
معمولاء برای هر عمل چقدر می گیری؟
دکتر:از 5000000 ریال تا 5 میلیون تومان بستگی به موقعیت و پولدار بودن خانواده دختره و دوست پسره است ..بخصوص پسران بد جوری توی اینگونه مواقع سر کیسه را شل می کنند.
معمولا چند تا عمل !! داری؟
دکتر: گاهی در روز سه تا عمل داشتم و لی بعضی مواقع در ماه 6 تا عمل دارم ...باز می خنده
می تونم این مطالب بصورت گزارش در وبلاگ ام بنویسم
دکتر:اگر از من اسمی نبری .... باز می خنده
www.woman2iran.blogspot.com

چهارشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۳



کانون وبلاگ نویسان ایران آزادی بدون قید و شرط و فوری مجتبی سمیعی نژاد را خواستار است
متاسفانه هنوز چند روز از آزادی مجتبا سمیعی‌نژاد، دانشجوی رشته‌‌ی ارتباطات و نویسنده‌ی وب‌لاگ "من‌نه‌منم" که به "مدیار" مشهور است، نگذشته است که مجددا او را با قرار وثیقه‌ی باور نکردنی‌ صد میلیون تومانی روانه‌ی زندان کردند.آزادی بدون قید و شرط و فوری مجتبا سمیعی‌نژاد که هیچ جرمی مرتکب نشده است و در وب‌لاگ‌اش صرفا به بیان نظرات خود می‌پرداخته است کمترین خواست ماست.بی‌شک دستگاه قضایی و قاضی و بازپرس پرونده نیز به دلیل اعمالی که حتا با قوانین موجود نیز غیرقانونی محسوب می‌شود باید مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند.متاسفانه به دلیل جو رعب و وحشتی که خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مطبوعاتی و وب‌لاگی را فرامی‌گیرد اخبار مربوط به آنان منتشر نمی‌شود و ما در بی‌خبری کامل به‌سر می‌بریم و نسبت به جان مجتبا سمیعی‌نژاد بیم‌ناک هستیم.امیدواریم سازمان‌های مدافع حقوق بشر هر چه سریع‌تر نسبت به این دستگیری واکنش نشان دهند و ملاقات با سمیعی‌نژاد و آزادی او را خواستار شوند.یادآور می‌شویم آرش سیگارچی نویسنده‌ی وب‌لاگ "پنجره‌ی التهاب" نیز هنوز در بازداشت به سر می‌برد و وضعیت‌اش مشخص نیست.
نوشته شده توسط Admin ساعت
document.write("2:30 AM");
2:30 AM

از آزادی بیان دفاع کنیماز قرار اطلاعات منتشر شده قاضی ادعا کرده که بازداشت مجدد مجتبی بخاطر این است که "اتهامات جدیدی در پرونده سمیعی‌‏نژاد، پیدا شده است" حدسیات من می‏گوید این اتهام تنها می‏تواند مقاومت شجاعانه مدیار در مقابله خواسته گرگ باشد، وقتی که از توحش گرگ نهراسیدی و بجای فرار در برابرش دهن کجی کردی و نیش خند تحویل‏اش دادی، دندان نشان دادی (اگر به گرگ دندان نشان ندهی گرگ درنده خو تر می‏شود باید او را ترساند باید او را به تمسخر بگیری باید تحقیراش کنی باید استقامت کنی) آنگاه است که یا گرگ باید عقب نشینی کند و فرار را بر قرار ترجیح دهد یا در مقابل دندان نشان دادن‏ات بیشتر وحشی‏گری کند. مدیار پس از آزادی بجای اینکه در وبلاگ‏اش را تخته کند، شروع کرد به نوشتن، باز هم به حدس و گمان من گذرواژه وبلاگ‏اش را از او گرفته بودند، بهمین خاطر این جریان هک شدن را دست آویزی قرار دادند تا وبلاگ‏اش را ببندند و مدیار باز در مقابل‏شان ایستادگی و مقاومت کرد، وبلاگ جدیدی باز کرد و باز نوشت. این را گرگ نپسندید پس برایش پرونده جدیدی ساختند و به وکیل‏اش گفتند "اتهامات جدیدی در پرونده سمیعی‌‏نژاد، پیدا شده است" اتهامات جدید او چیزی نیست جز آزدگی و پایبندی به دفاع از آزادی بیان نه چیز دیگری. مدیار قلم‏اش را در اختیارشان نگذاشت و در مقابل شان مقاومت کرد، پاداش چنین گستاخی در مقابل گرگ تیز دندان، زندان مجدد و یک ودیعه 100 میلیون تومانی است. حالا وظیفه ما و هر کسی که ادعای آزادی و آزادگی دارد مشخص است، باید فشار را چنان زیاد کنیم تا او را بدون قید و شرط و اما و اگر آزاد کنند. حداقل ِ وظیفه بچه‏های وبلاگ نویس هم مشخص است! باید همگی از این دستگیری بنویسیم، به مجامع بین‏المللی شکایت ببریم، پتیشن امضا کنیم، خلاصه از هر ابزاری که در دست داریم باید استفاده و از او دفاع کنیم.

یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۳

روز فریب ملت ایران!!!12 بهمن

باز ملا های ما را تازه دوران آمده هر یکی با اسب تازی سوی میدان آمد ه

باز این مردم فریبان از کجا بار دگر با عبا و شا ل وعما مه بجولان آمده

پارسال از آسمان استاره می بارید هی هم کنون عمامه ها مانند نیسان آمده

اندر این قرن اتم نور تمدن در جهان پرتو افکن گشته گویا ماه تابان !!! آمده

لیک بهر ملت بدبخت این کشور ز نو شیخک ودرویش ورمال ودعاخوان آمده

هر کسی یک پارچه چلواری بسر پیچیده است در خیالش مثل سبحان سخندان آمده

نوحه خوان و بچه درویشان عمامه در سرش رهنمای مذهب و دین مسلمان آمد ه

داده بر ما انگلیسی ها ماشینی نو اخترا ع زین سبب ملا به ایران مثل باران آمده

فیلسوف های جهان در اختراعات جدید ما هم اندر اختراع تازه شیخا ن آمده

گر فتد کشتی ما روزی بگرداب بلا در نجاتش بینی ملا ورد گویان آمده

توپ و تانک و کشتی و طیاره از ملا بود بهر دفع دشمنان ملا به هیجا ن آمده

مملکت ویرانه گردد گر بما اندیشه نیست دربهشت ازبهر ما چون حور وغلمان آمده

کشور ما را ندارد کارخانه احتیاج علم وصنعت درجهان حرفی است هذیان آمده

شش هزار ساله ملت را ببین از جهل خویش در بر بیگانگان زار و پریشان آمده

دیدم اندر خواب یکشب از تمدن قدر مو از اروپا سوی ما افتان و خیزان آمده

لیک بدبختانه آنهم نیمه ره بد نا گهان هر دو همسایه هجوم آور به ایران آمده!!

ای وطن بر تو چه ها شد عاجزم ازشرح آن این قدر گویم تو را همسایه میهمان آمده

پنج سال این میهمان داری در آوردت ز پا ملت غمدید ه ات را عمر پا یان آمده

صد هزاران اندر این مدت ز فرزندان خویش دادی از دستت همه سلک شهیدان آمده

ای مقدس خاک ایران گشته مهرت نقش دل جان ما تا هست در راه تو قربان آمده!!


این اشعار را مرحوم( ) بمناسبت افزایش صنف ملا در ایران خصوصا" در خوی در سال 1342 سروده بود و

این اشعار را در سال 1357 به بنده هدیه کردند که از خاطرات خوب و فراموش نشدنی من می باشد یادش گرامی باد.


در 12 بهمن ماه سال 1357 مردم چنان آشفته بودند که گویا بایستی کسی برای آنها خط و مشی را تعیین کند هر

روز ترفند تازه برای فریفتن مردم طرح ریزی می کرد ترفندی که میزان آگاهی مردم را می سنجیدند برای طرح های آتی

که لازمه استیلا و تسلط بر ایران و غارت و چپاول منابع ایران بود. بدین منظور چندین روز بود که طرح مقدس جلوه

دادن خمینی برای مقبولیت در نزد عامه بود وبنا براین از وی چهره ای درست کرده بودند مبنی بر اینکه وی در ماه

در حال نماز دیده می شود وعامه مردم ساده چنان در یافتن وی در ماه از هم سبقت می گرفتن گویا برای یافتن ماه

اول و آخر رمضان!! و چنین بود بت کبیر(خمینی) امام شد البته از نوع ویژه ...

****************************************************************************

بنده در یکی از کلاسهای حوزه علمیه قم به دلیل تحقیقاتی که برای کتابم داشتم حضور یافته بودم و درس این کلاس در

مورد " انکار واقعیت " بود و ملای استاد این درس از 22 نفر طلبه و بعلاوه بنده مبحث درس را شروع کرد و همه

نفرات را به حیاط فیضیه دعوت کرد و کنار حوض توقف کرد و از یکی یکی نفرات و حتی از بنده نیز در مورد


محتویات داخل حوض پرسش کرد همه هم به اتفاق محتویات داخل حوض را آّب گفتند ولی این ملای

ترس!!!!(عوضی) باز عنادمی کرد که چیزی داخل حوض نیست !!!بلاخره بعد از 45 دقیقه!!!! ملا به حرف آمد و

گفت بایستی چنان بعضی ازمواقع بایستی حتی حقایق غیر قابل تردید را انکار کرد که در مخاطب ایجاد شک و تردید

نمود !!!

و ملت ایران با چنین جانیانی 25 ساله که ساخته تا آتش زیر خاکستر شده و زدودن اساس این پلیدان منتظر بادی

باشد تا بنیادی ورجاوند ومقدسی را پی ریزی کنند.

