یادی از یار و مرد ی از جنس تاریخ جاودانه و ماندگار و باشکوه و سرفراز ایران زمین

یادی از یار و مرد ی  از جنس تاریخ جاودانه و ماندگار و باشکوه و سرفراز ایران زمین

سه‌شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۵

عاشقانه پر کشید او آزاد است .

انتشار:کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
Student committee of
human right reporters
تاریخ 9/5/1385
شماره 87-2006
جزئیات درگذشت اکبر محمدی در زندان

اکبر محمدی در روز پنجم اعتصای غذا به دلیل تشنج به بهداری زندان اوین منتقل شد، پزشکان بهداری با مشاهده وضعیت جسمانی اکبر محمدی وی را در بهداری بستری کرده اما اکبر از دریافت سرم خودداری میکند.
شنبه شب دکتر موحدی رئیس درمانگاه اوین با حضور در بهداری از اکبر محمدی درخواست میکند که به اعتصاب خود پایان دهد و به او اعلام میکند " که تو یک انفکتوس داشته ای اما آن را رد کردی" ، اکبر محمدی ضمن مخالفت با درخواست رئیس درمانگاه بر خواسته هایش پایفشاری میکند و خواهان این میشود که مسئولین قضایی به مطالباتش رسیدگی کنند.
دکتر موحدی سپس در تماس با رئیس حراست زندان اوین با برشمردن وضعیت اکبر محمدی به آنها هشدار میدهد که وی به دلیل اینکه حاضر به دریافت سرم نیست، و از روز شنبه از خوردن آب نیز امتناع میکند، تا چند روز دیگر فوت خواهد کرد و از حراست میخواهد که وضعیت او را روشن کنند.
رئیس حراست نیز به دکتر موحدی دستور میدهد " اکبر محمدی را به بند منتقل کنید تا همانجا بمیرد"
روز یکشنبه همزمان با حضور نمایندگان مجلس در زندان اوین و بازدید آنها از زندان، مامورین حراست دست و پای اکبر محمدی که پی در پی شعار میداده است ،به تخت بسته و به دهان او نیز چسب میزنند. پس از رفتن نمایندگان، یکی از معاونین زندان به همراه حاج کاظم رئیس زندان اوین به بهداری میرود و از اکبر محمدی درخواست میکند که اعتصابش را بشکند و زمانی که با مقاومت محمدی روبرو میشود، خطاب به دیگران میگوید" او را به بند ببرید تا مثل سگ جون بکند"
اکبر محمدی بعد ازظهر روز یکشنبه در حالی به بند 350 بازگردانده شد که به دلیل عدم رسیدگی مسئولین بهداری؛ و ناتوانی خودش، تمامی لبسهای او کثیف شده بود!
یکشنبه شب، همبندیان اکبر محمدی او را به حمام برده و در حالی که مشغول شستشوی وی بودند، صورت او کبود شده و دندانهایش قفل میکند که به دلیل نبود آمبولانس در مقابل بند، زندانیان او را با برانکارد به بهداری منتقل میکنند.اما در بین راه اکبر محمدی جان فدا میکند. در بهداری اوین نیز شوکهای وارده به او بی ثمر بوده، و مسئولین زندان با بیرون کردن همبندیان وی از بهداری برای جلوگیری از انتشار خبر تمامی تلفنهای زندان را به صورت هماهنگ قطع میکنند.
حال این سوال مطرح است که کسی که شنبه شب به شهادت رئیس بهداری زندان اوین ، یک سکته خفیف قلبی داشته است چرا به جای انتقال به بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستان به بندی فرستاده شده که حتی یک آسپرین در آن وجود ندارد؟
و نکته دیگر آنکه انتقال وی به بند 350 که به دستور رئیس زندان صورت گرفته ، با هماهنگی دادستانی بوده است، بنا براین، سخنان سهراب سلیمانی مدیرکل زندانهای استان تهران و کریمی راد سخنگوی قوه قضائیه مبنی بر رسیدگی مرتب به وضعیت اکبر محمدی دروغی بزرگ است.
بر اساس تمامی شواهد موجود در مرگ اکبر محمدی ، عمدی در کار بوده و حاکمیت باید پاسخگوی آن باشد...
او مردانه آمد
مردانه مقاومت کرد
عاشقانه و مردانه نیز پر کشید
او آزاد تر از هر زندان بانی است ( حاله عجیبی است برای همه ما )

http://www.moobarez.blogfa.com/

هیچ نظری موجود نیست: