یادی از یار و مرد ی از جنس تاریخ جاودانه و ماندگار و باشکوه و سرفراز ایران زمین

یادی از یار و مرد ی  از جنس تاریخ جاودانه و ماندگار و باشکوه و سرفراز ایران زمین

یکشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۸۴

اروپا و اسلام و تروريست....


















کيوان حسيني (رادیو فردا): چرا بعد از چهار ماه که از انتشار طرحهايي از پيامبر اسلام در يک روزنامه دانمارکي گذشت، مسلمانان اعتراض کردند؟ اين سئوالي بود که خبرنگاران را در هفته گذشته به عکسي از خبرگزاري آسوشيئتدپرس رساند. در اين عکس، مردي با ماسک خوک، در حال شکلک در آوردن ديده مي‌شود. (عکس سمت چپ) اين همان طرحي است که بسياري از مسلمانان را خشمگين کرده، چرا که چند روحاني دانمارکي مدعي شده بودند که اين عکس، يکي از همان طرحهايي است که روزنامه دانمارکي از پيامبر اسلام منتشر کرده است. روز چهارشنبه خبرگزاري آسوشيتدپرس، رسما به اين اقدام روحاني دانمارکي اعتراض کرد. در اطلاعيه اين خبرگزاري تاکيد شد که اين عکس در يک مسابقه تقليد از خوک در فرانسه گرفته شده و هيچ ربطي به 12 طرح جنجالي ندارد. روحانيون دانمارکي نسخه کپي سياه و سفيد اين عکس را به 27 سازمان اسلامي در مصر و لبنان نشان دادند و از آنها خواستند که ساکت ننشينند، چرا که به پيامبر اسلام در دانمارک توهين شده است. آنها تنها به اين عکس نيز قناعت نکردند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين روحانيون که از 12 طرح روزنامه دانمارکي عصباني بودند، براي برانگيختن مسلمانان جهان، پرونده اي 43 صفحه اي، شامل 12 طرح اصلي به همراه سه عکس ديگر با خود به خاورميانه بردند. به جز عکس مسابقه تفريحي فرانسوي، دو عکس ديگر صحنه هاي غير اخلاقي جنسي بودند که هيچ گاه نه تنها در روزنامه دانمارکي، بلکه در هيچ نشريه ديگري منتشر نشده اند و اساسا هيچ ارتباطي به پيامبر اسلام ندارند. يک نظر سنجي در دانمارک نشان مي دهد که 58 درصد مردم اين کشور، اين روحاني را مسئوول بحران اخير مي دانند و هم اکنون تنها 22 درصد روزنامه دانمارکي را براي انتشار طرحها سرزنش مي کنند. در اين ميان 11 درصد دانمارکي‌ها نيز معتقدند که دولتمردان خاورميانه سزاوار سرزنش هستند. به نوشته خبرگزاري فرانسه، هم اکنون برخي از شهروندان دانمارکي خواهان اخراج اين روحاني از دانمارک هستند. آندرس فوق راسموسن Andres Fogh Rasmussen، نخست وزير دانمارک نيز در اين باره گفت: بخش بزرگي از بحران ديپلماتيک اخير به اين دليل است که بعضي ها، اطلاعات غلطي درباره دانمارک منتشر کرده اند. وي روحانيوني که اين کار را انجام داده اند را «تندرواني که با دادن اطلاعات غلط از دانمارک، به شعله هاي آتش نفت ريخته اند» توصيف کرد. وي در مصاحبه با روزنامه هرالد تريبيون، همچنين به ايران، سوريه و تشکيلات خودگردان فلسطيني اشاره کرد و گفت: ما با تندروهاي مذهبي رو به روييم که براي پيشبرد اهداف خود، از موقعيت سوءاستفاده کردند و بر اين آتش دميدند. نخست وزير دانمارک افزود: تندروهاي مذهبي به بي ثباتي در کل منطقه دامن زدند.احمد ابولمن، رئيس جامعه مسلمانان دانمارک به تحريک روحانيون دانمارکي براي سفر به کشورهاي خاورميانه و تماس با تندروهاي اين کشورها متهم است.----------------------------------------------------

hasanagha.net : از روزی که سفارت‌های دانمارک و نروژ رو در سوریه و بیروت به آتش کشیدند جو به ناگاه تغییر کرد. چه کسانی چه اهدافی را در این قضیه پی گیری می‌کنند؟ یک ملای احمق (دست نشانده) توی دانمارک حرکتی را شروع می‌کند، حالا تمام نیروی سیاسی اروپا بسیج شده‌اند با این حال قادر نیستند آتش بپا شده را خاموش کنند. (یک دیوانه سنگی را در چاهی می‌اندازد حالا 40 عاقل نمی‌توانند آنرا از چاه در آورند).احمد آکاری (Ahmed Akkari) یک ملای جوان مقیم دانمارک است. او پس از اینکه اعتراض هایش در دانمارک به نتیجه "مورد نظرش" نمی‌رسد، بار سفر می بندد و با خود 12 کاریکاتور منتشر شده در یلاند پستن را همراه با 3 کاریکاتور دیگر (سه کاریکاتوری که یقینا رندان برای دامن زدن به این آتش تهیه کرده بودند و هیچ ربطی به کاریکاتورهای منتشره در روزنامه دانمارکی ندارد) را با خود به خاورمیانه می‌برد تا با تماس با (علمای!! اسلام) و سیاست مداران آتشی را که بتواند ایشان را ارضاء کند بپا می‌کند. از قرار معلوم این سه کاریکاتور برخلاف آن دوازده تای دیگر بسیار توهین آمیز هستند. اکنون گویا آتش چنان شعله ور شده که عنقریب است دامن خود این ملای احمق را هم بگیرد در نتیجه تصمیم به عقب نشینی گرفته. بنا به ادعای خبرنگار داگ بلاد (یک روزنامه نروژی) احمد آکاری در حال حاضر با دولت و مسئولین دانمارکی همکاری کامل دارد تا بلکه شعله ای را که روشن کرده خاموش کند.
Denmark needs our support
http://seyedaligeda.blogspot.com


شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۴

2.. وطن

وطن...1..

چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۴

کاریکاتور های به اصطلاح توهین آمیز به محمد

















کاریکاتور های به اصطلاح توهین آمیز به محمد
اين دوازده تا کاریکاتور و نظرات شما و کاریکاتور های
به اصطلاح توهین آمیز
Twelve caricatures of the Mohammad

