آریو
Friday، February 24، 2006

هفتادوپنجمین سالروز سپه خیز سردار میهن پرست ایران رضا شاه بزرگ برای نجات واستقلال ایران بر ایرانیان پیرو راستی گرامی باد.1شرایط امروز ایران بی تردید از بسیاری جهات شباهت غریبی به واپسین سالهای سلطنت احمد شاه قاجار، سلطان بی کفایت ، آزمند، زراندوز، نادان و مستمری بگیر انگستان دارد.1سپه خیزی سوم اسفند 1299 و آمدن رضا خان نتیجه ی مستقیم ادامه ی سیاست ناواقعگرای قرن نوزدهمی حکومت بریتانیا وگل سرسبد آن قرار داد 1919 در ایران پس از جنگ جهانی اول بود. ایرانی که ملی گرایی تازه ای در آن عمیقا ریشه دوانیده بود. ده سال نخست پس از سپه خیز دوره ی نوآوری وا قدامات جسورانه ، امیدهای بزرگ ، اطمینان فزاینده ، احترام واتکای به نفس بود.1درسالهای واپسین این دهه ازقراین چنین بر می آید که ایران کشوری مستقل و فارغ از سلطه ی خارجی بوده است.1
به نقل ازایران – برآمدن رضا خان – بر افتادن قاجار و نقش انگلیسها : نوشته سیروس غنی
ایران آشوب زده ی پیش از سپه خیز رضا شاه، میدان تاخت و تاز و قدرت نمایی روسیه وانگلستان بود، جنبشهای جدایی طلبانه در شهرهای مرزی ایران، تسلط کامل انگلستان در خوزستان و بهره برداری خودمختارانه از چاههای نفت ایران، شورشهای عشایری، دولتمردان و سیاست مداران ناتوان و یا مواجب بگیران انگلستان و روسیه ، سلطان خوش نشین و بدون کمترین عشق و انگیزه به منافع ملی ایرانیان که لبو فروشی در پاریس و دریافت مستمری ماهیانه از دولت انگلیس به مبلغ 15000 تومان را به جایگاه بایسته ی شاهی میهن پرست و مردم دوست در ایران برتر می شمرد. انعقاد قرارداد 1919 توسط گروه سه نفری ایران فروش { صارم الدوله ، نصرت الدوله فیروز و وثوق الدوله } که به موجب آن ایران رسما تحت الحمایه و مستعمره ی انگلستان می شد و بنابراین قرارداد ننگین زمام امور نظامی و مالی ایران یکسره به بریتانیا واگذارمی گردید. به گزارش لنسلات الیفنت سرپرست امور خاور نزدیک در وزارت خارجه ی انگلیس صارم الدوله مبلغ 131000 لیره " 400000 تومان" بابت انعقاد این قرارداد از کاکس دستخوش و شیرینی دریافت کرده بود. ورشکستگی اقتصادی و خزانه ی تهی ، آشفتگی و هرج و مرج در تمامی عرصه ها و فقر و تهیدستی و بیسوادی عمومی زمینه را برای چیرگی کامل انگستان در ایران فراهم نموده بود. جنبش مشروطیت گونه ای حکومت پارلمانی صوری بدون هیچگونه نظام منسجم حزبی پدید آورده بود که فقدان شخصیتی توانمند که بتواند در شیرازه ی از هم گسیخته ی امور داخلی و خارجی کشور تمرکز و سامانی بوجود آورد به شدت محسوس بود.1در این آشفته بازاری که نه نام کشور داشت و نه کمترین کورسویی از تمدن دیرین و آرمانهای ملی ، ایرانیان نیز از سیاستمداران ناشایسته به تنگ آمده بودند و یک اراده ی ملی نیرومند در ناخودآگاه مردم شکل یافته بود که تنها یک رهبر مقتدر و دریا دل می تواند رهاننده و نجات بخش کشور از منجلاب نیستی وتباهی باشد. بدینسان رضا شاه از قلب تاریخ و تبلور آرزوهای مردمی به پایان رسیده چون تک سوار سرنوشت برآمد . هر چند گواهی تاریخ نشان از پشتیبانی ژنرال آیرونساید از سپه خیز رضا شاه دارد، اما رضا شاه از همان آغاز به قدرت رسیدن مزدوران و جیره خواران انگستان را به زندان افکند ، مستشاران مالی و نظامی انگلستان را اخراج کرد، به اصلاحات بنیادین اجتماعی و اقتصادی دست یازید و در دورا نی کوتاه ایران نوینی را بنیاد نهاد که به راستی آنچه دستاورد سالهای سلطنت این رادمرد یگانه ی تاریخ معاصرایران می باشد به اعجاز ماننده است. تنها عشق بی پایان به میهن و شهامت و درایت و نبوغی ستایش برانگیز می توانست قوه ی محرکه ی نیرومند او در طراحی و سازندگی ایران نوین باشد.1امروز، ایران در یکی از بغرنجترین و پیچیده ترین فصول تاریخ چندین هزار ساله اش با همه گونه بحرانهای عمیق داخلی و بین المللی دست به گریبان است بیش از هر زمان به رشادت و از جان گذشتگی فرزندانی نیاز دارد که چون رضا شاه بیندیشند ، چون او دلاورانه وبا واقع گرایی وهوشمندی سکان کشتی توفانزده ی میهن را دردستهای توانای خود گیرند و مام میهن این نیاخاک ورجاوند و سرای دلگشای مهر و خرد و گهواره و گور درخشانترین سرداران ، پادشاهان ، حماسه سازان ، ادبا ، پیام آوران نیکی ، خرد ورزان و فرهنگمداران جهان را از لوث وجود اشغالگران آدمی خوار و خونین پنجه ی حکومت اسلامی و میراث داران قادسیه ی اول که برای تداوم بقای خود با خاطری آسوده حاضر به پذیرش ننگین ترین و ویرانگرانه ترین سازشهای ایران بربادده با روسیه و چین و امریکا و کشورهای اروپایی می باشند ، زدوده و پاک نمایند.1تنها راه رهایی و نجات ایران اشغال شده مان ، کوششی هر چند دشواربرای همسان رضا شاه اندیشیدن وهمچون او سرباز شایسته و فداکار مام میهن بودن است.1آیا دگر بار مام میهن و جبر تاریخ فرزندی اینچنین گرانمایه و نجات بخش، آزاده و سر و جان به سودای میهن نهاده، متهور و از خود گذشته و بی همانند و بلند همت به مردمان تا مغز استخوان پشیمان ازابلهانه ترین جنون ملی " انقلاب سیاه " و نسلهای بیگناهی که ناخواسته میراث داران حماقت تاریخی پیشینیان خود هستند، ارمغان خواهد نمود؟او نمونه و نماد متعالی ترین ارزشهای میهن پرستی و آموزگار ناسیونالیسم ملی در تاریخ معاصر ایران است.1بیکرانه ترین درودها برانوشه روانان تاریخ ایران، از دیااکو تا کورش بزرگ، از داریوش بزرگ تا انوشیروان وبزرگمهر، از آریو برزن تا بابک ، از مازیارتا یعقوب لیث صفاری ، از رضا شاه بزرگ تا فرزند فروزان مهرش به ایران که یک تنه در برابر زیاده خواهی های امپراتوران نفتی جهان ایستاد و قربانی عشق بی انتهایش به میهن و هم میهنانش گردید.1بیکرانه ترین درودها برروان آنانکه در راه آزادی و استقلال و یکپارچگی جغرافیایی و همبستگی ملی ایران و ایرانیان عاشقانه جان باختند. امروز نیز مادرمان ایران با قلبی خون چکان و پیکری زخم خورده، چنین جانبازان وسلحشورانی را بیتابانه چشم درراه است.1
پاینده ایران –آزاد ایران – برافراشته باد درفش کاویان وپرچم شیر وخورشید ایرانسوم اسفند 7027 آریایی – 2564 شاهنشاهی- 21 فوریه 2006 میلادیسیندخت پارسی- جنبش جوانان ایران نوین – کانون پیشاهنگان
Monday، February 20، 2006

این اطلاعیه فریاد تظلم خواهی انسانی از بین میلیون ها ایرانی است که آثار دهشتناک شکنجه های رژیم جمهوری اسلامی را همواره به صورت کابوس با خود دارد. در این بیست و هفت سال رژیم جمهوری اسلامی سعی وافر نموده تا افکار عمومی جهانیان را فریب و تا حدودی همراه خود سازد .
رژیم همواره کوشیده تا از خود چهره ای دموکرات و مردمی نشان دهد، اما من اینک به عنوان نمونه ای از میلونها ایرانی که عضو هیچ گروه و سازمانی نبوده اعلام می کنم که صرفا به خاطر نوشتن و داشتن اندیشه های متفاوت - با آن چه رژیم برای خود و مردم ایران زمین تحت عنوان خط مشی رسمی تدوین کرده - مورد وحشتناک ترین شکنجه های قرون وسطایی قرار گرفته و تا امروز نتوانسته ام با مراجعه با یک مرجع صلاحیت دار حقانیت خود را اثبات و فریاد تظلم خواهی خود را به گوش جهانیان برسانم.
در طول سال های گذشته جدا از تهدید به اعدام در سلول های انفرادی، محرومیت از کلیه امکانات اجتماعی - نه تنها خود بلکه کلیه اعضای خانواده ام -، مصادره اموال، ممانعت از ادامه تحصیلات عالیه، زندان های متفاوت و متمادی و در نهایت مجبور به جلای وطن و دوری از خانواده ام شده ام؛ همواره تحت شکنجه های قرون وسطایی – از جمله اجرای چندین نوبت حکم شلاق و تازیانه- عوامل این رژیم بوده ام که منجر به شکستن جمجمه سر، فک، دندان ها، کتف چپ، دست چپ و انگشتان ام شده است.
ریاست محترم؛
این اطلاعیه در دفاع از منافع شخصی ام نیست ، بلکه نقطه مقابل آن و داستان ملتی است که اسیر عده ای شده اند که خود را بر آنان مسلط کرده و تصویری خلاف واقع از مردم ایران نزد جهانیان ساخته اند. یقین داریم تصویر غلط ایجاد شده نزد مردم جهان به واسطه حمله های شبانه عوامل این رژیم به منازل مردم و دانشجویان،؛ اعدام زنان آبستن، گروگان گرفتن والدین برای تسلیم شدن شخص، تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام آنها، تبعیض نژادی، دینی و قومی، کشتن زندانیان در بند رژیم و خودکشی جلوه دادن آنها، تجاوز به همسران جهت اخذ اقرار از متهم و ... فقط و فقط با شناسایی و مجازات آمران و عاملان این جنایت ها قابل ترمیم است.
لذا من در عین صداقت آمادگی خود را جهت اثبات تمامی ادعاهای فوق با انتشار این اطلاعیه اعلام می دارم، اگر چه این حقایق گوشه ناچیزی از بی شمار جنایت های رژیم جمهوری اسلامی است.
در ضمن فرصت را مغتنم شمرده و خواستار تشکیل کمیته بین المللی حقیقت یاب جهت بررسی جنایت ها و شکنجه های رژیم جمهوری اسلامی - که هم آمران و عاملان این جنایت ها در قید حیات هستند و هم آسیب دیدگان و آثار به جا مانده از این جنایات به سبب معاصر بودن قابل کشف و دسترسی آسان است- و خواستار حمایت از گروه های ایرانی فعال حقوق بشر در خصوص محکومیت گسترده و جهانی رژیم هستم.
با سپاس
آریو[احمد] سراجی
20.02.2006
www.ariuoz.blogspot.com
sarraji@yahoo.com
Thursday، February 16، 2006
يک هفته از ناپديد شدن حجت زماني گذشت و نگرانيهاي خانواده او ، دوستان و هم زندانيان او، نگراني نهادهاي متعدد مدافع حقوق انساني و نگرانيهاي همه ما ، با اين خبر دردناک پاسخ گرفت. رژيم جنايت اسلامي يکبار ديگر يک فعال سياسي، و يک مخالف خود را ددمنشانه به قتل رساند. او را به قتل رساند، تا چند صباحي ديگر به عمر ننگين خود بيافزايد، او را به قتل رساند، تا مشتي آخوند و جاني و اراذل و اوباش در حکومت بمانند.
اين جنايت با موجي از نفرت و انزجار در سطح بين المللي و در ايران مواجه خواهد شد.
حجت زماني ، پنجمين قرباني خانواده زماني، در طول چند سال اخير است. دو برادر و دو خواهر او نيز به دست حکومت اسلامي و يا در جريان فعاليت عليه حکومت به قتل رسيده اند.
اينرا در سراسر دنيا بايد اعلام کرد، بايد اين جنايت را به گوش جهانيان رساند و اعلام کرد که حکومت جنايتکاران در ايران را بايد سرنگون کرد. حکومتي که بر درياي نفرت و انزجار ميليونها نفر مردم ايران نشسته و فقط با زندان و شکنجه و اعدام سرپا مانده است.
دير نيست روزي که جانيان فاشيست اسلامي را به نيروي مردم معترض به زير کشيده و ياد عزيز همه کسانيکه در راه دفاع از حقوق انساني کشته شده اند، را گرامي بداريم.
حجت زماني فعال سياسي و از فعالين سازمان مجاهدين خلق ايران بود. او در سال ۲۰۰۲ دستگير و به چهار بار اعدام محکوم شد. او درزندان حکومت نيز با دادن اطلاعيه و اعلام موضع در مورد مسائل سياسي ، فعاليت خود را به پيش ميبرد.
از حدود ۱۰ روز پيش حجت در زندان ناپديد شده و عدم حضور وي در بين هم بندان و بقيه فعالين سياسي محکوم به اعدام موجي از نگراني را دامن زده بود.
امروز چهارشنبه ۱۵ فوريه، اخبار حاکي از اعلام رسمي اجراي حکم اعدام حجت زماني و دادن اين خبر به خانواده او است. پخش اين خبر، بر نگراني کساني همچون سعيد ماسوري، خالد هرداني، شهرام پور منصوري و فرهنگ پور منصوري و کسانيکه به اعدام محکوم شده اند، افزوده است. بويژه اينکه جمهوري اسلامي ايران تهديد کرده بود که اگر پرونده هسته اي حکومت اسلامي به شوراي امنيت برود، بلافاصله اين محکومين به اعدام را ، به قتل خواهد رساند.
کميته بين المللي عليه اعدام ، مراتب انزجار عميق خود را از اين جنايت بيشرمانه حکومت اسلامي اعلام ميکند. ما به خانواده حجت زماني صميمانه تسليت ميگوئيم و خود را در اين روزهاي سخت و دردناک در کنار آنها ميدانيم.
ما يکبار ديگر به نهادهاي مدافع حقوق انساني و به همه مردم در ايران ودر سطح بين المللي، فراخوان اعلام اعتراض سراسري و بين المللي به احکام اعدام و احکام اعدام فعالين سياسي، را داده و خواهان دامن زدن به يک
با گذشت بيش از يك هفته از انتقال حجت زماني به مكاني نامعلوم مي گذشت و خانواده او ، همبنديان اش ، ديگر زندانيان سياسي و فعالان حقوق بشر با وجود تلاش هاي بسياري موفق به كسب خبر از وي نشده بودند كه امروز به طور غير رسمي دادسراي انقلاب خبر اعدام او را خانواده اش اعلام كرد.
در طي روزهاي گذشته تنها بر اثر حدس و گمان و به دليل تهديد زندانيان سياسي از سوي مقامات زندان رجائي شهر به اعدام به اين موضوع پرداخته مي شد تا اينكه فردي از زندان با « كميته دانشجوئي دفاع از زندانيان سياسي » تماس گرفته و اعلام مي دارد ، حجت زماني را بر چوبه دار ديده است. ضمن آنكه «حاج كاظم» رئيس زندان رجائي شهر به زندانيان سياسي گفته بود:« او را اعدام كرده ايم و به كسي هم مربوط نيست.»
رژيم جمهوري اسلامي حجت زماني مبارز سياسي را در آستانه عاشورا اعدام كرد تا جو رعب و وحشت و نگراني را در دل زندانيان سياسي و مدافعان آزادي ، دمكراسي و حقوق بشر ايجاد كند. آنها با اين اقدام غير انساني و ناجوانمردانه صحراي كربلا را به تصوير مي كشند تا خود را در جبهه حق و تمام مخالفان خود را در جبهه باطل قرار دهند كما اينكه در گذشته همين دست اقدامات را به مناسبت هاي مختلف انجام داده اند.
حجت زماني بارها به بازجوئي در زندان اطلاعات (209) منتقل مي شد و چندين بار در معرض اعدام قرار گرفت اما روحيه خود را نباخت. زماني از سال 1380 يعني بيش از 4 سال و نيم در زندان به سر برده است. در اين مدت او با همكاري ساير زندانيان سياسي در اكثر اعتراضات داخل زندان حضور فعال داشته است. علاوه بر حجت ساير اعضاي خانواده اش به طور دائمي تحت فشار بوده اند و حتي دو برادر وي در سالهاي 78 و 79 توسط ماموران رژيم در این راه جان باختند.