تا بداند کافر و گبر و یهود کاندر این صندوق جز لعنت (خمینی) نبود


شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۳

انتخابات عراق وگفته های تازه


انتخابات عراق و چالشهای همسایگان
تادو روز دیگرانتخابات عراق شروع می شود حساسیت که کشور های همسایه بخصوص دو کشور رژیم ایران و ترکیه بخرج می دهند از همه و حتی از خود مردم عراق بیشتر است. و این نشانگر و بازگو کننده چگونگی تلاشهای رژیم ایران وترکیه بر سر نحوه دستیابی به اهداف این دو رژیم را حکایت می کند.دو کشوری که هیچ سنخیتی ونقطه مشترک با هم نداشتند (بجز تبادل کرد مخالف ترکیه با مخالفان و بخصوص دانشجویان که مخالف رژیم بودند با هم) تا حدی در این همکاری و نزدیکی پیش رفته اند که یکدفعه چنان در یادآوری تامین اهداف همدیگر ورسیدن به یک همفکری جهانی مصمم شدند که گویا یادشان رفته مدتی قبل این یکی آن را لائیک و دیگری آن را حامی تروریسیم جهانی و رادیکالیست متهم میکردند.همه بیکباره اختلافها را کنار نهاده و بیشتر در مورد توافقات بدست آمده که منافع مشترک را تامین می کرد
پیش کشیدند.رژیم ایران از برقراری یک دولت مستقل و غیر وابسته به رژیم و روی کار آمدن آن در عراق هراسان است.ثبات در عراق وبرقراری امنیت درآن کشور یعنی شروع تزلزل و بی ثباتی رژیم در جهان!!برای این منظور رژیم با برقراری مستمری به برخی اهالی مناطق محروم عراق و شیوخ آنها سعی می کند که دراین میان با استفاده از محبوبیت ومقبولیت برخی از آیت الله های بزرگ وافراد شناخته شده و معروف خود را مدافع واقعی مردم عراق بنامد. رژیم سعی میکند خود را همواره همسو با نظرات آقای سیستانی وافراد وی با علم به برتریت شیعیان طرفدار آقای سیستانی نشان دهد و خود را از حامیان اصلی و یکی از عاملان پیروزی کاندیدا های مورد نظر وی به جهانیان نشان بدهد( در حالی که برای از بین بردن محبوبیت وی خود از نزدیک شاهد تلاش رژیم را در بی اعتبار کردن این شخص با عنوان این مسله که وی از استانی از ایران است که مردم آن اکثرا سنی مذهب هستند و تلاش گسترده برای بسط این شایعه را توسط رژیم در چند ماه قبل بایستی یاد آوری شوم.)حوزه علمیه نجف و کربلا در عراق نقش موثر و یک وزنه تعیین کننده در تشکیل حکومت عراق دارند و این حوزه ها با رژیم بغیر از برخی طلاب نجف همه مخالف ودرست نقطه مقابل نظرات قم را دارند.رژیمی که تاچندی پیش حاضر نبود نام آقای سیستانی در ایران برده شود با افزایش تبلیغات در چند روز اخیر و هم هدف خواندن خود با نظرات آقای سیستانی و اینکه رژیم هم همان اهدافی که وی تعیین کرده دنباله رو آن است پس بایستی عراقیان مقیم ایران نیز به کاندیدا های مورد نظر رژیم رای بدهند.البته بایستی یاد آوری کنم که هزینه های سنگین این نوع تبلیغات همه از جیب مردم ایران و در آ خر سنگینی بار این هزینه ها به مردم ایران تحمیل خواهند شد.رژیم با این روش می خواهد جای پای خود را در عراق بعد از شکست طرحهای حمایت از تروریست ها برای از بین بردن نظم وامنیت در عراق که چهره منفور در نزد مردم عراق پیدا کرده آبروی بیابد.عراقیانی که در ایران هستند اغلب از زمان جنگ در ایران هستند واکثرا سن وسال بالای دارند و توانی انجام کار های خرابکاری از داده اند ولی برای سیاهی لشکر رژیم و سود جستن از امتیاز دو ملیتی بودن آنها و فضای انتخابات عراق را به تشنج کشدن وبرخی از این افراد با پولی که رژیم به آنها داده در شهر های بزرگ عراق خانه خریدندوبا عنوان شهروند عراقی کسی هم به نیت سوء آنها پی نمی برند. انبوه روحانی که در عراق درس طلبگی می خوانندو بنابه خوی خصلت آنها با پول رژیم در صورت لزوم به نفع آن صحبت می کنند.بغیر ازآقای سیستانی و اطرافیان نزدیک وی همه ملا های عراق سرسپرده رژیم برخی آشکارا و برخی دیگر نهانی.!! مجری طرحهای مداخله جویانه رژیم هستند.
رژیم با شعار حمایت از وحدت ویکپارچگی عراق هدفی دیگر را نیز دنبال می کند وآن جلوگیری از تشکیل یک دولت خودمختار کردی در جوار مرزهای رژیم که متاعقب آن کرد های ایران نیز به آنها خواهند پیوست.