دانشمندان اتمی جمهوری اسلامی .......های پاکستانی هستند


امير سپهر


دانشمندان اتمی جمهوری اسلامی .......های پاکستانی هستند
تاريخچه کوتاه ساخت نيروگاههای اتمیفکر ساخت نيروگاههای اتمی به رژيم گذشته و به حدود چهل سال پيش
بازميگردد. اين ايده ای بود که شاه فقيد ايران از دهه چهل و پس از رفرم معروف به انقلاب سفيد سال هزار و سيصد و چهل و دو در سر داشت. پس از چند سال مشاوره و مطالعه و بررسی سر انجام يک دهه بعد بود که اين ايده بصورت طرحی عملی و اجرايی در آمد، که عبارت بود از احداث دو واحد ۱۲۰۰ مگاواتى در بوشهر و دو واحد ۹۰۰ مگاواتى در دارخوين خوزستان. ابتدا قرار بود که اين طرح را زيمنس آلمان به پايان رساند. ليکن پس از بد عهدی آن شرکت معظم آلمانی اين طرح به پيمانکاری فرانسوی بنام شرکت (فروماتوم) سپرده شد که مشهور ترين و معتبر ترين در نوع خود محسوب می شد و ژنرال بوشاله (پدر نخستين بمب اتمى فرانسه) را نيز در جمع هژده نفره دانشمندان اتمی خود در ايران در استخدام خود داشت. زمانيکه ملا ها به قدرت رسيدند کار نيروگاههای بوشهر به پايان نزديک شده بود، بطوريکه اگر ايران دچار فتنه سياه سال پنجاه و هفت نمی شد قرار بود در چهارچوب برنامه پنجم عمرانی کار ساخت اين دو نيروگاه بيست و چهار سال قبل به اتمام رسدبرنامه ريزی شده بود که اين دو واحد با ظرفيت توليد جمعآ 2400 مگاوات از ابتدای سال شصت و يک به بهره برداری رسد، همچنان که قرار بود ساخت متروی کامل و سراسری تهران نيز در سال شصت پايان يافته و از ابتدای سال شصت و يک شروع بکار نمايد. نوشتن اين نکته نيز ضروری است که طرح احداث دو واحد ۱۲۰۰ مگاواتى در تاريخ اين صنعت بزرگترين طرح جهان محسوب می شود، چرا که نه تنها تا آنزمان هيچ کشوری در جهان دارای چنين نيروگاههای پرقدرتی نبود، حتی هنوز هم پس از سه دهه در هيچ کجای دنيا چنين نيروگاههای گرانقيمت و عظيمی ساخته نشده استجدای از اين، رژيم گذشته به منظور پيشبرد هدف استفاده از نيروی اتم و مکلف نمودن فرانسه به اجرای سريع پروژه اتمی ايران بنوعی دست و پای آن کشور را در پوست گردو گذارده بود. اول اينکه در سال هزارو نهصد هفتاد چهار ميلادی مبلغ يک ميليارد به کميساريای انرژی اتمی فرانسه وام داده و دستگاه اتمی فرانسه را بدهکار ايران ساخته بود، و دوم اينکه با خريد سی و سه درصد از سهام کارخانه ای بنام (اوروديف) که بزرگترين کارخانه توليد ارانيوم در اروپا بود تغذيه رساندن به صنعت اتمی ايران از سوی آن کارخانه را نيز حتمی ساخته بود. کارخانه ايرانی فرانسوی اوروديف طبق قرارداد مکلف بود که از سال هزارو سيصد و شصت و يک خورشيدی اورانيوم غنی شده نيروگاههای ايران را بدون وقفه تآمين نمايد. بدنبال انقلاب آيت الله خمينی اين طرح و همينطور خريد فانتوم های اف شانزده آمريکايی را که بهای آنها نيز پرداخت شده بود را از خيانت های شاه اعلام نموده و تعطيل کرددولت موقت خواهان فسخ قرارداد و پس گيری وام يک ميليارد دلاری و پول باقيمانده قرارداد از فرانسه بود. اما آن دولت فسخ يکجانبه از سوی ايران را نپذيرفته و نه تنها مبلغ قرارداد را پس نداد که از باز پس دادن يک مليارد وام نقدی ايران نيز سر باز زد. حدود ده سال بعد، يعنی در سال هزارو نهصد و هشتاد و هفت فرانسه يک ميليون دلار وام ايران را در دو قسط به رژيم اسلامی باز گرداند، اما مبلغ چند ده مليون دلار از پول ايران در پروژه ساخت نيروگاه را بعنوان ضرر و زيان فسخ يکجانبه قرارداد مصادره کرد. هيچ اعتراضی هم از اين بابت از سوی رژيم اسلامی صورت نگرفت. بعد ها، يعنی در دوران رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی بيست و چند درصد از سهام ايران در کارخانه اورديف هم بوسيله وی فروخته شد و هرگز هم پول فروش آن سهام وارد خزانه کشور نشد، هنوز چيزی در حدود ده درصد از سهام کارخانه غنی سازی اورانيوم اوروديف همچنان متعلق به ايران است که هيچ سود دهی هم ندارد. بنابر اين طرح ساخت نيروگاههای اتمی که بگفته آقای خمينی از خيانتهای شاه بحساب می آمد پس از انقلاب عملآ تعطيل شدجمهوری اسلامی بی دانشمند ترين رژيم جهانبطور حتم شما نيز متوجه تفاخر و نازيدن های مرتب سران رژيم جمهوری اسلامی به دانش اتمی خود شده ايد، که بنا به ادعا گويا تمامی اين به اصطلاح پيشرفت های هسته ای و موشکی محصول کار محققين و متخصصين رژيم فقاهتی باشد. يعنی ابر دانشمندانی که به دانش هسته ای و ساخت موشکهای بالستيکی دست يافته اند، همگی زير عبای ملا ها رشد کرده و با حمايت رژيم علم گستر و دانشمند پرور و مدرن جمهوری روضه خوان ها به اين درجه از دانش رسيده اند. اين ادعا ها و فخر فروشی ها در حاليست که بر اساس آماره منتشره از سوی سازمانهای خود رژيم سالانه بين دويست تا دويست و پنجاه هزار نيروی جوان و خلاق از ايران می گريزند که بيش از نيمی از اين نيروی عظيم کار آمد را جوانانی تشکيل می دهند که فارغ التحصيل در رشته های مختلف علمی از دانشگاههای ايران هستند، که البته دلايل آن نيز برای همگان معلوم است. که نبود کار، فشار اقتصادی، نداشتن هيچ چشم اندازی به آتيه ای روشن و از همه مهم تر نبود کوچکترين فضای تنفس و سلب حتی ابتدايی ترين حقوق فردی را می توان از عمده عوامل اين پديده خانمان برباده و غير قابل جبران دانست در جامعه استبداد زده و خرافه پرور و فقير امروز ايران اصولآ فرار از کشور خود به قوی ترين هدف و ديناميسم ورود به دانشگاه شده است. به بيانی روشن تر اکثريت قريب به اتفاق جوانان رنج درس خواندن را بر خود هموار کرده و هزينه کمرشکن آنرا بر خانواده بی چيز خويش تحميل می کنند صرفآ با اميد که خواهند توانست پس از خاتمه تحصيل خود را از زندان تنگ و پر شکنجه و کشنده ای بنام زندگی در ايران رها سازند. فضای اکنونی ايران آنچنان مأيوس کننده و فاجعه بار است که جوان ايرانی جز فرار از ميهن و رهايی اميد ديگری در زندگی ندارد. بحث بر سر چگونگی فرار از ايران امروز به موضوع قالب در ميان جوانان ما مبدل شده، بگونه ای که هر جوان ايرانی در داخل خيلی بهتر از ما تبعيديان از چند و چون قوانين مهاجرت و پناهندگی اطلاع دارد. آنها به خوبی می دانند که ديگر دوران دستخالی رفتن به خارج بسر آمده، پناهندگی عملآ منسوخ، و به پروسه ديوانه سازی و پناهجو کشی مبدل شده. از اين نيز آگاهی دارند که اينک فقط آنانی اندک شانسی برای زندگی در غرب دارند که دارای تحصيلاتی عالی بوده و از تخصصی مورد نياز و کارآمد در غرب برخوردار باشندبنابر اين تز و دانشنامه اکنون در ايران جای برگه خلاصی از زندان و ويزای خارج را گرفته است. طبق آمار بدست آمده از پژوهشهای گوناگون تقريبآ تمامی دانشجويان سطوح بالا پس از اتمام تحصيلات عاليه خود از ايران می گريزند، مگر درصد اندکی که يا از فرزندان خود و يا اعوان و انصار پايوران رژيم هستند و پست های زايد اما پر درآمدشان در انتظارشان است، يا شخصآ نيز می دانند که مدارک تحصيليشان کيلويی و در خارج فاقد ارزش علمی است و يا معدودی که بنا به دلايل خانوادگی و تعهد در مقابل والدين پير و فقير خود مجبور به تحمل عذاب زندگی در جمهوری اسلامی می شوند. نتيجه اينکه در کشوری که بيش از نود در صد نخبگانش فرار کنند، سوزن خياطی از سنگاپور وارد شود و بيل از چين، اما علی رغم همه ی اين مصيبت ها موشکی ساخته شود که چهار هزار کيلومتر برد داشته باشد، راستی که جای انگشت به دندان گزيدن دارد؟! تازه، هر شب جمعه هم يک پاسدار ريشو جلو دوربين حاظر شود و ادعا کند که طی هفته گذشته يکصد کيلومتر هم به برد اين موشکها اضافه شده استچندی پيش کتابی بدستم رسيد که مربوط به تعرفه های گمرکی و اقلام وارداتی جمهوری اسلامی در سال گذشته بود. شايد خيلی ها ندانند که نه تنها بيل و کلنگ و شمشه و ماله بنايی و ميخ سر کج از چين وارد می شود، که گوشتکوب بلوری از پاکستان، چراغ سه فتيله از هندوستان و حتی نعل اسب و الاغ هم از تايوان خريداری می شود. در مملکتی که سومين ذخاير نفتی جهان را دارا باشد اما در اثر بی کفايتی و عقبماندگی مجبور به خريد بنزين از خارج باشد، وارد کردن نخ کنف پالان دوزی از پاکستان برای الاغهای قم و کاشان و ممسنی البته جای شگفتی ندارد. حيرت اينجا است که در چنين نظامی که حتی قادر به پرواز در آوردن هر از چند گاه هواپيماهای نظاميش هم نيست و هر وقت که هواپيمايی بلند می شود فوری سقوط می کند، ادعا شود که موشکهای قاره پيما ساخته می شود. آنهم به بصورت انبوه !؟ اما از اين ها هم شگفت انگيز تر اين است که اين کشور بدبخت که حتی تا تهيه نخ پالان خر و قاطر های زبان بسته اش هم محتاج به واردات خارجی است، ادعا کند که جدای از ساخت آن موشکهای بی نظير دانشمندانش به دانش اتمی نيز دست يافته اندتاريخچه کوتاه اتمی جمهوری اسلامیباری، نوشتيم که پس از انقلاب ساخت نيروگاههای اتمی بطور کلی تعطيل شد. چه که اين طرح و نيرو گاههای نيمه تمام از مظاهر خيانت رژيم گذشته بحساب می آمد و تا سالهای اوليه جنگ هيچ يک از سران نظام اصلآ توجهی بدان نداشت. علی رغم نبود وسايل تدافعی در اطراف نيروگاه بوشهر و علی رغم کوشش ارتش عراق برای انهدام اين تاسيسات، نيروی هوايی صدام حسين نتوانست هيچ آسيبی جدی به اين نيروگاه برساند. ساختمان نيروگاه آنچنان مستحکم ساخته شده بود که حتی پس از هفت بار بمباران هواپيما های شکاری بمب افکن ميگ بيست و يک ارتش صدام هم همچنان از درون سالم ماند. رژيم اسلامی تنها پس از حمله همه جانبه عراق به ايران بود که متوجه اهميت حياتی قراردادهای خريد اف شانزده و ساير ملزومات دفاعی شد. هواپيما های اف شانزده متعلق به ايران که پول آن نيز پرداخت شده بود بعد ها وسيله آمريکا تحويل عربستان سعودی شد، چون بعلت گروگانگيری و قطع رابط بوسيله رژيم ايران و بلوکه شدن دارايی های ايران نه امکان هيچ ادعايی مانده بود و نه اصلآ رژيم چيزی از منافع ملی می دانستآنزمان هنوز دارايی های باقی مانده از نظام گذشته بقدری بود که نظام اسلامی اصلآ به فکر باز پس گيری چنين سرمايه عظيمی که سر به سی ميليارد دلار می زد نيفتاد. جمهوری اسلامی تنها چند سال پس از حمله عراق به ايران بود که کفگيرش به ته ديگ رسيد و کمی متوجه شد که کشورداری با زيارتنامه خواندن و دعانويسی تفاوت دارد. هواپيما های مدرن اف شانزده و ساير سلاحهای خريداری شده در نظام پيشين از آمريکا که از دست رفته بود و رژيم اسلامی حتی فشنگ را هم مجور بود با چندين برابر قيمت اصلی از عدنان قاشقی و ساير دلال های بين المللی اسلحه خريداری کند. درماندگی در مقابل ارتش مجهز عراق در همان سالهای اوليه جنگ بود که ملا ها را بفکر ساخت موشک و بمب و سلاح اتمی انداخت. از اين روی دستگاههای مدرن و مجهز داخل نيروگاههای اتمی نيمه ساخته را به پارچين و لويزان و محلهای ديگر انتقال دادنددر سالهای پايانی جنگ گرچه جمهوری اسلامی کاملآ در مضيقه بود، با اين وجود خريد دستگاههای ساخت سلاح و بمب را برای ماندگاری خود حتی از نان شب هم برای خود ضروری تر می دانست و اين دستگاهها را بطور پنهانی خريد می کرد. پايان جنگ و فروپاشی شوروی به رژيم اين موقعييْت را داد که بتواند با گشاده دستی بيشتری بطور پنهانی از کشورهای تازه استقلال يافته اما شديدآ محتاج مقداری دستگاههای عقبمانده ساخت بمب اتم خريداری کند. مقداری هم بطور پنهانی از قاچاقچی های بين المللی دستگاههای غربی خريداری شد. دستگاه اتمی رژيم که در اختيار سپاه پاسداران قرار گرفته بود مدتها با کمک کارشناسان ارزان قيمت و درجه سه شوروی سابق از آسيای ميانه که از تکنيک غربی هم سر در نمی آوردند به مونتاژ و دستکاری اين دستگاهها پرداخت. تا اينکه سرو کله عبدالقدير خان پاکستانی پيدا شد که خود وی نيز با کمک همين دانشمندان جمهوری های مسلمان آسيای ميانه برای پاکستان بمب ساخته بودالاغ ها، اصلی ترين دانشمندان اتمی جمهوری اسلامیآنچه که رژيم آنرا در بوق و کرنا کرده و می دمد و تکنيکی بسيار عقبمانده و خطرناکی هم هست، نه دست آورد دانشمندان نداشته اش که مديون چهارپايان است، آنهم نه چهار پا های ايرانی که حتی اين حيوانهای زبان بسته هم خارجی و وارداتی بودند. قضيه اين است که يکی از به اصطلاح همان شاگرد بمب سازهای رژيم که اخيرآ به فرانسه گريخته و از آن کشور تقاضای پناهندگی کرده است راز های سر به مهر رژيم و دغلبازی های آنرا افشا کرده است. وی که سالها در دستگاه تحقيقات اتمی ملا ها کار می کرده و در خريد های پنهانی رژيم نيز نقش داشته به سرويس های امنيّتی غرب گفته است که چگونه بيشترين ادوات و قطعات مربوط به ساخت بمب را رژيم از عبدالقدير خان خريداری نموده و وارد ايران کرده است. اطلاعات اين مأمور گريخته آنچنان دقيق و موثق بوده که فرانسه بهترين دوست ديروز جمهوری اسلامی که حتی با غنی سازی محدود اورانيم هم موافق بود را به يکباره به دشمن خونين آن بدل ساخته، بطوريکه سرسخت ترين مدافع ديروز رژيم ملا ها امروزه نه تنها در مخالفت گوی سبقت را از ايالات متحده ربوده که کار را به تهديد اتمی نيز رسانده است. آنگونه که خبر ها به بيرون درز کرده به گفته وی گويا عبدالقدير خان خيلی پيشتر ها با جمهوری اسلامی و ليبی در تماس بوده، اما چون در تحويل جنس مشکل بزرگی داشته چند سال بعد است که پس از يافتن راه تحويل محموله های خود در دبی با اين دو دولت معامله می کندعبدالقدير خان تا قبل از لو رفتن دلال بازی هايش در کشور خود پاکستان فردی بسيار محبوب و مورد احترام و از همه گونه مساعدت دولت متبوع خود برخوردار بوده. بطوريکه دستش در خريد کاملآ باز بوده و هيچ محدوديتی هم برای تهيه ابزار و وارد کردن آن به پاکستان برای تحقيقات هسته ای خود نداشته. اما نامبرده قادر نبوده که بدون کنترل دولت نظامی کشورش چيزی را رسمآ و با استفاده از هواپيما از کشورش خارج سازد. پس از چند مسافرت به دبی و ديدار با مأموران رژيم ايران به او گفته می شود که کافی است که وی سانتروفيوژها و ساير دستگاهها را به بلوچستان پاکستان حمل نموده و در آنجا تحويل مآموران جمهوری اسلامی نمايد. اين دلال گريخته شرح داده که تمامی دستگاههای خريداری شده مرتب بار الاغهای پاکستانی شده و بی سر وصدا و بطور قاچاق وارد ايران شده است. که پس از آن اين اجناس قاچاق به ايرانشهر آورده شده و از آنجا با وسائط نقليه سپاه به مراکز اتمی داخل ايران حمل شده است. بنابر اين آنچه که ملا ها از آن بنام دانش اتمی و غرور ملی ياد می کند را نه مديون دانشمندان حقيقی ايرانی که همگی از ايران گريخته اند که مديون الاغهای زبان بسته پاکستانی است. اين البته کاملآ هم مناسب شأن اينچنين رژيمی است. نظامی که بالاترين مقام امنيتش را نه که با برق گرفتگی و اشعه ليزر که با واجبی خودکشی می دهد بايد که دانشمندان اتميش هم مشتی الاغ باشند. هر وزارتخانه و موسسه ای آرم و نشان خاصی دارد. بايد به رژيم پيشنهاد داد که تصوير الاغ را برای سازمان انرژی اتمی خود برگزيده و بمب خود را هم بمب ..... نشان نام دهد - امير سپهر"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