او در تابستان سال 1383 در شعبه 6 دادگاه انقلاب اسلامي به رياست قاضي حقاني، به 4 بار اعدام محكوم شده بود. اين حكم در ديوانعالي كشور توسط «محسني اژه اي» و «نبي راجي» به دو بار اعدام و پرداخت يك ديه كامل تغيير يافت.
حجت زماني از ميان ما رفت. گلوي مان پر از بغض و دل مان انبوهي از درد يار از دست رفته است اما قدم هاي مان استوار مي ماند و در برابر استبداد خم نخواهيم شد. رژیم با اعدام ، ترور ، زندانی کردن و سرکوب مخالفان خود نتیجه ای نخواهد گرفت.
اما چقدر دردناک است لحظه های سخت و دیرگذر زندان های مخوف جمهوری اسلامی. هنوز فراموش نمي كنم زندان توحيد را كه وقتي صداي شكنجه هاي زندانيان به گوش مي رسيد يا صحبت از اعدام مي شد تن ادم مي لرزيد. وقتي با زندانياني در زندان روبرو مي شدم كه زير حكم اعدام بودند مو بر تنم سيخ مي شد. چه مي كشند آنها كه مدتها با حكم اعدام در زندانند و سپس ناجوانمردانه به چوبه دار سپرده مي شوند.

روزنامه همبستگی : الهام افروتن روزنامه نگار 20 ساله در زندان خودكشي كرد
به نوشته روزنامه همبستگی چاپ تهذان الهام افروتن روزنامه نگار 20 ساله كه به اتهام چاپ مطلبي در روزنامه تمدن هرمزگان در بازداشت جمهوري اسلامي به سر مي برد، در زندان خودكشي كرده و استاندار هرمزگان هم اين خبر را مورد تاييد خبر داد. خبرنگاران بدون مرز هفته گذشته نسبت به جان اين خبرنگار هشدار داده بودند. دكتر عبدالكريم لاهيجي حقوقدان در پاريس در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: نخستين بار نيست كه در جمهوري اسلامي يك كسي را مي كشند و بعد اسمش را خودكشي مي گذارند و به غير از مساله سعيد امامي، دكتر كاظم سامي را هم وقتي كشتند، بعد از چند روز گفتند قاتل او در يكي از شهرستان هاي جنوب پيدا شده و خودكشي كرده؛ بنابراين اينها روش هاي كلاسيكي است كه متاسفانه در همه حكومت هاي خودكامه وجود دارد. با توجه به اين كه در ايران دادگستري مستقلي نيست، قوه قانونگذاري مستقلي نيست كه لااقل خانواده مقتول بتوانند از آنها درخواست كميسيون
الهام افروتن نويسنده جواني است که با تشبيه کردن خميني به ويروس ايدز و نگارش يک مطلب طنز گونه در مورد نحوه مقابله با ايدز حکومتي، دستگير و زير شکنجه شديد قرار گرفته است. گفته ميشود که او که جوان ۱۹ ساله اي است تاب تحمل شکنجه هاي وحشيانه را نداشته و به اغما رفته و يا زير شکنجه هاي مزدوران حکومتي به قتل رسيده است.
روز به روز سرنوشت الهام افروتن، نويسنده جوان در ايران، مورد توجه بيشتري قرار ميگيرد و اعتراض نهادهاي بين المللي به جمهوري اسلامي ايران شدت ميگيرد.
ديروز سه شنبه ۱۴ فوريه، انجمن قلم نروژ با ارسال يک نامه اعتراضي به احمدي نژاد و مقامات حکومت اسلامي به دستگيري و شکنجه الهام افروتن و شش نفر از همکاران روزنامه " تمدن هرمزگان" اعتراض کرده و خواهان آزادي فوري اين چند نفر شده است.
در نامه اي به امضا کارل مورتن ايررسون رئيس انجمن قلم نروژ ، دستگيري الهام افروتن و شش نفر از همکاران اين روزنامه بشدت محکوم شده است و از آزادي بيان و آزادي نويسندگان دفاع شده است.