همسایه شمالی عراق نیز دردی دیگر و بس کهنه دارد ترکیه با دنباله روی سیاست های است تا اولا به منابع و ذخایر نفتی شمال عراق که آرزوی چندین ساله آنکاراست دست یابدواستفاده از آشفتگی اوضاع متشنج عراق ترکیه را بیشتر از بیش تحریک به انجام این کار می کند.وهدف مهم ودیگر ترکها جلوگیری از ایجاد یک دولت کردی در شمال عراق است.حال این دایه های مهربانتر از مادر (رژیم و ترکیه)چنان سنگ حفظ و یکپارجگی عراق را به سینه می زنند گاهی خود نیز دروغ و نیرنگ خودشان را باور میکنند.ترکیه کشوری با بیش از 45%از مردم آن و سرزمینهای این کشور را کرد و مناطق کردستان تشکیل می دهد.با فرهنگ غنی که تاثیر مستقیم بر روی کشوری که مدعی ترک بودن را می کندداشته ودارد.بیش از 70%هنرمندان و بیش از 37%از سرمایه داران عمده ترکیه فعلی را کرد ها تشکیل می دهندو این در حالی است مردم استانهای کرد نشین از حداقل اختصاص بودجه های عمرانی و جاری کشور ترکیه بهره مند می شوند.بطوری که اتحادیه اروپا یکی از شرایط شروع بحث های عضویت ومتاعقب آن ورود ترکیه به این اتحادیه را منوط به توزیع یکسان بودجه در این مناطق و از بین بردن تدریجی فاصله و مشکلات و عقب ماندگی های مردم و زدودن محرومیت از این استانهای کرد را تعیین کرد ه.استان های کرد نشین عراق مجاور ترکیه جمعیت قریب به 25% از مردم عراق را تشکیل می دهند.اما با وجود این به دلیل وجود اختلاف ما بین سران کرد که هر کدام داعیه ریاست بر کرد ها را دارند زمینه عدم توفیقات و رسیدن به یک راه حل مشترک که جهانیان را به عکس العمل در مرد رسیدگی به وضع مردم کرد کنند شده اند.بلاخره با کنار گذاشتن این اختلافات و رسیدن به یک سری نکات مشترک که منافع مردم کرد را تضمین می کرد بارزانی و طالبانی رهبران کرد را به یک توافق نهایی رساند.و این مسله چنان نقشه های ترکیه را به هم زده که در ترکیه در یک واکنش شتاب زده در مورد عدم رعایت حقوق بشر در عراق در برخورد نظامیان امریکایی با تروریسیت ها عراق را هر روز پیش می کشد و یا به یکباره یاد عرفات تاسف مقامات ترک از مرگ وی همه نشان دهنده عمق ضربه که از این موضوع خورده اند.جدا از اینکه بخاطر وجود و حمایت های امریکا و دولت اسرائیل از ترکیه بخصوص در مسایل پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا توفیقاتی چند نصیب آنکارا گردیده.(ترکیه در سالهای اخیر یکی از کشور های بوده که حداقل حقوق انسانی افراد شهروند خود را رعایت نمکند ).
ترکیه با علم کردن ترکمنان (که جمعیت آنها به آمار مقامات ترکیه 350000 هزار نفر و بر اساس آمار رسمی 76000 هزار نفر از جمعیت میلیونی عراق یعنی حتی در اقلیت رای گیری هم قابل بحث نیستند تا چه رسد بتوانند در عراق نقش تعیین کننده را ایفا کنند.با پخش کانال تلویزیونی مخصوص ترکمن ها و یا آوری شجاعت و سلحشوری آنها گویا مردم ترکمن را در برابر یک دشمن حیاتی آنها تهیج می کنند بلکه ترکیه بتواند به اهداف خود نایل شود.با وجود نارسائی ها اجتماعی و اقتصادی کاملا عیان ومشهود زندگی مردم ترکیه است تقبل هزینه های سر سام آور که جهت احیاءآرمانهای ترکمن ها در ظاهر ولی در باطن دنباله روی سیاست های جلو گیری از ایجاد منطقه کرد خود مختار و دسترسی به منابع نفتی کرکوک.!!!
برای این منظور مانند عایشه برای خلفا شیخین که حدیث درست می کرد !ترک ها نیز هر روز ادعای دیگری را در مورد تاریخچه ترکمن ها پیش می کشند تاریخچه که برای نام کرکوک جعل می کنند یعنی بانیان آنها ترکمن ها بودندونام گذاری برخی از مناطق و اماکن و ابنیه ها بنام ترکمنی از این نوع تلاش هاست.
اما پراکندگی جغرافیای اسکان ترکمن ها بیشتر در جهت غرب عراق و مرز های سوریه است که یا آور تاریخ هجوم عثمانی ها و آوردن و اسکان اجباری ترکمن ها در آن مناطق برای حراست از سرزمین های فتح شده بود.ترکیه با تامین منابع مالی و مادی که هر روزه از ترکیه در قالب کمک های به ظاهر انسان دوستانه و خیر خواهانه به شیوخ و روسای قبایل که بعضی حتی ترکی هم بلد نیستد و نیز به اعراب غیر ترکمن که چنین هدایای می دهند و روسای قبایل این لطف ترکان حاضر به حمایت از آرمانهای ترکیه می شوند و خود را ترکمن می نامند جالب آنکه یکی از روسای و شیوخ عرب اظهار می دارد چون پدرم در طفولیت مرده و بنده نیز بدین جهت فقط عربی بلد هستم .
و این قصه انتخابات عراق که هر کسی برای رسیدن به اهداف خود نیاتی را از این منظور طلب می کند.و رژیم و ترکیه بی سبب نیست تحرکات و سفر های در قالب هئیت های تجاری در ظاهر و در اصل مذاکرات محرمانه جهت حصول به یک نتیجه که منافع مشترک را تامین کند در بین طرفین بشدت در جریان است حاکی از اهمیت وحساسیت موضوع برای طرفین است.