جمعه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۴

به مناسبت دهه زجر و ماه عزا ؟



دستاوردهاي جمهوري اسلامي
. اعدام ،شلاق زدن،سنگسار ،و بريدن دست و پا در ملا عام -. کشتار دست جمعي‌ زندانيان سياسي -. سو قصد و کشتار مخالفان سياسي‌ در خارج از کشور -. قتل هاي زنجيره اي سياسي‌ در ايران -. ترويج زندانهاي کشور با گنجايش هزاران زنداني -. ايجاد خفقان سياسي -. ترويج تروريسم بين المللي و داخلي -. زير پا گذاردن حقوق بشر در هر مورد -. سلب آزادي هاي فردي -. آباداني‌ گورستانهاي کشور -. کشتن و زنداني‌ کردن روزنامه نگاران -. پايمال کردن حقوق زنان -. سانسور و بستن جرايد -. آواره کردن بيش از ۵ مليون ايراني در جهان -. ظلم به اقليت هاي مذهبي -. فيلتر گذاري بر اينترنت -. اختلال در پخش برنامهاي راديو و تلوزيون هاي ماهواريي -. دزدي اموال ايران توسط ملايان و انتقال آن به خارج از کشور -. از بين بردن اقتصاد ايران -. ازدياد فقر در ايران -. ايجاد تورم شديد اقتصادي در ايران -. بي‌ ارزش کردن ريال -. ازدياد بيکاري -. افزايش سرقت و جنايت از فرط فقر -. ترويج فساد، فحشا، و اعتياد -. ايجاد بحران مسکن در ايران -. سو تغذيه، کاهش رشد، و افزايش افسردگي‌ در نوباوگان ايران -. بحران وضعيت بهداشتي‌ و بهزيستي‌ در ايران -. هتک حيثيت ايران در عرصه جهاني -. اشغال سفارت آمريکا و گروگان گرفتن اعضاي سفارت به مدت ۴۴۴ روز -. درگيري با کشورهاي همسايه -. جنگ ايران و عراق. مليونها کشته ، زخمي‌، معلول، و بي‌ خانمان محصول آن -. طرفداري از صدام حسين در جنگ عراق با آمريکا -. دامن زدن به اختلافات منطقه اي خاور ميانه -
. قرار دادن ايران در محاصره اقتصادي -. توليد سلاح هاي کشتار جعمي -. بر تاراج دادن حق قانوني‌ ايران در درياي خزر -. تخريب صنايع هواپيمايي‌ کشور در اثر تحريم اقتصادي و سياسي‌ ضد ايران -. از بين بردن صنايع ايران -. عقب ماندن ايران از سطح تکنولوژي جهاني -. بحران وضعيت آلودگي‌ هوا و محيط زيست -. از بين بردن کشاورزي ايران -. از بين بردن هنرهاي زيبا، تاتر، سينما و موسيقي‌ در ايران -. ترويج قشري گرائي و ارتجاع -. بستن دانشگاه هاي ايران براي انقلاب فرهنگي‌ بمدت ۳ سال -. حمله به محيط دانشگاه، کشتار و سرکوبي دانشجويان -. زيرپاگذاشتن قانون اساسي‌ جمهوري اسلامي -. استخدام اراذل و اوباش حزب الهي‌ و بسيجي براي سرکوبي‌ ملت -. واردات و فروختن قاچاق بمنظور درامد بيشتر براي عناصر رژيم -. فروختن زنان ايران در شيخ نشينهاي خليج فارس -




ACHIEVEMENTS OF THE ISLAMIC REPUBLIC1. Execution, flogging,

stoning and amputation of limbs in public2. Mass killings of political prisoners3. Assassination of political dissidents outside of Iran4. Political serial killings in Iran5. Construction of many new prisons holding thousands of political prisoners6. Political oppression7. Promotion of international and domestic terrorism8. Violation of human rights in every category9. Lack of civil liberties10. Improvement and growth of Iran’s Cemeteries11. Killing and imprisonment of journalists12. Violation of women’s rights13. Censorship and closure of publications14. Forcing Iranian’s to flee the country resorting in five million refugees throughout the world and “brain drain”.15. Oppression of religious minorities16. Filtering the internet17. Jamming out of country satellite TV and radio stations18. Stealing Iran’s wealth by the Mullahs and transfer of funds to abroad.19. Destruction of Iran’s Economy20. Widespread poverty throughout Iran21. Severe Inflation22. Devaluation of Iranian Rial23. Increase in unemployment24. Increase in the crime rate25. Promotion of corruption, prostitution and addiction26. Housing crisis in Iran27. Malnutrition, retarded growth and increased rate of depression among Iranian youth28. Public health crisis in Iran29. Making Iran an international “embarrassment”30. 1979 Occupation of the US Embassy in Tehran and holding hostages for 444 days.31. Conflict with neighboring countries32. Iran-Iraq War resulting in millions dead, wounded, handicapped and homeless33. Supporting Sadam Hussein in the US Iraq War34. Destruction of Iran’s Airline Industry35. Causing economic sanctions against Iran36. Producing weapon’s of mass destruction37. Inability to get Iran’s fair share of natural resources from Caspian Sea38. Promoting regional conflicts in the Middle East39. Destruction of Iran’s industries40. Lack of technological advancements41. Air and environmental pollution crisis in Iran42. Destruction of Iran’s agriculture43. Destructions of fine arts, theater, cinema and music in Iran44. Promoting Islamic Fundamentalism45. Closure of Iranian Universities under cultural revolution for three years46. Attacking University campuses to kill and crack down on students47. Violating the constitution of the “Islamic Republic”48. Hiring hooligan’s for beating and crack down on Iranian citizens49. Improving and selling contraband by regimes elements for additional income50. Selling Iranian women as sex slaves in the United Arab Emarets