کميته بين المللي عليه اعدام اين اقدام انجمن قلم نروژ را ستوده و از همه نهادهاي مدافع حقوق انساني دعوت ميکند فورا به اين رفتار وحشيانه جمهوري اسلامي ايران اعتراض کنند.
طبق اخباري که به دست ما رسيده است، جمهوري اسلامي ايران در صدد است که الهام افروتن را بي سر و صدا به قتل رسانده و بنظر خود، از همه منتقدين ومعترضين و نويسندگان مترقي زهر چشم گرفته و بويژه نسل جوان را که بي مهابا مقامات حکومت و مقدسات اين حکومت فاشيست را به سخره ميگيرد، ساکت کند.
فراخوان ما به همه نهادهاي مدافع حقوق انساني اينست که فورا و بهرطريق ممکن به دستگيري و شکنجه الهام افروتن و شش نفر از همکاران او اعتراض کرده و خواهان آزادي فوري آنها شوند.
کميته بين المللي عليه اعدام
۱۵ فوريه ۲۰۰۶
Sunday، February 12، 2006
















کيوان حسيني (رادیو فردا): چرا بعد از چهار ماه که از انتشار طرحهايي از پيامبر اسلام در يک روزنامه دانمارکي گذشت، مسلمانان اعتراض کردند؟ اين سئوالي بود که خبرنگاران را در هفته گذشته به عکسي از خبرگزاري آسوشيئتدپرس رساند. در اين عکس، مردي با ماسک خوک، در حال شکلک در آوردن ديده ميشود. (عکس سمت چپ) اين همان طرحي است که بسياري از مسلمانان را خشمگين کرده، چرا که چند روحاني دانمارکي مدعي شده بودند که اين عکس، يکي از همان طرحهايي است که روزنامه دانمارکي از پيامبر اسلام منتشر کرده است. روز چهارشنبه خبرگزاري آسوشيتدپرس، رسما به اين اقدام روحاني دانمارکي اعتراض کرد. در اطلاعيه اين خبرگزاري تاکيد شد که اين عکس در يک مسابقه تقليد از خوک در فرانسه گرفته شده و هيچ ربطي به 12 طرح جنجالي ندارد. روحانيون دانمارکي نسخه کپي سياه و سفيد اين عکس را به 27 سازمان اسلامي در مصر و لبنان نشان دادند و از آنها خواستند که ساکت ننشينند، چرا که به پيامبر اسلام در دانمارک توهين شده است. آنها تنها به اين عکس نيز قناعت نکردند. به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين روحانيون که از 12 طرح روزنامه دانمارکي عصباني بودند، براي برانگيختن مسلمانان جهان، پرونده اي 43 صفحه اي، شامل 12 طرح اصلي به همراه سه عکس ديگر با خود به خاورميانه بردند. به جز عکس مسابقه تفريحي فرانسوي، دو عکس ديگر صحنه هاي غير اخلاقي جنسي بودند که هيچ گاه نه تنها در روزنامه دانمارکي، بلکه در هيچ نشريه ديگري منتشر نشده اند و اساسا هيچ ارتباطي به پيامبر اسلام ندارند. يک نظر سنجي در دانمارک نشان مي دهد که 58 درصد مردم اين کشور، اين روحاني را مسئوول بحران اخير مي دانند و هم اکنون تنها 22 درصد روزنامه دانمارکي را براي انتشار طرحها سرزنش مي کنند. در اين ميان 11 درصد دانمارکيها نيز معتقدند که دولتمردان خاورميانه سزاوار سرزنش هستند. به نوشته خبرگزاري فرانسه، هم اکنون برخي از شهروندان دانمارکي خواهان اخراج اين روحاني از دانمارک هستند. آندرس فوق راسموسن Andres Fogh Rasmussen، نخست وزير دانمارک نيز در اين باره گفت: بخش بزرگي از بحران ديپلماتيک اخير به اين دليل است که بعضي ها، اطلاعات غلطي درباره دانمارک منتشر کرده اند. وي روحانيوني که اين کار را انجام داده اند را «تندرواني که با دادن اطلاعات غلط از دانمارک، به شعله هاي آتش نفت ريخته اند» توصيف کرد. وي در مصاحبه با روزنامه هرالد تريبيون، همچنين به ايران، سوريه و تشکيلات خودگردان فلسطيني اشاره کرد و گفت: ما با تندروهاي مذهبي رو به روييم که براي پيشبرد اهداف خود، از موقعيت سوءاستفاده کردند و بر اين آتش دميدند. نخست وزير دانمارک افزود: تندروهاي مذهبي به بي ثباتي در کل منطقه دامن زدند.احمد ابولمن، رئيس جامعه مسلمانان دانمارک به تحريک روحانيون دانمارکي براي سفر به کشورهاي خاورميانه و تماس با تندروهاي اين کشورها متهم است.----------------------------------------------------