آریو سراجی

جمعه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۳


انتخابات عراق و چالشهای همسایگان
تا سه روز دیگرانتخابات عراق شروع می شود حساسیت که کشور های همسایه بخصوص دو کشور رژیم ایران و ترکیه بخرج می دهند از همه و حتی از خود مردم عراق بیشتر است. و این نشانگر و بازگو کننده چگونگی تلاشهای رژیم ایران وترکیه بر سر نحوه دستیابی به اهداف این دو رژیم را حکایت می کند.دو کشوری که هیچ سنخیتی ونقطه مشترک با هم نداشتند (بجز تبادل کرد مخالف ترکیه با مخالفان و بخصوص دانشجویان که مخالف رژیم بودند با هم) تا حدی این همکاری و نزدیکی پیش رفته اند که یکدفعه چنان در یادآوری تامین اهداف همدیگر ورسیدن به یک همفکری جهانی که گویا یادشان رفته مدتی قبل این یکی آن را لائیک و دیگری آن را حامی تروریسیم جهانی و رادیکالیست متهم میکردند.همه بیکباره اختلافها را کنار نهاده و بیشتر در مورد توافقات بدست آمده که منافع مشترک را تامین می کرد
پیش کشیدند.رژیم ایران از برقراری یک دولت مستقل و غیر وابسته به رژیم و روی کار آمدن در عراق هراسان است.ثبات در عراق وبرقراری امنیت درآن کشور یعنی شروع تزلزل و بی ثباتی رژیم در جهان!!برای این منظور رژیم با برقراری مستمری به برخی اهالی مناطق محروم عراق و شیوخ آنها سعی می کند که در میان با استفاده از محبوبیت ومقبولیت برخی از آیت الله های بزرگ وافراد شناخته شده و معروف خود را مدافع مردم عراق بنامد.همسو نشان دادن رژیم با آقای سیستانی وافراد وی با علم به برتریت شیعیان طرفدار آقای سیستانی خود را از حامیان اصلی و یکی از عاملان پیروزی کاندیدا های مورد نظر وی را نشان می دهد( در حالی که برای از بین بردن محبوبیت وی خود از نزدیک شاهد تلاش رژیم را در بی اعتبار کردن این شخص با عنوان کردن این مسله که وی از استان از ایران است که مردم آن اکثرا سنی هستند وگسترده کردن این شایعه بایستی یاد آوری شوم.)حوزه علمیه نجف و کربلا در عراق یک وزنه تعیین کننده در تشکیل حکومت عراق دارند و این حوزه ها با رژیم بغیر از برخی طلاب نجف همه مخالف ودرست نقطه مقابل نظرات قم را دارند.رژیمی که تاچندی پیش حاضر نبود نام آقای سیستانی در ایران برده شود با افزایش تبلیغات در چند روز اخیر و پیشرو بودن سیستانی در همان اهدافی که رژیم دنباله رو آن است پس بایستی عراقیان مقیم ایران نیز به کاندیدا های مورد نظر رژیم رای بدهند.البته بایستی یاد آوری کنم که هزینه های سنگین این نوع تبلیغات همه از جیب مردم ایران و در آ خر به مردم ایران تحمیل خواهند شد.رژیم با این روش می خواهد جای پای خود را در عراق بعد از شکست طرحهای حمایت از تروریست ها برای از بین بردن نظم وامنیت در عراق و چهره منفور در نزد مردم عراق پیدا کرده آبروی بیابد.عراقیانی که در ایران هستند اغلب از زمان جنگ در ایران هستند واکثرا سن وسال بالای دارند و توانی انجام کار های خرابکاری از داده اند ولی برای سیاهی لشکر رژیم و سود جستن از امتیاز دو ملیتی بودن آنها فضای انتخابات عراق را به تشنج کشدوبرخی از این افراد با پولی که رژیم به آنها داده در شهر های بزرگ عراق خانه خریدندو عنوان شهروند عراقی کسی هم به نیت سوء آنها پی نمی برند. انبوه روحانی که در عراق درس طلبگی می خوانندو بنابه خوی خصلت آنها با پول رژیم در صورت لزوم به نفع آن صحبت می کنند.بغیر ازآقای سیستانی و اطافیان نزدیک وی همه ملا های عراق سرسپرده رژیم برخی آشکارا و برخی دیگر نهانی.!!
رژیم با حمایت از وحت ویکپارچگی عراق هدفی دیگر را نیز دنبال می کند وآن جلوگیری از تشکیل یک دولت خودمختار کردی در جوار مرزهای رژیم که متاعقب آن کرد های ایران نیز به آنها خواهند پیوست.