و با تشکر از سيدعلی گدا
http://seyedaligeda.blogspot.com/

جمعه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۴

آنچه راجع به آنفلوآنزاي مرغي بايد بدانيم








آنفولانزاي مرغي ماكيان را مبتلا مي‌كند و عامل مولد آن ويروسي است كه با ساختار فيزيكي پرندگان سازگار شده است. با وجود اينكه اين بيماري مخصوص ماكيان است، اما در سالهاي اخير ظاهرا اين ويروس به گونه‌هاي ديگر جانداران نيز منتقل شده و موجب ابتلاي انسان‌ها به اين بيماري شده است. در مقابل، ويروس آنفولانزاي فصلي بويژه با بدن انسان سازگار مي‌شود. بر خلاف آنفولانزاي مرغي، آنفولانزاي فصلي به آساني از فردي به فرد ديگر منتقل مي‌شود و هر ساله جان صدها هزار تن را مي‌گيرد. اين ويروس اغلب در فضولات پرندگان يافت مي‌شوند و مرغداراني كه اين ويروس را تنفس مي‌كنند به آن مبتلا مي‌شوند. انتقال بيماري از انسان به انسان بسيار به ندرت اتفاق مي‌افتد. آنچه اين بيماري را براي انسان خطرناك مي‌كند، اينست كه ويروس آن به شكلي دچار جهش ژنتيكي و تغيير رفتار شود كه بتواند از انساني به انسان ديگر منتقل شود. در نتيجه اين امر، شيوع بيماري بسيار گسترده خواهد شد. خطرناكتر از اين وضعيت آنست كه ويروس مرغي بتواند فردي را آلوده كند كه همزمان به بيماري آنفولانزاي انساني مبتلاست. در صورتي كه ژن‌هاي ويروس‌هاي مرغي و انساني در اين شرايط با يكديگر تركيب شوند ويروس مي‌تواند از فردي به فرد ديگر منتقل شود و در نتيجه يك آنفولانزاي عالم‌گير شايع خواهد شد. تقريبا هيچ فردي به طور طبيعي در برابر ويروس جديد مصونيت نخواهد داشت. در حالي كه اين ويروس مي‌تواند ظرف 6 ماه به همه مناطق جهان برسد. هيچ كس نمي‌داند ما چقدر به زمان اين اپيدمي احتمالي جهاني نزديك هستيم، اما بسياري از دانشمندان مي‌گويند كه ما به اين نقطه خواهيم رسيد، چرا كه به نظر مي‌رسد همه‌گيري آنفولانزا در سيكل‌هاي 25 ساله به وقوع مي‌پيوندند و آخرين دوره آن در سال 1968 بوده است. آنچه نگراني‌ها را در اين اواخر بيشتر كرده اينست كه آنفولانزاي مرغي آلوده كردن پستانداران را از جمله پلنگ‌ها و ببرها را آغاز كرده است.يك بررسي اخير آزمايشگاهي نشان داد كه ويروس آنفولانزاي مرغي مي‌تواند در ميان گربه‌ها نيز رد و بدل شود. همچنين اين ويروس توانسته اردك‌ها را بدون بروز بيماري و علائم ظاهري آن آلوده كند. اين امر خطر آلودگي مرغداران را افزايش مي‌دهد. در مورد علائم بيماري بايد يادآور شد كه ابتدا با يك تب خفيف، سردرد و درد مفاصل آغاز مي‌شود. تب بيمار ممكنست به مدت يك روز فروكش كند. بيمار به سختي تنفس مي‌كند و به تدريج سرفه‌ها آغاز مي‌شود. همزمان با كم رسيدن اكسيژن به مغز در اثر اشكال در تنفس حالت كما و مرگ به همراه خواهد داشت. از آنجا كه علائم آنفولانزاي مرغي بسيار مشابه آنفولانزاي معمولي است، خطر آن اينست كه ممكنست پزشكان نتوانند تفاوت آنها را تشخيص دهند. اما در صورتي كه اين بيماري ظرف 48 ساعت تشخيص داده شود و بيمار تحت درمان خاص بيماري مانند مصرف داروي ضد ويروسي Tamiflu قرار گيرد، بيمار معمولا بهبودي كامل بدست مي‌آورد. تا كنون به منظور توقف اين بيماري ميليون‌ها مرغ، جوجه و اردك در كشورهاي آلوده شده آسيايي و تركيه به منظور كاهش خطر ابتلا در ميان پرندگان و انسان‌هاي سالم، كشتار شده‌اند. نجات و پاكسازي در مناطق مستعد و آسيب‌پذير مانند مرغداري‌ها و مزارع افزايش يافته است. همچنين از پزشكان خواسته شده تا نسبت به علائم بيماري در بيماران كنجكاوتر بوده و آنها را تحت كنترل دقيق داشته باشند. با اين حال سازمان جهاني بهداشت هشدار داده كه اگر در حال حاضر اين بيماري شايع شود، هيچ كشوري براي مقابله با آن چه به لحاظ دارويي و چه به لحاظ واكسينه كردن آماده نيست. امكان انتقال بيماري از راه خوردن گوشت مرغ آلوده وجود ندارد اما اين در صورتي است كه گوشت كاملا پخته شده و خام نباشد اين امكان وجود خواهد داشت. در زمينه تهيه واكسن اين بيماري لازم به ذكرست كه دانشمندان در مراحل بسيار اوليه از آزمايش يك واكسن آزمايشي عليه زنجيره H5N1 از آنفولانزاي مرغي هستند كه در آسيا در حال گردش است. اگر يك حالت عالم‌گير از اين زنجيره در سال آينده و سالهاي آتي بروز كند، ميليونها تن در اروپا و آمريكا و ميلياردها تن ديگر در ساير نقاط جهان به اين واكسن دسترسي نخواهند داشت. به علاوه دولت‌هاي هر كشور بايد تصميم بگيرند چه گروهي از جامعه براي تزريق اين واكسن در اولويت قرار دارند كه اين تصميم بستگي به اين دارد كه به آنها بخواهند مرگ و مير احتمالي را كاهش دهند، آسيب جوامع را به حداقل برسانند و يا آسيب اقتصادي از اين اپيدمي را كاهش دهند. در خصوص يك تلاش بين‌المللي براي مقابله با اين ويروس بايد متذكر شد كه نوامبر سال 2004، سازمان جهاني بهداشت در يك درخواست قطعي از دولت‌ها خواست تا در جهت توليد و توزيع واكسن بيماري اقدام كنند. ظاهرا تاكيد آمريكا در اين زمينه در رأس كشورهاي اروپايي قرار داشته است. هم اكنون درحدود 10 شركت در حال كار كردن بر روي تهيه واكسن اين بيماري هستند و بسيار نيز انتظار مي‌رود كه در سال جاري آزمايشهاي باليني در اين زمينه را آغاز كنند. در مقايسه با سارس بايد گفت از آنجا كه آنفولانزاي مرغي برخلاف سارس به صورت دوره‌اي در حال گردش است، اما سارس را مي‌توان براي مدتي تحت كنترل قرار داده و شيوع آن را متوقف كرد.
براي رفع وجود احتمالي ويروس آنفلوآنزاي پرندگان، بايد غذاهاي حاوي گوشت ماكيان رابا‪۷۰درجه سانتيگراد و حداقل به مدت ‪ ۳۰دقيقه طبخ كنيد. و براي پيشگيري از بيماري آنفلوآنزاي پرندگان از مصرف تخم‌مرغ نيم‌پز و خام نيز پرهيز شود. همچنين در صورت ديدن پرنده تلف شده درمحل زندگي خود، بلافاصله آن را به نزديكترين مركز بهداشتي درماني اطلاع دهيد.