hasanagha.net : از روزی که سفارتهای دانمارک و نروژ رو در سوریه و بیروت به آتش کشیدند جو به ناگاه تغییر کرد. چه کسانی چه اهدافی را در این قضیه پی گیری میکنند؟ یک ملای احمق (دست نشانده) توی دانمارک حرکتی را شروع میکند، حالا تمام نیروی سیاسی اروپا بسیج شدهاند با این حال قادر نیستند آتش بپا شده را خاموش کنند. (یک دیوانه سنگی را در چاهی میاندازد حالا 40 عاقل نمیتوانند آنرا از چاه در آورند).احمد آکاری (Ahmed Akkari) یک ملای جوان مقیم دانمارک است. او پس از اینکه اعتراض هایش در دانمارک به نتیجه "مورد نظرش" نمیرسد، بار سفر می بندد و با خود 12 کاریکاتور منتشر شده در یلاند پستن را همراه با 3 کاریکاتور دیگر (سه کاریکاتوری که یقینا رندان برای دامن زدن به این آتش تهیه کرده بودند و هیچ ربطی به کاریکاتورهای منتشره در روزنامه دانمارکی ندارد) را با خود به خاورمیانه میبرد تا با تماس با (علمای!! اسلام) و سیاست مداران آتشی را که بتواند ایشان را ارضاء کند بپا میکند. از قرار معلوم این سه کاریکاتور برخلاف آن دوازده تای دیگر بسیار توهین آمیز هستند. اکنون گویا آتش چنان شعله ور شده که عنقریب است دامن خود این ملای احمق را هم بگیرد در نتیجه تصمیم به عقب نشینی گرفته. بنا به ادعای خبرنگار داگ بلاد (یک روزنامه نروژی) احمد آکاری در حال حاضر با دولت و مسئولین دانمارکی همکاری کامل دارد تا بلکه شعله ای را که روشن کرده خاموش کند.
Denmark needs our support
http://seyedaligeda.blogspot.com
Saturday، February 11، 2006
Wednesday، February 08، 2006
امير سپهر
دانشمندان اتمی جمهوری اسلامی .......های پاکستانی هستند
Friday، February 03، 2006

. اعدام ،شلاق زدن،سنگسار ،و بريدن دست و پا در ملا عام -. کشتار دست جمعي زندانيان سياسي -. سو قصد و کشتار مخالفان سياسي در خارج از کشور -. قتل هاي زنجيره اي سياسي در ايران -. ترويج زندانهاي کشور با گنجايش هزاران زنداني -. ايجاد خفقان سياسي -. ترويج تروريسم بين المللي و داخلي -. زير پا گذاردن حقوق بشر در هر مورد -. سلب آزادي هاي فردي -. آباداني گورستانهاي کشور -. کشتن و زنداني کردن روزنامه نگاران -. پايمال کردن حقوق زنان -. سانسور و بستن جرايد -. آواره کردن بيش از ۵ مليون ايراني در جهان -. ظلم به اقليت هاي مذهبي -. فيلتر گذاري بر اينترنت -. اختلال در پخش برنامهاي راديو و تلوزيون هاي ماهواريي -. دزدي اموال ايران توسط ملايان و انتقال آن به خارج از کشور -. از بين بردن اقتصاد ايران -. ازدياد فقر در ايران -. ايجاد تورم شديد اقتصادي در ايران -. بي ارزش کردن ريال -. ازدياد بيکاري -. افزايش سرقت و جنايت از فرط فقر -. ترويج فساد، فحشا، و اعتياد -. ايجاد بحران مسکن در ايران -. سو تغذيه، کاهش رشد، و افزايش افسردگي در نوباوگان ايران -. بحران وضعيت بهداشتي و بهزيستي در ايران -. هتک حيثيت ايران در عرصه جهاني -. اشغال سفارت آمريکا و گروگان گرفتن اعضاي سفارت به مدت ۴۴۴ روز -. درگيري با کشورهاي همسايه -. جنگ ايران و عراق. مليونها کشته ، زخمي، معلول، و بي خانمان محصول آن -. طرفداري از صدام حسين در جنگ عراق با آمريکا -. دامن زدن به اختلافات منطقه اي خاور ميانه -