همسایه شمالی عراق نیز دردی دیگر و بس کهنه دارد ترکیه با دنباله روی سیاست های است تا اولا به منابع و ذخایر نفتی شمال عراق که آرزوی چندین ساله آنکاراست دست یابدوآشفتگی اوضاع ترکیه را بیشتر از بیش تحریک به انجام این کار می کند.وهدف مهم ودیگر ترکها جلوگیری از ایجاد یک دولت کردی در شمال عراق است.حال این دایه های مهربانتر از مادر (رژیم و ترکیه)چنان سنگ حفظ و یکپارجگی عراق را به سینه می زنند گاهی خود نیز دروغ و نیرنگ خودشان را باور میکنند.ترکیه کشوری با بیش از 45%از مردم آن و سرزمینهای این کشور را کرد و مناطق کردستان تشکیل می دهد.با فرهنگ غنی که تاثیر مستقیم بر روی کشوری که مدعی ترک بودن را می کندداشته ودارد.بیش از 70%هنرمندان و بیش از 37%از سرمایه داران عمده ترکیه فعلی را کرد ها تشکیل می دهندو این در حالی است مردم استانهای کرد نشین از حداقل اختصاص بودجه های عمرانی و جاری کشور ترکیه بهره مند می شوند.بطوری که اتحادیه اروپا یکی از شرایط شروع بحث های عضویت ومتاعقب آن ورود ترکیه به این اتحادیه را منوط به توزیع یکسان بودجه در این مناطق و از بین بردن تدریجی فاصله و مشکلات و عقب ماندگی های مردم و زدودن محرومیت از این استانها کرده.استان های کرد نشین عراق مجاور ترکیه جمعیت قریب به 25% از مردم عراق را تشکیل می دهند.اما با وجود این به دلیل وجود اختلاف ما بین سران کرد که هر کدام داعیه ریاست بر کرد ها را دارند زمینه عدم توفیقات و رسیدن به یک راه حل مشترک که جهانیان را به عکس العمل در مرد رسیدگی به وضع مردم کرد شدهاند.بلاخره با کنار گذاشتن این اختلافات و رسیدن به یک سری نکات مشترک که منافع مردم کرد را تضمین می کرد بارزانی و طالبانی رهبران کرد را به یک توافق نهایی رساند.و این مسله چنان نقشه های ترکیه را به هم زده که در ترکیه بتدریج در مورد عدم رعایت حقوق بشر در عراق در برخورد نظامیان امریکایی با تروریسیت ها عراق را هر روز پیش می کشد و یا به یکباره یاد عرفات می افتد و از مرگ وی تاسف مقامات ترک نشان دهنده عمق ضربه که از این موضوع خورده اند.جدا از اینکه بخاطر وجود و حمایت های امریکا و دولت اسرائیل از ترکیه بخصوص در مسایل پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا توفیقاتی چند نصیب آنکارا گردیده.(ترکیه در سالهای اخیر یکی از کشور های بوده که حداقل حقوق انسانی افراد شهروند خود را رعایت نمکند ).
ترکیه با علم کردن ترکمنان (که جمعیت آنها به آمار مقامات ترکیه 350000 هزار نفر و بر اساس آمار رسمی 76000 هزار نفر از جمعیت میلیونی عراق یعنی حتی در اقلیت رای گیری هم قابل بحث نیستند تا چه رسد بتوانند در عراق نقش تعیین کننده را ایفا کنند.با پخش کانال تلویزیونی مخصوص ترکمن ها و یا آوری شجاعت و سلحشوری آنها گویا مردم ترکمن را در برابر یک دشمن حیاتی آنها تهیج می کنند بلکه ترکیه به اهداف خود نایل شود.با وجود نارسائی ها اجتماعی و اقتصادی کاملا عیان ومشهود زندگی مردم ترکیه است تقبل هزینه های سر سام آور که جهت احیاءآرمانهای ترکمن ها در ظاهر ولی در باطن دنباله روی سیاست های جلو گیری از ایجاد منطقه کرد خود مختار کند و دسترسی به منابع نفتی کرکوک.!!!
برای این منظور مانند عایشه برای خلفا شیخین که حدیث درست می کرد !ترک ها نیز هر روز ادعای دیگری را در مورد تاریخچه ترکمن ها پیش می کشند تاریخچه که برای نام کرکوک جعل می کنند یعنی بانیان آنها ترکمن ها بودندونام گذاری برخی از مناطق و اماکن و ابنیه ها بنام ترکمنی از این نوع تلاش هاست.
اما پراکندگی جغرافیای اسکان ترکمن ها بیشتر در جهت غرب عراق و مرز های سوریه است که یا آور تاریخ هجوم عثمانی ها و آوردن و اسکان اجباری ترکمن ها در آن مناطق برای حراست از سرزمین های فتح شده بود.ترکیه با تامین منابع مالی و مادی که هر روزه از ترکیه در قالب کمک های به ظاهر انسان دوستانه و خیر خواهانه به شیوخ و روسای قبایل که بعضی حتی ترکی هم بلد نیستد و نیز به اعراب غیر ترکمن که چنین هدایای می دهند و روسای قبایل این لطف ترکان حاضر به حمایت از آرمانهای ترکیه می شوند و خود را ترکمن می نامند جالب آنکه یکی از روسای و شیوخ عرب اظهار می دارد چون پدرم در طفولیت مرده و بنده نیز بدین جهت فقط عربی بلد هستم .
و این قصه انتخابات عراق که هر کسی برای رسیدن به اهداف خود نیاتی را از این منظور طلب می کند.و رژیم و ترکیه بی سبب نیست تحرکات و سفر های در قالب هئیت های تجاری در ظاهر و در اصل مذاکرات محرمانه جهت حصول به یک نتیجه که منافع مشترک را تامین کند در بین طرفین بشدت در جریان است حاکی از اهمیت وحساسیت موضوع برای طرفین است.