**************************************************************************************
از آنجائی که کشور ترکیه سخت در تلاش پیوستن به اتحادیه اروپا است و برای رسیدن به این هدف تمامی ابزارها و راه کارها را حتی اگر به ضرر مردم ترکیه باشد حاضر است به خدمت بگیرد، و نیز با عنایت به اینکه دولت ترکیه را یک دولت سری و زیر زمینی یا مافیا اداره میکند و دولت فعلی ترکیه ، دولت ظاهری و در واقع صورت مسئله است که همگان آنرا می بینند . از جمله شرایط پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا دل کندن از آن گذشته سنتی و نیمه روستائی اکثریت قریب به اتفاق مردم ترکیه و رساندن فرهنگ مصرف مردم به حداقل سطح فرهنگ مصرف اروپائی آن است و از سوی شرکت های چند ملیتی صاحبا ن مرغداری ها و محصولات گوشت مرغ و سایر محصولات که بیشتر فرانسوی و ایتالیائی می باشد ، دولت زیر زمینی را بر آن داشته که برای تحقق شرایط مورد نظر این شرکت ها را سریعا آماده کند .
برای همین منظور جایگاه اصلی جامعه سنتی ترکیه که طرف شرق و استانهای کرد نشین ترکیه می باشد و با توجه به ناسازگاری مردم کرد با دولت ترکیه ، حربه ی خلاصی و رهائی از جامعه سنتی و روستائی و هم به دست آوردن و دستیابی به استاندارد های لازم برای پیوستن به اتحادیه اروپا را به آسانی به دست خواهد آورد ، با این طرح هم شرکت های مرغداری به سود سرشاری خواهند رسید و هم اینکه عمده ترین محل درآمد هرخانوار کرد که بالقوه متضمن تامین درآمد مخالفان نیز بوده را به این حربه میتواند از بین ببرند . و با از بین رفتن این درآمد و به دنبال آن ، فلج شدن اقتصادی و پی آمد آن ، کوچ بی شمار افراد به غرب و جایگزین شدن در مناطق دیگر ترکیه و در مقابل خالی شدن میدان از این همه نیروی بالقوه مخالف رژیم ترکیه و در مقابل باز بودن دست رژیم برای انجام هر نوع اقدامات و ....
برای همین منظور ویروس N1H5 آنفلونزای مرغی که خیلی قوی تر و تغییر یافته تر و مهلک تر از انواع سابق خود ( هلندی ، چینی ، تایلندی ) در سال های 1999 بوده را ، شیوع داده و بدین سان با یک تیر هزاران نشان که خود تصور رسیدن به آن را حداقل در کوتاه مدت نمی دیدند ، به آسانی دست یافتند . از اینرو به احتمال بسیار قوی این ویروس توسط آزمایشگاهی بسیار مجهز ، تغییر ژنتیک یافته و شیوع داده شده که با حقیقت بسیار قرین می باشد وبا این تعریف و همچنین بررسی مسیر مهاجرت مرغان مهاجر، این فکر تقویت می شود ، چرا که مسیر مهاجرت این مرغان ، کشورهای اوکراین ، قسمتی از روسیه ، آذربایجان ، شمال عراق ، بلغارستان ، قبرس ، سوریه و قسمتی از ایران می باشد واین فکر را تقویت می کند که ویروس فوق در آزمایشگاه تغییر یافته و بصورت خطرناک تر از انواع قبلی اش شیوع یافته است .
ویروس سابق آنفلونزای مرغی بطور طبیعی از پرندگان به انسان سرایت نمی کند بلکه تنها با خوردن گوشت آن این بیماری به انسان سرایت می کند ولی در این ویروس دگرگون شده ، نه تنها از طریق خوردن گوشت پرندگان ، بلکه تماس با آنها نیز انسان را آلوده می کند و نیز انتقال از انسان به انسان دیگر هم در این نوع ویروس جدید وجود دارد .

شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۸۴

بمبی با قدرت تخریبی بالا


گوشه ای از اطلاعیه انجمن اسلامی دبیرستان دکتر شریعتی :
چرا انکار کنیم؟ اتفاقا اصرار داریم با کمال صراحت هم اعلام میکنیم ما به دانش هسته ای و بمب اتمی دست یافته ایم. به بمب اتمی که پس از انفجار قارچ اتمی به وجود نمی آورد و باران رادیو اکتیویته بدنبال ندارد ولی چشم آمریکا را کور خواهد کرد. اصلا از آمریکا و استکبار هم هیچ گله ای نداریم آنها باید بین ما و هند، پاکستان و کره شمالی فرق قائل شوند. آمریکا باید ایران را حتی بعد از اثبات مقاصد صلح جویانه هسته ای تحت فشار بگذارد، او
بخوبی فهمیده است ما به دانش هسته ای و حتی بمب اتمی دست یافته ایم
بمب اتمی ایران در راه است و با هیچ پروتکل وبرنامه ای نمی توان رژيم را متوقف کرد. بازرسان آژانس انرژی
اتمی دنبال چه میگردند؟ دانش هسته ای رژيم در تهديد بشريت است

سه‌شنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۴

نامه خداوند:

جناب آقای احمدی نژاد
رئيس جمهور محبوب
حسب درخواست آقای مصباح يزدی از این درگاه احديت بدينوسيله آقای سید کاظم وزیری هامانه را بعنوان وزير نفت معرفی مينماييم. اميد است از مشاراليه در وزارت نفت به نحو مطلوب استفاده گردد. گرجه نامبرده زبان کفار نميداند و درباره نفت چيزی حاليش نيست ولی عيبی ندارد ما خودمان هواتون رو داريم چون با شما قرارداد همکاری بسته ایم.
ضمنا اون هاله ای که چند ماه پيش قبل از سفر به خارجه قرض گرفتی چی شد؟ فورا آنرا تحويل انبار بيت مقام ولايت فقيه که نماينده انحصاری ما در زمين است بدهيد و رسيد دريافت داريد.
والسلام
عرش الهی - خداوند متعال
رونوشت: آقای مصباح يزدی جهت اطلاع و پيگيری
: آقای امام زمان جهت هماهنگی با نمايندگانش در مجلس برای رای اعتماد
: آقای گلپايگانی انبار دار بيت رهبری جهت دريافت هاله

و خدا چگونه احمدي نژاد را آفرید ۳





و خدا چگونه احمدي نژاد را آفرید ۲










یکشنبه، دی ۰۴، ۱۳۸۴

شنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۴

آمران قتلها: کابینه امنیتی دولت جدید ایران

با وجود گذشت سه روز از انتشار گزارش "سازمان ديده بان حقوق بشر" در مورد اينکه مصطفی محمدی (وزير کشور ) و اژه ای (وزير اطلاعات) در قتل زندانيان سياسی دست داشته اند هنوز حتی يک روزنامه و يا خبرگزاری جمهوری اسلامی کلمه ای در مورد اين گزارش ننوشته و يا مخابره نکرده اند. جالب است که وقتی "سازمان ديده بان حقوق بشر " وقتی در مورد کشور ديگری بيانيه يا گزارشی منتشر ميکند تمام روزنامه و خبرگزاری های رژيم آن را با آب و تاب پخش ميکنند ولی در اين مورد سکوت کرده اند. از اينها که بگذريم چقدر شرم آور است که جنايتکارانی چنينی با تمام وقاحت صاحب مقام و منصب نيز ميشوند.







پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۴

بستگان قربانيان هواپيمای نظامی ايرانی ميگويند مقامات برغم هشدار خلبان دستور پرواز صادرکرده بودند
همسر يکی از قربانيان ميگويد شوهرش با تلفن دستی همراه خود به او خبر داده بود که هواپيما سه ساعت روی باند فرودگاه منتظر تعويض خلبانی است که هواپيما را برای پرواز سالم تشخيص نداده است. در ايران، بستگان سرنشينان يک هواپيمای نظامی که روز سه شنبه در جريان سقوط هواپيما در تهران کشته شدند، ميگويند دستور پرواز هواپيما به رغم هشدارهای خلبان که از وجود نقص فنی در هواپيما حکايت داشت، توسط مقامات صادر شده بود. روزنامه همشهری اظهارات همسر يکی از قربانيان را نقل ميکند که گفته است هواپيمای " سی – 130 " سرنگون شده ،روز سه شنبه قرِيب سه ساعت روی باند فرودگاه بود زيرا خلبان حاضر به پرواز نميشد. همسر اين مسافر کشته شده ميگويد شوهرش با تلفن دستی همراه خود بعدا از داخل هواپيما به او خبر داد که خلبان را عوض کرده اند. يک مقام روزنامه شرق نيز، ضمن تائيد گزارشی که اين زن داده است به بخش فارسی صدای آمريکا گفت به او نيز از طريق تلفن دستی خبر داده شده بود که هواپيما در انتظار تعويض خلبان روی باند منتظر است. ارتش ضمن تکذيب اين اتهامات از دستور دولت برای انجام تحقيقات خبر داده است. هواپيما ، حوالی ظهر سه شنبه ، به فاصله چند دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه مهرآباد ، به يک ساختمان ده طبقه خورد، و نود و چهار سرنشين آن ، همراه با بيست و دو نفر ديگر در محل سقوط کشته شدند

شنبه، آذر ۱۲، ۱۳۸۴

گزارش هيئت تحقيق و تفحص:

RoboCounter: free web counter

گزارش هيئت تحقيق و تفحص:

بدنبال انتشار فيلم جنجالی اظهارات احمدی نژاد در مورد سفرش به نيويورک، کميته حقيقت ياب متشکل از تعدادی
آدمهای درست و حسابی مامور شدند تا در اين مورد تحقيق و تفحص کنند و با شاهدان عينی اين ماجرا گفتگو کرده
و نتيجه را گزارش کنند. لذا با طرح سوال زير نظرات چند نفر از شاهدان عينی را جويا شدند:
- ميدونيد که رئيس جمهور محبوب ما در مورد سفرش به سازمان ملل يه حرفهايی زده که ما نميدونيم راست ميگه
يا شر و ورّه. لطفا شما که از نزديک شاهد ماجرا بوديد نظرتان رو بفرماييد

حاج آقا کوفی عنان: صددر صد راست ميگه. بحضرت عباس راست ميگه. اين تن بميره راست ميگه. چرا شم
ا
بهتان ميزنين به اون زبان بسته. من خودم شاهد بودم. خودم ديدم که موقع صحبتهای احمدی نژاد هيچ کس از جايش
تکون نميخورد. آخه ميدونيد هربار که يه نفر ميره پشت تريبون سازمان ملل سخنرانی کنه، بقيه سران کشورها
مرتب شلوغ ميکنن و از سر و کول هم بالا ميرن. پاکن و مدادتراش همديگه رو برميدارن. گوش بغل دستی شون
رو می پيچونن. با هم کشتی ميگيرن و گاهی دعوا ميکنن. يه بار هم زدند لوله بخاری نفتی سازمان ملل افتاد توی
صحن اجلاس. خلاصه خيلی شيطونی ميکنن ولی اين دفعه که رئيس جمهور محبوب شما صحبت ميکرد همه ساکت و
آروم بودند. کسی انگشت توی دماغش نميکرد. همه محو جمال زيبای يوسف گمگشته شون شده بودند. بعضی ها
هم از فرط محو شدن در زيبايی و خوش تیپی اين مرد در حالی که ميخواستند ميوه را با کارد ميوه خوری پوست
بکنند دست خودشون را بريدند و راهی بيمارستان شدند و هنوز هم در اونجا بستری اند.

برادر بسیجی تونی بلر: خيلی مخلصتم احمدی نژاد جون. تو منو از گمراهی بيرون آوردی. يه عمر مسيحی بودم و
مثل حيوان فساد ميکردم. ديگه توبه کردم. ديگه آدم شدم. خدا از سر تقصيرات ما بگذره. من همون موقع که چهره
نورانی احمدی نژاد رو ديدم متحول شدم و همانجا فرياد برآوردم: اشهدان لا اله الا الله. شما نميدونين اين مرد چقدر
حرفهای جالبی زد. دعای فرج آقا امام زمان رو توی سازمان ملل خواند.آخ حال کرديم. چند وقت بود اينجوری حالت
معنوی پيدا نکرده بودیم. همان موقع که احمدی نژاد داشت سخنرانی ميکرد و هاله نور دورش را احاطه کرده بود
من با خودم ميگفتم: خدايا قدرتت رو شکر! چی خلق کردی! تو در همه کار توانايی!

بحضرت عباس شاهکار خلقت خداست اين مرد. از اين کس خل تر رو خدا نميتونست خلق کنه. اين خودش نشانه
قدرت خداست والا کی ميتونه اينجوری پشت سرهم زرت و پرت بگه؟ بجای طرح ابتکاری در مورد فعاليتهای هسته
ای دعای توسل بخونه؟

آقاجون! اعجوبه ای است اين مرد. راستش رو بخواهيد تا بحال ما همچين چيزی نديده بوديم. بخاطر همين -
اونجوری حيرت زده شده بوديم و ساکت بوديم
.
شیطان بزرگ جورج دبيليو سی: من در مورد علت تکون نخوردن ديگران اظهار نظری نميکنم ولی مورد خودم رو
ميگم. همين که احمدی نژاد شروع کرد به حرف زدن ، من احساس شديدی به رفتن به دبليو سی(همان مستراح
سابق) پيدا کردم لذا توی يه کاغذ کوچک برای خانوم کاندوم ليزا رايس نوشتم که خانوم اجازه ! ما جيش داريم
ميشه بريم بيرون؟ که متاسفانه فکر ميکرد من بازهم مثل سابق دارم دروغ ميگم و لذا به من اجازه نداد. من هم
نتونستم خودمو کنترل کنم و کاری که نبايد ميشد شد و ديگه من نميتونستم تکون تکون بخورم چون ميترسيدم از
توی شلوارم بريزه بيرون و بقيه فکر کنند که این منم که بوی احمدی نژاد رو ميدم.

avlin bad az rahai

RoboCounter: free web counter
saeededigar ali نسيم siavash hosseein Sadegh Jam degarandish2 جوان مبارز سیامک حجت الاسلام فاکر nasrin ترانه آرمین گيله مرد Hasanagha آينــه kourosh Polad Homayoni مصي arash شبنم golku andisheye_nima meisam كرم دندون افشين ايرانی برون كا hoghooghdan بابك خرمدين Kourosh فرهنگ پارسی iranvij سنگ صبور Afghan LORD mohammadreza amir h.moghadam shooreshi آهو hogoda Soheil Assadi samira Ardeshir Dolat seyedaligeda ایران آزاد توکای باغ آینه Arash Sorx shay spearwort bamdad kami Joacim Blomqvist Human Rights SiAvAsH pegah nonsense dada sootehdel شبح کورش Reza Ali مسعود Ernesto che guevara RaminMolai Alireza Taherpour Khakestarineh Bijan m یک عاشق قدیمی nana Ali zed Mollah in Canada reghbal aira maXoud 1zan moonesetanhaiee KakHiwa sanam Bita Bakhshande ََعلی ahad fartaak mahidoodi

شنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۸۴

روز مرگ شیطان گجستک !!