. قرار دادن ايران در محاصره اقتصادي -. توليد سلاح هاي کشتار جعمي -. بر تاراج دادن حق قانوني ايران در درياي خزر -. تخريب صنايع هواپيمايي کشور در اثر تحريم اقتصادي و سياسي ضد ايران -. از بين بردن صنايع ايران -. عقب ماندن ايران از سطح تکنولوژي جهاني -. بحران وضعيت آلودگي هوا و محيط زيست -. از بين بردن کشاورزي ايران -. از بين بردن هنرهاي زيبا، تاتر، سينما و موسيقي در ايران -. ترويج قشري گرائي و ارتجاع -. بستن دانشگاه هاي ايران براي انقلاب فرهنگي بمدت ۳ سال -. حمله به محيط دانشگاه، کشتار و سرکوبي دانشجويان -. زيرپاگذاشتن قانون اساسي جمهوري اسلامي -. استخدام اراذل و اوباش حزب الهي و بسيجي براي سرکوبي ملت -. واردات و فروختن قاچاق بمنظور درامد بيشتر براي عناصر رژيم -. فروختن زنان ايران در شيخ نشينهاي خليج فارس -
stoning and amputation of limbs in public2. Mass killings of political prisoners3. Assassination of political dissidents outside of Iran4. Political serial killings in Iran5. Construction of many new prisons holding thousands of political prisoners6. Political oppression7. Promotion of international and domestic terrorism8. Violation of human rights in every category9. Lack of civil liberties10. Improvement and growth of Iran’s Cemeteries11. Killing and imprisonment of journalists12. Violation of women’s rights13. Censorship and closure of publications14. Forcing Iranian’s to flee the country resorting in five million refugees throughout the world and “brain drain”.15. Oppression of religious minorities16. Filtering the internet17. Jamming out of country satellite TV and radio stations18. Stealing Iran’s wealth by the Mullahs and transfer of funds to abroad.19. Destruction of Iran’s Economy20. Widespread poverty throughout Iran21. Severe Inflation22. Devaluation of Iranian Rial23. Increase in unemployment24. Increase in the crime rate25. Promotion of corruption, prostitution and addiction26. Housing crisis in Iran27. Malnutrition, retarded growth and increased rate of depression among Iranian youth28. Public health crisis in Iran29. Making Iran an international “embarrassment”30. 1979 Occupation of the US Embassy in Tehran and holding hostages for 444 days.31. Conflict with neighboring countries32. Iran-Iraq War resulting in millions dead, wounded, handicapped and homeless33. Supporting Sadam Hussein in the US Iraq War34. Destruction of Iran’s Airline Industry35. Causing economic sanctions against Iran36. Producing weapon’s of mass destruction37. Inability to get Iran’s fair share of natural resources from Caspian Sea38. Promoting regional conflicts in the Middle East39. Destruction of Iran’s industries40. Lack of technological advancements41. Air and environmental pollution crisis in Iran42. Destruction of Iran’s agriculture43. Destructions of fine arts, theater, cinema and music in Iran44. Promoting Islamic Fundamentalism45. Closure of Iranian Universities under cultural revolution for three years46. Attacking University campuses to kill and crack down on students47. Violating the constitution of the “Islamic Republic”48. Hiring hooligan’s for beating and crack down on Iranian citizens49. Improving and selling contraband by regimes elements for additional income50. Selling Iranian women as sex slaves in the United Arab Emarets
و با تشکر از سيدعلی گدا http://seyedaligeda.blogspot.com/
¤ لينک ساعت 17:30 ariuo sarraji

آنچیزی که بیشتر زیبنده ملا جماعت است تا مردم ایران...
پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد جنبش ۱۸ تی...
همراه با مردم ایران، بیش از همیشه


