آریو سراجی

سه‌شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۳

طرح بستن یاهو مسنجرها و اورکات

برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم درصددند که پایگاه های اینترنتی "اورکات" و "یاهو مسنجر" را مسدود کنند. اورکات، پایگاهی است که امکان پيدا کردن دوستان قديمی و ايجاد کلوپ مجازی در اينترنت را فراهم می کند. این سایت وابسته به شرکت گوگل است. چندی پیش نیز اورکات و سایت دیگری به نام پرشین بلاگ به دستور دستگاه قضايی، توسط برخی عرضه کنندگان خدمات اينترنتی مسدود يا فيلتر شده بود که بسته شدن اين دو سايت اعتراض دولت ايران را به همراه داشت.
سخنگوی دولت ايران مسدود کردن دو سايت ياد شده را 'قانون شکنی' توصيف کرده بود. اما دادستان تهران در دفاع از عملکرد قوه قضائيه گفت که اين قوه سايت هايی را که 'مطالب الحادی، ضد دين و غيراخلاقی' منتشر کنند، 'راسا' مسدود خواهد کرد.در این میان برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی برآن هستند که از طریق تصویب طرحی، یاهو مسنجرها و سایت اورکات که آنها را "غیر اخلاقی"توصیف می کنند مسدود نمایند اما برخی از کارشناسان و متولیان ISP ، مجلس را برای وارد شدن به این موضوع صاحب صلاحیت نمی دانند. این در حالیست که عده زیادی از نمایندگان از ماهیت یاهو مسنجر بی اطلاع هستند.
یک عضو جناح اکثریت در مجلس شورای اسلامی در این زمینه گفت: مجلس با هر چیز غیر اخلاقی مبارزه خواهد کرد.
" ناصر نصیری " در گفتگو با خبرنگار سینا افزود: به هر حال برخورد با پایگاه های اینترنتی غیر اخلاقی داخلی باید صورت گیرد و مجلس قصد دارد که در این خصوص طرحی را به تصویب برساند.
نماینده دشت مغان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه "اخلاق نسبی نیست"، اظهارداشت:وقتی چیزی از نظر اخلاقی مورد تایید نیست،باید باآن برخورد صورت گیرد.
وی در این خصوص افزود:ما باید پایبندی به اخلاق را در جامعه افزایش دهیم .بدین معنی که عدالت اجتماعی را در جامعه بیشتر کنیم تا زمینه های برخورد به شیوه عملی فراهم آید.
این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:مسئولان باید به اجرای عدالت اجتماعی ،اشتغال جوانان و رفع مشکلات جوانان بیشتر فکر کنند. بی توجهی به امور جوانان و حقوق عمومی مردم ریشه مفاسد اجتماعی است.
"نصیری"تصریح کرد: البته باید با این دو سایت دوست یاب که ارتباط غیر شرعی را میان جوانان رواج می دهند، برخورد شود اما اگر ریشه این مشکلات فرهنگی خشکانده نشود دختر وپسرها از راه دیگری با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.
"مهندس رضا رشیدی"،ریس شرکت دیتا در گفتگوبا خبرنگار سینا در خصوص بسته شدن یاهو مسنجر وسایت اورکات گفت :مسدود کردن سايت ها در ايران با تصميم کميته ای تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گيرد و مجری تصميمات اين کميته نيز مخابرات است که ناظر بر فعاليت شرکت های عرضه کننده خدمات اينترنتی (ISP) است.
این مقام مسئول افزود:می توانیداطلاعات درباره مسدود شدن وب سایت اورکات و یاهو مسنجرها را از کمیته سه نفری مصادیق ( متشکل از نماینده صداو سیما ،نماینده وزارت اطلاعات و نماینده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی )پیگیری کنید چون چیزی به ما ابلاغ نشده است.
مدیر عامل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران گفت: دستور بستن یا فیلتر کردن سایت ها از طرف شورای نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی به مخابرات ابلاغ می شودو معمولا افراد نمی توانند به ما دستوری بدهند اما اگر مجلس در این زمینه مصوبه ای داشته باشد ما از آن پیروی خواهیم کرد.
مهندس "داود زارعیان" در گفتگو با سینا در خصوص اقدام دیتاومخابرات برای مسدود کردن اورکات و یاهو مسنجراظهارداشت: تاکنون به شرکت مخابرات ودیتا برای بستن یاهومسنجرها و اورکات هیچ ابلاغی صورت نگرفته است.ما به عنوان شرکت مخابرات و دیتا هیچ سایتی را به جز سایتهای غیر اخلاقی فیلتر نمی کنیم مگر اینکه از طریق مقامات به ما ابلاغ شده باشد.
وی همچنین درباره بستن سایت اورکات از طرف برخی ISP ها افزود:قطعا انجام این امر به دستور مقامات مسئول بوده است.
نماینده تهران و عضوشورای انقلاب فرهنگی گفت :من از این امر اطلاعی ندارم و اصولا از ماهیت این دو سایت نیز بی اطلاع هستم.
"عماد افروغ" در در گفتگو با خبرنگار سینا افزود:شما می توانید از دبیر شورای انقلاب فرهنگی (آقای کی نژاد)بپرسید که آیا در این زمینه چنین طرحی ابلاغ شده است یا خیر؟
نماینده تبریز که از رایانه استفاده می کند نیز از صحبت در این باره امتناع می ورزد. "اکبراعلمی"از گفتگو با خبرنگار سینا سرباز زد و سکوت را در این زمینه بهتر دانست.
واکنش نماینده اراک(حسن مرادی) از اولین کسانی که در ایران ایمیل را به صورت نیاز احساس کرده نیز مانند نماینده تبریز بود اما ایشان تاکید کرد که من موافق مسدود کردن سایت هانیستم، اما شرایط برای صحبت فراهم نیست.
نماینده زرند در مجلس شورای اسلامی نیز گفت:بحث مسدود شدن اورکات ویاهو مسنجرها برای جوانان خبر مطلوبی نیست.
"حسین امیری خامکانی"در گفتگو با سینا افزود:مسئولان باید بدانند که با پاک کردن صورت مساله چیزی حل نمی شود.
وی معتقد است که نباید به خاطر استفاده ناشایسته عده ای،نخبگان و دانشگاهیان را از داشتن تکنولوژی برتر آموزشی محروم کرد.
این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد:برخورد دفعی راه به جایی نمی برد. با این نوع برخوردها تنها جوانان جامعه از عملکردمسئولان ناامید می شوند.
"عزت الله یوسفیان" دیگر نماینده مجلس بر داشتن قانون جرایم رایانه ای تاکید کردو افزود: فیلتر و اقداماتی که باعث "تضیق" شود ، تنها با دستور مقامات قضایی صورت می گیرد.
نماینده آمل در گفت و گو با خبرنگار سینا افزود: تنها مقامات قوه قضاییه می توانند محدوده فعالیت سایت را تعیین کنند .
به گفته این عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی،قوه قضاییه می تواند اقداماتی برای پیشگیری وقوع جرم انجام دهد.
وی تصریح کرد که برابر اصل 156 قانون اساسی، قوه قضاییه می تواند از وقوع جرم توسط افراد مختلف جلوگیری کند.
این نماینده تاکید کرد که قانون جرایم رایانه ای باید در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسد. چون در حال حاضر برخورد با با کسی که در رایانه شبکه ای اختلال ایجاد کرده همانند برخورد با فردی است که یک دیوار را خراب کرده است.

پنجشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۳

جایزه 10000000 دلاری برای یک انسان!!!


جا یزه
$10,000,000
برای هر نوع اطلاعات موثق وثابت شده ای
در مورد
رون اراد
اگر شما یا کسی از نزدیکان یا دوستان شما خبر معتبر یا موثقی درباره سرنوشت کمک خلبان اسرائیلی- رون اراد دارید با سازمان "برای ازادی به دنیا امده (Born To Freedom) " تماس بگیرید. این سازمان ضمانت جایزه 10 میلیون دولاری را برای خبرهای موثق شما دارد.
+44-208-3030304

Home > اسرا و مفقودین
اسرا و مفقودین

رون اراد
گای حبر
صوی فلدمن
زاخاری باومل

پنجشنبه، دی ۲۴، ۱۳۸۳

عشرت شایق را بهتر بشناسیم!!!!