روز مرگ شیطان گجستک !!

نا نجیب زاده نی گر دهیر ده سولطان ائده سن شوکتین آرتیرسان مثل سولیمان ائده سن

قاراداشی ازیب قانیینن الوان ائده سن رنگی تغییر تاپار لعل بدخشان اولماز

بلاخره مرگ ونیستی سراغ بت کبیر هم آمد کسی که برای رسیدن به آرزوهای خود سامان و نظم یک ملتی

را با شیادی به باد فنا داد کسی که عقده انتقام چنان چشمایش را کور کرده بود که وقتی بعد مدتی به ایران

برگشته بود اولین محل دیدار وی گورستان بود که وی آرزوی آبادیش را می کشید !! و در مقابل سوال

خبرنگار که نظر وی را درمورد مردم می پرسد با حالت وقیافه عبوس همیشگی خود تنها به کلمه هیچ

بسنده می کند !! البته که نیات باطنی خود را به زبان رانده ولی از طرفی بی سوادی و حماقت وی را بر

همگان آشکار کرد که چگونه کسی متولی و خود را قیم مردم ایران کرده و لابد چه سان حاکمیتی خواهد

داشت و دیدیم و دیدند چگونه وجودی بود!! جزء انتقام و کشتار و اعدام ها و ...غارت اموال مردم ایران

و افروختن آتش جنگ که بیش از یک میلیون ونیم جوان و انسان ایرانی را به ورطه هلاکت رساند و دنیای

را با چهره تروریست دولتی آشنا ساخت و مردم دنیا را به سبب داشتن ملیت خاصی محکوم به مرگ می کرد

و امریکای و اسرائیلی بودن جرم بس سنگینی بنام مرگ داشت که فتوی آن را این پیر مریض می داد

واموال مردم را به نفع طرفداران خود مصادره می کرد و حکم اعدام را برای جوانان زیر بیست سال به

راحتی آب خوردن می داد و هنوز فتوی حکم اعدام دختران باکره روح پاک هر انسان را از یاد آوری

آنها آزرده می شود و صد البته که برای این امام!! بی هویت و بی ریشه و نسب عماد الدین باقی ها و

حجار یان ها دست بکار شده و برای امامشان!! سعی در کسب هویت و نسب می کنند و جالب آنکه نسب وی

را با سه روایت به شیخ صفی و سلسله صفوی نسبت داده غافل از آنکه ( با پوزش از هموطنان و دوست

صمیمی و خرمی اردبیلی من این مطالب صرفا گریبانگیر شیادان و کسانی که با سوء استفاده از احساسات

و باور های پاک مردم سعی در استثمار و بهره برداری از این باور ها به نفع خود نموده اند و مطرح کردن

این مطالب به هیچ وجه قصد اهانت به دلاور مردان و تاریخ سازان اردبیل نیست هدف افشای حقایق و

روشنگری اذهان است و بس و مردم اردبیل در نظر نگارنده مردم سخت کوش و با غیرت وهمیشه ایرانی و

همیشه آذربایجانی و قابل احترام و تقدیر هستند ) نسب خود شیخ صفی و سید بودن وی بر اساس تحقیقات

کلا رد شده چنانچه در کتاب شیخ صفوی وتبارش دروغ بودن سیادت صفویان توسط شادروان کسروی با

ادله و مستندات و تحقیقات رد نموده همانگونه که :" پسر شیخ صفوی صدر الدین که به هوس سیدی افتاده

و بعد از مرگ پدرش وی را به سیدی نمی شناختن با خواب و کوشش مریدان چنین تباری برای خاندان

خویش بسیجیده ... و ثابت نموده از شیخ صفی تا شاه اسماعیل در دویست سال سه دگرکونی اتفاق افتاده

وعبارتند از :

یک: شیخ صفی سید نبوده و نبیرگان او سید شده اند

دوم: شیخ سنی بوده و نبیره او شاه اسماعیل شیعی و سنی کش در آمده شاه اسماعیل ایران را از سنی ها

می پیراست واین در حالی بود که پدرش و نیای وی شیخ صفی سنی بوده اند

سوم : شیخ آذری زبان بوده (شاخه از زبان آذری پهلوی ) ولی بازماندگان او ترکی را پذیرفته اند

با این تحقیقات اگر بر فرض وی از نسب صفویان باشد بدین ترتیب سیادت وی از بین می رود و شیاد بودن

وی نیز دگر بار آشکار می گردد و این در حالی است که اکثر محققان نسب خمینی را هندی می دانند وبنابر

این خاطرات که در اوائل انقلاب از حضور وی در کره ماه و آنهم در حال عبادت و نماز شاید تلاشی از نوع

کسب آبرو و بخشیدن یک چهره مقدس برای خمینی بود و بس . آری انسانها را بخاطر اعمال و رفتار که از

وی بجا مانده سبک سنگین می کنند و شخصیتی را برای هر انسانی تعریف می کنند که یا شایسته تمجید و

تعریف باشد یا ننگ ابدی را همیشه به همرا خود خواهد داشت و اینک این خمینی و اعمال وکنش های وی

در زندگی ننگین اش بوده که بایستی خواننده خود به آن درجه از شناخت و آگاهی برسد که بتواند داوری

شایسته بنماید که آیا مطلا و زرین کردن گور یک شخص می تواند از وی چهره انسانی در بین مردم ترسیم

کند پس معنی شعر بالا می تواند جواب درستی بر این سوال و سوال های دوستان جوان که آنروز ها را

ندیده اند بدهد .

*********************************************************************

اما یک خاطره خودم در آنزمان از خمینی که ادعا می شد در ماه دیده می شود را برایتان تعریف می

کنم : خوب داداش ام در حال فوتبال بازی بود و من هم کنار دروازه ایستاده بودم یکی از دوستان هم

محلی ما که از نیکان است در حال مستی یهو گفت مردم کجا را نگاه می کنن !! که توجه ما را نیز جلب

کرد ما هم طبق همه مردم آسمان را می کاویدیم !! بلاخره این دوست مست ما گفت که کجاست ؟ یهو

حاجی خلیل امین رئوف با یک پس گردنی زدن به این دوست مان گفت وقتی همه میبینند تو هم بایستی

ببینی!!! یاد آوری می کنم یکی از پسران وی بیوک به جرم فدائی اقلیت دستگیر شده بود که پس از چندین

اعتراف که دوستانش را لو داد به مال و منالی رسید و پسر دیگر اش فرمانده سپاه محمد امین رئوف

از جلادان و غارت گران بنام تبریز می باشد که در جریان انقلاب کلیه فرشهای نفیس و اشیاء گرانبهای

استانداری آذربایجانشرقی را به همراه پسران پیر مرد !!و خود ساریخانی کفیل استاندار رژیم غارت کردند.