وقتی از جنایتکار بودن این رژیم حرفی گفته می شود بی دلیل نیست .بررسی اعمال و رفتار رژیم و نخوه جایگزین کردن نیرو های غیر بومی در استان ها و مراکز
استانها و شهر های بزرگ شیطانی بودن این رژیم و اعمال وی بر همگان مسجل می شود.
افراد غیر بومی (آنهم طرفداران خمینی با آن سوابق درخشان !!!)در شهرستانهای دیگر این مزیت را دارد که اولا مامور فوق شناخته شده نیست و خیلی گمنام می باشد.
در مرحله بعدی نسبت به اعمال و رفتار غیر انسانی و اجرای دستورات مافوق هر چه باشد ولو جنایت محض به شهروندان و مردم آن شهر بی هیچگونه تعلل و ترحم و
تفکری از انجام این اوامر ابا نداشته و ندارند.
و سایر رفتار های غیر اخلاقی و انسانی که بخاطر رعایت حرمت قلم از بازگوئی آنها امتناع میکنم.
در اوج قساوت رژيم زمانی که صادق خلخالی های!!! جديدی پيدا شده بودند تا داس مرگ و عقده نهانی اين پير مريض !!!را بدون وقفه بکار اندازند.آریزمانی که دسته دسته از جوانهای اين مرز بوم فقط بخاطر داشتن عقائد نه عمل و يا هواداری از سازمانها و گروههاو..... مخالف رژيم
به جوخه های اعدام سپرده می شدند.
اما در تبريز ما:
در خيابان مارلان ايستگاه غياث(قياس)حمام است که الان متروکه می باشد.صاحب اين حمام به هيت عزاداران عجم خيابان تبريز متعلق به يزدانی رئيس زندان تبريز می باشد رفت وآمد داشت.در يکی از جلسات يزدانی از صاحب اين حمام (که فعلا اختلال حواس پيدا کرده يا بهتر بگم کرده اند)را به گوشه چايخانه می برد و پيشنهاد کثيف و مسلمان پسند!!! خود را مبنی بر کرايه حمام برای چند روز !!به قيمت 200000
ريال (آنزمان قيمت پيکان سواری 300000 ريال بود)به وی ارائه می دهد و اين کار را برای رضای پيامبر وامام !!وخدا می خواهد .در آن شب
بيش از 3 مينی بوس زندان حامل دختران که بايستی فردا اعدام بشوند به همراه يک پيکان سواریويک اتوبوس مامور مسلح کميته چی و...
وارد حمام می شوند .قضيه از اين قرار بود که بر طبق فتوی بت کبير (خمينی)و شيعه !!!و اسلام!!!اعدام دختر باکره جايز نيست چرا که به بهشت می روند و بايستی قبل از اعدام دختر باکره نباشد.!!!!!!!
اين دختران اغلب هوادار سازمان مجاهدين خلق وکمونيست کارگریوفدائی خلق اقليت و...بودند.
و حاملين پيکان سواری کسی نبود جز خانم عشرت شايق اهل بم ويزدانی و گن جعفر
اين همان خانم عشرت شايق نماينده انتسابی تبريز است که با 5000 رای آنهم ساختگی در مرحله دوم با توجه به داشتن روابط غير اخلاقی با استدار سابق آذربايجانشرقی عبدالعلی زاده و حمايت وی به مجلس رژيم رفته.وبه آسانی همچون بت کبير!فتاوی می دهد.
همسر دوم وی ملا زبردست است که در سپاه پنجم کار می کند و جانباز است.
خلاصه کار ايشان اين بود که تائيد می کرد دختران بدبخت هنوز باکره هستند يا نه اگر وی تائيد می کرد دوباره دسته دسته سوار مينی بوس کرده و راهی قتلگاه خود می شدند.
به آسانی گويا از اول نبودند ..............
و اما دوستان عزيز و خوانندگان گرامی باور کنيد وقتی اين مطالب را می نوشتم بغض گلويم را گرفته بود . و
و از اينکه حرمت قلم را شکستم بخصوص از خانواده های هميشه داغدار اين فجايع صميمانه عذر خواهی می نمايم.
چه کنم که ايران و ايرانی برای من از جانم عزيز تر است و بگذار آنها ی بترسند که دروغ می گويند و جنايت می کنند!
و ننگ ابدی را هميشه به جايگاه ابدی خود اگر چه آراسته از طلا باشد مي برند !
آيا ايرانی سزاوار اين رژيم بود ؟پس برای چه...........
www.ariuoz.tk
www.ariuoz.persianblog.com
www.ariuoz.blogspot.com
www.tabriznews.blogspot.com

شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۳

این هم از اعمال صالحان!که رژِیم هدیه به مردم ایران کرده

بحران فاجعه آمیز اجتماعی که هدیه رژیم فاسد وجنایت پیشه ملایی ارمغان مردم ایران کرده.عمق فاجعه چنان وحشت ناک است که در این فرصت اندک بررسی آن امکان ندارد.شاید در زمان مناسب...و


http://https://www.sharemation.com/ariuo/Untitled-2.jpg?uniq=9vlwuf



http://https://www.sharemation.com/ariuo/Untitled-3.jpg?uniq=9vlwuj


http://https://www.sharemation.com/ariuo/Untitled-4.jpg?uniq=9vlwur